دکتر علی اصغر سعیدی: سازمان ثبت احوال یک تیپ ایده ال برای نشان دادن ناکارآمدی، اذیت و آزار ارباب رجوع و هر مشکل سازمان دیگری است که فکرش را بکنید. کافی یکبار سرو کارتان آنجا بیفتد. با این همه مشکلات هر چند سال یکبار شناسنامه هم عوض می کنند. و قرار است این تغییرات سال دیگر شروع شود. وقتی مدارکتان را با اسناد سازمان تطبیق می دهند تازه می فهمید اسم پدرتان حسن نبوده بلکه محمد بوده و شماره شناسنامه تان یک رقم نه بلکه چند صد هزار متفاوت از اوراق در دست شماست. گویا وقتی راقم ثبت احوالات شما مشغول بوده، احوال خودش را می نوشته نه شما را.
وقتی کارمندان این سازمان را می بینم که چطور دست و زبان بسته در مقابل اعتراضات شدید ارباب رجوع قرار می گیرند، دلم می سوزد از عذاب وجدانی که بابت این آبراه باریک مالی باید متحمل شوند. قصدم نقد این سازمان نیست بلکه گفتن این مساله است که همین ها کافی است که عینیت هر سند تاریخی را زیر سوال برد و آنچه را که برخی تاریخ نویسان در مورد غیر عینی و غیر واقعی بودن روایت های تاریخی می گویند، در مورد مدارک متقنی چون اسناد احوالات شخصی نیز می تواند صادق باشد. لذا مساله واقعیت در اسناد و روایت های تاریخی مساله مناقشه برانگیز خواهد ماند.
استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران




نظر شما