قطعا نحوه ورود، تربیت و استفاده از آنها قابل تامل است. در این یادداشت نمیتوانیم به طور جامع به انواع به کارگیری نیروها در بخشهای مختلف رسانه بپردازیم اما سعی میکنیم برخی از معضلات این حیطه را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
زمانی که از یک تصویربردار صحبت میکنیم، میدانیم جای کار او تلویزیون است اما موقعی که صحبت از یک گوینده میشود میدانیم او ممکن است در عرصه اجرای رادیویی، تلویزیونی یا واحد دوبلاژ مشغول کار باشد. یا یک بازیگر رسانه میتواند در گروه فیلم و سریال یا واحد نمایش رادیو بازی کند... ما نیاز به تعاریف درست از حِرَف مختلف داریم. مطمئنا تعریف درست بستگی به حمایت سیستم، نگاه عادلانه بدنه رسانه و توان شخصی نیروها دارد.
بعضی از نیروها توان فعالیت در چند عرصه را به صورت همزمان و یا پیوسته دارند اما در این میان مشکلاتی به چشم میخورد؛ به طور مثال گاه حرکت از گویندگی رادیو به سمت دوبله یا نمایش رادیویی، مسیر صعب العبوری پیدا میکند با بالعکس. یا در مثالی دیگر اگر یک نویسنده توان برنامهسازی داشته باشد گاهی به جای آموزش او در مقابلش قد علم میکنیم. نکته دردناک قضیه این است که یک مجموعه به خصوص گاه در مقابل ورود یک فرد خارج از رسانه کمتر گارد میگیرد تا پذیرش فردی که رسانه برای او هزینه کرده و در بخش دیگری مشغول فعالیت است...
همان طور که اشاره شد از آن جایی که از طرف مسئولان رسانه حمایت عادلانه مجزایی برای هر بخش و حوزه لحاظ نشده بدنه آن بخش احساس ناامنی میکند و در نتیجه از ورود فرد جدید به درونش ممانعت به عمل میآورد. قطعا به تفکیک حوزههای مختلف و نگاه تخصصی به رشتههای متفاوت شغلی نیاز امروز هست اما این دلیل نمیشود که جلوی برخی از توانمندیهای شخصی را که استفاده از آنها گاه برای رسانه نیز به صرفهتر خواهد بود بگیریم.
حال در میان این همه غریبگی بین بخشهایی که در همسایگی هم قرار دارند و کار آنها به یکدیگر مرتبط است و حتی به آستانه نیاز به همدیگر میرسند عدهای از آب گل آلود استفاده میکنند بدون آن که تخصص و توان کار در حوزههای متفاوت را داشته باشند و به خاطر نبود نظارت درست به خودشان اجازه میدهند به حریم گوناگون ورود پیدا کنند.
سوال این است کدام یک مقصرتر هستند؟ آن که دانسته و ندانسته، بدون توان و به اشتباه مشغول حرفههای مختلف در رسانه شده است یا کسانی که در جایی که باید سختگیری نکردهاند و برعکس با تعصب بیجا در بعضی موارد، مانع همکاری نیروهای متخصص شدهاند.
نتیجه این نوع برخوردها به بینظمی و آشفتگی و ظهور و بروز بی استعدادهای مدعی منجر میشود به عبارت بهتر با تنگ نظریهای به ظاهر حرفهای ما شاهد دو عارضه خواهیم بود: یکی آن که عدهای از هنرمندان، متهم به حضور در یک عرصه خاص میشوند بدون آن که توان و جرات خروج از این تنگنا را داشته باشند و دیگر آن که کسانی سر بر میآورند که هرگز توانایی حضور در چند حوزه را ندارند و آموزشهای لازم را ندیدهاند.
به همین دلیل باید گفت افراد با استعدادی که با تمام این کج خلقیها موفق به فعالیت در چند بخش رسانه میشوند بسیار اندک ولی خوش اقبالاند.






نظر شما