نجفقلی حبیبی

یاسر فاتحی: استاد فلسفه است ولی همانقدر که فلسفه بلد است دستی در سیاست دارد. دکتر نجفقلی حبیبی از جمله چهره‌های اصلاح‌طلبی است که همواره سعی داشته برای اهداف خود چارچوب معینی داشته باشد و به همین دلیل چهره‌ای معتدل بین جریانات سیاسی کشور از خود به جای گذاشته است. هنگامی سراغ حبیبی که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته مسئول ستاد یکی از نامزدها در تهران بود، رفتیم که وی گله از سیاسی کاری در حوزه علمی و پژوهشی داشت. چندی از بازنشستگی اجباری‌اش نگذشته اما هنوز رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران مدیر جدیدی برای گروه فلسفه و حکمت انتخاب نکرده است. وی بازنشستگی‌اش را کاملاً قانونی می‌داند ولی معتقد بود که می‌توانست اتفاق نیفتد. آنچه که نگرانش کرده بود به حذف نامش از فهرست منتخبین آیین حامیان نسخ خطی بر می‌گشت. گویا نامش با وجود اعلام قبلی به عنوان پژوهشگر و مصحح برتر به علت همزمانی حمله به دفتر انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها که وی عضو شورای مرکزی آن است از سوی کتابخانه ملی ایران حذف می‌شود.

 با این عضو انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها در خصوص وضعیت جناح‌های سیاسی بعد انتخابات ریاست جمهوری و راهکار برون رفت از وضعیت فعلی کشور گفت و گویی در دفتر کار چند نفره‌اش در دانشکده الهیات داشتیم. گفت و گوی رئیس سابق دانشگاه علامه طباطبایی با «خبر» را در ادمه بخوانید:

جناب آقای حبیبی! زمزمه‌هایی درباره توقف فعالیت برخی احزاب اصلاح‌طلب مثل مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب شنیده می‌شود. آیا شما اعتقادی به دگریسی و پوست اندازی احزاب و جناح اصلاحات دارید؟ و آیا این تغییرات با توقف فعالیت حزبی مشارکت و سازمان مجاهدین متوقف می‌شود یا ادامه پیدا می‌کند؟
البته من معتقدم که مسئولان عاقل‌تر از این هستند که بخواهند با این احزاب که سابقه درازی در اداره نظام و امور انقلاب دارند برخورد کنند و امیدوار هستم چنین کاری نکنند، چون دلیل قاطعی مبنی بر تخلف قانونی این احزاب به دست نیامده است یا در حدی باشد که دادگاه برای آنان چنین حکمی صادر کند. گاهی اشخاص اظهارنظر می‌کنند ولی انحلال رسمی و قانونی احزاب باید توسط دادگاه صالحه صورت بگیرد و دلایل متقن و مستندی برای انحلال احزاب لازم است که به عقیده من به آسانی صورت نمی‌گیرد.

به نظر شما جناح اصلاحات در ادامه فعالیت در فضای سیاسی کشور با مشکل هم مواجه می‌شود؟
هم‌اکنون به خصوص بعد از انتخابات ریاست جمهوری با مشکلاتی مواجه است. جناح مقابل مدت‌ها پیش می‌خواست از شر جناح اصلاحات آسوده شود. فضای ساخته شده اخیر تحت عنوان انقلاب مخملی که البته همه موهومات است، بهانه‌ای به دست عده‌ای داده تا یکسری تسویه حساب‌های سیاسی با احزاب کنند. به هر حال با قوانین حاکم در کشورگمان نمی‌کنم این جریان که قصد آسودگی از احزاب سیاسی اصلاح‌طلب را دارد بتوانند موفق شود. قوانین کشور اجازه چنین خودسری‌هایی را نمی‌دهد. با وجود اینکه فشار این جریان زیاد است ولی دیدیم که تا الان این کار اتفاق نیفتاده است. فکر می‌کنم جریان‌های عاقل‌تری در اداره کشور مانع اثرگذاری این جریان برای حذف یا انحلال احزاب پردامنه و پرسابقه‌ کشور می‌شوند. امیدوارم دست‌اندرکاران خردمندی و هوشیاری بیشتری به خرج دهند و بدانند که حضور این احزاب برای آینده نظام ما همچنان مفید و مؤثر است. به هر حال در نظامی که جمهوری جزو ذاتش است تک صدایی معنا ندارد. بنابراین وجود احزاب برای این نظام لازم است؛ این احزاب در جامعه جا افتاده و شناخته شده‌اند. اعضای آنها در طول تاریخ انقلاب نقش‌های مؤثری داشته‌اند و امیدوار هستم که این اتفاق نیفتد و نمی‌خواهم تصویری غیر از آن در ذهنم بسازم.

