خبرآنلاین

آخرین به روز رسانی: 18 دقیقه قبل
کد مطلب: 11469
زمان انتشار: جمعه 5 تیر 1388 - 03:07:55
یک آسمان هدایت
در سوگ امام هادی علیه‌السلام

یک آسمان هدایت

اندیشه  - ندایت در نگاه مهربان، و صداقت در بیان لاهوتی‏اش موج می‏زد و آرامش وجودش حتی آسمان را مجذوب خویش ساخته بود!

هامّا او را به وحشت فرا می‏خواندند؛ کسی که خود «هادی» است.

کسی را که تمام کاینات، تواضعش می‏کنند.

چگونه «شیرها»، اسیر قفس، در مقابلش کُرنش نکنند، که هدایت و آزادی تمام موجودات عالم، به وجود مبارک اوست!؟

بگذار متکبّرین مست از باده خودخواهی، علّت حسادت را ارادت جلوه دهند! بگذار نامردمانِ بدون «توکّل»، هر چه می‏خواهند، بیاندیشند!

ارتفاع بال‏های سیاهِ هیچ کلاغی نخواهد توانست از پرتو خورشید بکاهد!

اصل، مسیر هدایت است که امن است!

اصل، کهکشان قبله‏نماست که نورانی است!

اصل، چلچراغ ولایت علوی است که پرتوافشان است!

بگذار «خلیفه‏گاه‏ها» و دارالخلافه‏ها، پر از «یاوه بازار» شکّ و خُرافه باشد! آنان که هدایتشان مقدّر شده، راهنمایی و هدایت خواهند شد.

وجود «امامت» در زمین که همان «حجّت» الهی است، مثل بارش باران است؛ هر کس به کمال ذاتی خود، فیض می‏برد! هرکس به قدر معرفت، خوشه چین رحمتش می‏شود!...

... آن روز، غمی سنگین بر دل «سامرّا» نشسته بود و غربت و تنهایی خانه، از حادثه‏ای تلخ خبر می‏داد؛ انگار تمام ثانیه‏ها را اندوهی ژرف فراگرفته است.

با تأثیر لحظه به لحظه «سمّ» بر تن مولا علیه‏السلام ، آثار غریبانه‏ترین عروج زودرس، از چهره نورانی‏اش می‏تراوید؛ غریبانه‏تر از تنهایی «بقیع»! غریبانه‏تر از غربتِ «توس»!

تنها دست‏های مهربان فرزندش ـ امام حسن عسگری علیه‏السلام ـ بود و تنی تب‏دار، که مثل شمعی نیمه‏جان، در حال پیوستن به آسمانی از نور و تجلّی بود.

گویی دلش هوای دیدار پدر داشت؛ عطر «کاظمین» از نگاه محزونش می‏تراوید و به لحظه‏های شهادت او می‏اندیشید! و اینک، غربتش شبیه پدر، شهادتش شبیه شهادت پدر و تنهایی و دوری‏اش از مدینه، درست مثل لحظه‏های شهادت پدر بود.

آه که چقدر جانکاه است، اندیشیدن به زندگی و شهادت تو؛ مولاجان! با آن مراقبت‏های شدید و دون طبعی‏های «متوکل و معتزّ»!

مولاجان!

یا علی بن محمّد النقی علیه‏السلام ؛ اَشْهَدُ اَنّکَ کَلِمَةُ التَّقوی وَ بابُ الهُدی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقی وَ الْحُجَّةُ عَلی مَنْ فَوْقَ الْاَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّری»

سلام بر لحظه‏های غریبانه‏ات که سرشار از هدایت و رحمت بود!

سلام بر وسعت اندیشه‏هایت که مثل کهکشان قبله‏نما، هادی گم کردگان راه است!

سلام بر صداقت نگاهت که دوست و دشمن را مجذوب خویش می‏کرد!

سلام بر لحظه لحظه زندگی‏ات؛ تا شهادت!

و سلام بر شهادتت! که لحظه‏ای تلخ در تاریخ و داغی همیشگی بر دل‏های مؤمن است! امید که دست مولایی‏ات، در همه حال، دستگیرمان در دنیا و شفاعتت، روسپیدمان در روز جزا گرداند. ان شاءاللّه‏

چهارشنبه

کد مطلب: 11469
زمان انتشار: جمعه 5 تیر 1388 - 03:07:55
نظرات
هیچ نظری درباره این مطلب تا کنون به ثبت نرسیده است.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 5+4

تبلیغات
یادداشت
کربلا به بلوغ رسیده است
کربلا به بلوغ رسیده است
دکتر محمدرضا سنگری
امام و جریان‌های سیاسی
امام و جریان‌های سیاسی
عباس سليمي‌نمين
گفت و گو
آیا تحول در حوزه ممکن است؟
آیا تحول در حوزه ممکن است؟
مهدي هادوي‌تهراني
گفت‌وگویی منتشر نشده با آیت‌الله علی صافی
ماجرای مباحثه با آقای بروجردی و یک رباعی
گفت‌وگویی منتشر نشده با آیت‌الله علی صافی
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما | جستجو | نقشه سایت | فید مطالب | آرشیو

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
stat

Designed and Developed by DORHOST