پس این امر را محتمل می‌دانید ولی درخصوص آن اظهارنظر نمی‌کنید؟
من تصورم این است که چنین کاری اتفاق نخواهد افتاد.

آقای دکتر! ارزیابی شما از ادامه فعالیت جناح اصلاحات بعد از انتخابات چیست و آ ا  حیاتی برای این جناح متصورید؟
به نظر می‌رسد که با تمامی این جدال‌ها، اصلاح‌طلب‌ها و جریان اصلاح‌طلبی در کشور مقبولیت و برد داشته و مورد توجه است. در واقع حرکات اجتماعی که بعد از انتخابات به وجود‌ آمد، راهپیمایی‌ها و خیلی مسائل دیگر نشان‌دهنده این است که مردم طالب چنین تفکری هستند. اصولی که اصلاح‌طلبان مطرح می‌کنند مثل حقوق شهروندی، قانون اساسی، قانون مداری و. . . مورد توجه مردم ماست و این گونه نیست که خلاف توقعات معقول و منطقی مردم باشد. علی‌رغم جوسازی‌های چند ساله اخیر، جریان انتخابات قضیه را وارونه کرد و نشان داد که افکار عمومی گرایش خوبی به اصلاح‌طلبان دارد.

برخی یکی از فرصت‌های بازسازی اصلاح‌طلبان را انتخابات‌های بعدی می‌دانند. جریان اصلاحات چگونه می‌توانند از این فرصت بهره‌ بگیرند؟
البته در خصوص انتخابات بعدی نمی‌توان الان اظهارنظر کرد. این امر بستگی زیادی به چگونگی حل بحران بعد انتخابات دهم دارد. تا این بحران درست حل نشود و افکار عمومی و جناح اصلاحات راضی نشوند اظهارنظر در باب اینکه اصلاح‌طلبان در انتخابات بعد چه رویه‌ای در پیش می‌گیرند سخت است ولی شکی در اقبال عمومی به اصلاح‌طلبان نیست. این مطلب که توجه اصلاح‌طلبان به جمهوریت نظام در کنار اسلامیت آن عمیق است نشان تأکید‌شان بر انتخابات است زیرا توجه به جمهوریت نظام از طریق مشارکت در انتخابات مسیر می‌شود. ممکن است حتی اصلاح‌طلبان در قدرت حضور نداشته باشند ولی مهم این است که دیدگاه‌شان نزد افکار عمومی مورد قبول باشد و همین خود فرصت است.

بعد از هر انتخابات بحث آسیب‌شناسی گروه‌ها و جناح‌های سیاسی مطرح می‌شود. با توجه به مسائل پیش آمده از سوی اصلاح‌طلبان فکر می‌کنید شاخصه‌ آسیب‌هایی که جناح اصلاحات قبل و بعد انتخابات دچار آن شده چیست؟
اصل این است که باید آسیب‌شناسی صورت گیرد. من نیز قبول دارم ولی جمع‌بندی روشنی درخصوص این قضیه ندارم. اما معتقدم هر اتفاق و حرکت سیاسی باید بلافاصله مورد آسیب‌شناسی و ارزیابی در عمل، نتایج، شیوه‌ها و ضعف‌ها و قوت‌ها قرار گیرد. برای جناح اصلاحات به علت مواجهه با بحران‌های بعد انتخابات فرصتی حاصل نشد تا بتواند یک جمع‌بندی داشته باشد و امیدوارم چنین فرصتی ایجاد شود.

ظاهراً اصلاح‌طلبان براساس نداشتن فرصت تاکنون به جمع‌بندی درباره خطاها نرسیده‌اند. می‌خواستم نظرتان را درباره تغییر و تحولات جناح اصولگرا هنگام انتخابات و بعد از انتخابات بدانم. فکر می‌کنید آیا امکان رخ دادن انشعاب در جناح اصولگرا وجود دارد؟
جناح اصولگرا از چند سال پیش مقداری دچار سردرگمی‌‌های اجتماعی شد؛ این که چه کسانی باشند و چه کسانی نباشد خطوط مختلفی میانشان بروز کرده که هرچند سعی شده تحت عنوان اصولگرایی نگه داشته شود، ولی هنوز شاهدیم یک انسجام وجود ندارد. گروه آقای احمدی‌نژاد در انتخابات قبل نیز اعلام کرد که مدیون هیچ کدام از گروه‌های سیاسی نیست اگرچه گروه‌های سیاسی اصولگرا مدعی هستند که در پیروزی ایشان نقش داشته‌اند. بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم نیز سریعاً گروه جدیدی به نام رایحه خوش خدمت تشکیل شد. حتی اگر انشعاب‌ها از سوی افرادی اذعان نشود ولی باید گفت که دیدگاه‌های آنان متفاوت از هم است و جدال‌هایی که قبل و بعد انتخابات در جریان اصولگرایی وجود داشته نشان‌دهنده جدی بودن تعارض‌هاست. هرچند که اسم کلی اصولگرایی را حفظ کرده باشند ولی اختلاف و انشقاق زیاد است.

ویژگی‌های این انشقاقی که ممکن است در جناح اصولگرا اتفاق بیفتد چیست؟ فکر می‌کنید با توجه مسائل مطرح شده در خصوص چینش هیأت دولت آیا انشقاقی اتفاق خواهد افتاد؟
برخی اعضای دولت که به آقای احمدی‌نژاد نزدیک‌ترند را نمی‌توان جزو اصولگرا‌های سنتی قلمداد کرد. آنان تفکرات خاصی دارند و با آنچه که در طول تاریخ و امروز به عنوان اصولگرایی شناخته می‌شوند متفاوت‌اند و کاملاً مشخص است که چند گروه‌اند. یعنی نمی‌توان گروه آقای احمدی‌نژاد و گروه آقای مشایی و امثالهم را با گروه آقای باهنر یا گروه مجموعه رسالت و حتی مؤتلفه اسلامی مساوی دانست. اینها در سلسله مباحثی با همدیگر افتراق‌های شدید دارند و این گفت‌وگو‌ها و جدال‌هایی که قبل و بعد از انتخابات شاهد بودیم ناشی از آن است. حتی جامعه روحانیت مبارز از میان گروه‌های اصولگرا زیر همین مجموعه قرار می‌گرفت ولی دیدیم که در انتخابات سکوت کرد و همین وضعیت را نیز ادامه داد.

گروه رایحه خوش خدمت بعد از انتخابات هشتاد و چهار از سایر اصولگرایان منشعب شدند. برخی تحلیل‌ها نیز اعتقاد به بروز زمینه‌های انشعاب در جریانی از رایحه خوش خدمت دارند که خود را اصولگرای ناب و جدا از سایر اصولگرایان می‌دانند، مخصوصا بعد از تغییر و تحول‌های روزهای پایانی دولت نهم و نیز نحوه چینش برخی اعضای هیأت دولت. ارزیابی شما چیست؟
بعید نیست که این اتفاق بیفتد. این عزل و نصب‌ها نشانه یک نوع ناسازگاری و اختلاف از درون است که سبب انشعاب جدید می‌شود. تا اینجا قرائن نشان می‌دهد که آقای احمدی‌نژاد به شدت به آقای مشایی دلبستگی دارد و مراقبت خواهد کرد که این شکاف در بدنه دولت ایجاد نشود ولی درباره بقیه اصولگرایان چنین حساسیتی وجود ندارد.

در چند ماه اخیر در مقاطعی شاهد پیش کشیدن پای بیت امام(ه) به مسائل جاری سیاسی بودیم. نظرتان درباره این روند چیست؟
بحث برخورد با بیت امام (ره) مدت‌هاست که مورد علاقه عده‌ای است. مدت زمانی است که افرادی می‌خواهند اندیشه‌های امام را زیر سؤال ببردند و حضور امام در صحنه انقلاب اسلامی را کمرنگ و کم‌کم حذف کنند. در بسیاری از مواقع می‌خواستند کارهایی کنند که به علت برخی مخالفت‌ها نشد. حالا باید چند کار کنند که در حال اجرای آن هستند. یکی اینکه توجیحاتی برای اعمال‌شان می‌آورند که در ماه‌های اخیر بسیار شاهد بودیم. موقعیت عده‌ای ایجاب می‌کند که در خیلی مواقع از دست اندیشه امام (ره) راحت شوند. برای اینکه نمی‌توانند به لحاظ جایگاه والای امام (ره) در انقلاب که به فرموده مقام معظم رهبری این انقلاب بدون نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست، مستقیماً وارد شوند.بنابراین چون نمی‌توانند از دست امام (ره) به این راحتی خلاص شوند، پس بهتر است از خانواده و بیت‌شان شروع کنند و تضعیف کنند. اصلاً به عده‌ای چه ربطی دارد که برای خانواده و بیت امام (ره) تعیین تکلیف کنند که شما چه بکنید و چه نکنید؟ یعنی به چه دلیلی عده‌ای باید به خود اجازه دهند که تکلیف کنند؟ خانواده امام (ره) در بیتی بزرگ شده‌اند که بیت امام (ره) است. یعنی به مسائل سیاسی روز، ضرورت‌های انقلاب، حفظ وحدت، حفظ اصول و مبانی امام و خطرات تهدیدکننده انقلاب و. . . آشنا هستند. همه احتیاط‌ها را نیز مدنظر دارند تا وحدت در امت اسلامی به توصیه‌های امام (ره) حفظ شود؛ بنابراین نمی‌توان به بیت امام (ره) تکلیف کرد که اینجا این موضع را بگیرید و در جای دیگر موضعی دیگر. این مسائل جسارت است. بیت امام (ره) خودشان صاحب عقل و درایت هستند و می‌دانند چگونه عمل کنند.

آنچه تضعیف جایگاه امام (ره) می‌گویید از سوی یک جریان خاص دنبال می‌شود؟
بالاخره همه آنان که این فضا را دنبال می‌کنند می‌خواهند که خودشان را بیشتر تثبیت کنند و دیدگاه‌هایی دارند که از نظر امام مناسب نبود. معلوم است که این افکار متعلق به جریان خاصی است. جریانی که دنبال اهداف خاصی نیز هست و اندیشه‌های امام و منشور 8 ماده‌ای امام برای کرامت انسان‌ها را هدف گرفته‌اند. اصول امام (ره) جلوی بسیاری اعمال را می‌گیرد و آنان هم راهی پیدا کردند که مرتباً هرچند وقت یک‌بار حریم بیت امام (ره) را می‌‌شکنند تا راحت‌تر به اهداف خویش برسند. آنان مطمئن باشند که اگر استوانه‌های عظیم امام (ره) را خدای ناکرده بشکنند این‌طور نیست که مقابل خیلی چیزها مقاومت کنند. محکمات اندیشه‌های امام که انقلاب را رهبری و ساخته و سازمان داده و هنوز هم اثرگذار است باید مورد اهمیت بسیار قرار گیرد.

مقام معظم رهبری بارها فرموده‌اند که راه ما راه امام است. اگر آقایان خیلی اصولگرا هستند چرا به حرف رهبری عمل نمی‌کنند. ایشان بارها صریحاً این حرف را زدند. معلوم است که اهانت‌کنندگان به بیت امام نه به اصولگرایی پایبندند نه به هیچ چیز دیگری. منافع سیاسی اجتماعی‌شان ایجاب می‌کند که آرام‌آرام به شیوه‌ای از اصول امام راحت شوند. این جریان تازه نیست. قدیمی است. از قدیم با خود امام مخالف بودند. شاخه‌ای از آنان به گروه حجتیه می‌رسد و برخی شاخه‌ها به گروه‌های دیگر. مجموعاً آنان نمی‌خواستند اندیشه امام (ره) جامعه را مدیریت کند و می‌خواستند خودشان تصمیم‌گیری کنند.

ویژگی این گروه چیست؟
روزگاری امام‌ (ره) مبحث اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی را مطرح کرد. همان موقع خیلی‌ها فهمیدند که مقصود امام خودشان است و حتی نزد امام رفتند و گله کردند که با این حرف شما همه ما را اسلام آمریکایی می‌دانند. آن جریان الان بالا آمده و خیلی هم قدرت پیدا کرده است. بنابراین انتقام‌گیری از فرزندان و بیت‌ امام (ره) یا سست کردن اعتبارشان قابل پیش‌بینی بود. جریان پیچیده‌ای هستند که از قبل بوده و الان مدام به قدرت می‌رسند و خود را بیشتر به قدرت نزدیک می‌کنند.

آقای حبیبی! به عنوان یک فعال سیاسی فکر می‌کنید برای برون‌رفت از وضعیت پس از انتخابات چه باید کرد؟
آنچه که الان شاهدش هستیم این است که هر موقع عده‌ای خیراندیش دنبال این هستند که راه‌حلی پیدا کنند، عده‌ای دیگر که این را خلاف مصالح خود می‌بینند تندروی‌هایی را مطرح و اظهارنظرهایی می‌کنند که آن اقدام موفق نشود. همین که آقای هاشمی اعلام کردند که راه‌حلی برای این شرایط دارند اما یکدفعه مجدداً اخیراً به بیت‌ امام‌ (ره) حمله شد. عده‌ای نمی‌خواهند قضیه به آنجا برسد. فکر می‌کنند با امنیتی کردن مملکت و تند کردن فضا می‌شود بر امور مسلط شد. ممکن است این امر میسر شود ولی تا راه عاقلانه وجود دارد چرا به راه دیگر متوسل شویم. بنابراین معتقدم که همه به این مسئله بیندیشند که بروند راه‌حل‌هایی بیابند و جلوی اینکه کشور دچار تشنج‌هایی شود را بگیرند. این تلنگرها ممکن است جرقه‌هایی ایجاد کند که برای نظام جمهوری اسلامی که همه برای آن خون دل خورده‌اند، آسیب باشد. توقع ما هم این است که مصالح ملی و منافع انقلاب بر منافع شخصی، باندی و گروهی و سیاسی ترجیح داده شود و همه تلاش کنند نظام جمهوری اسلامی دور از این دلنگرانی‌ها بتواند با قوت به راه خود ادامه دهد. 

 

کد مطلب 18550

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین