ایلنا نوشت:
صبح فردای پس از مناظره تاریخی میر حسین موسوی و محمود احمدی نژاد که در آن رئیس دولت نهم اتهامات بزرگی را به شخصیتهای برجسته نظام و در راس آنان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری وارد کرده بود، در پایان مراسم بزرگداشت بیستمین سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی و اتمام سخنرانی رهبر انقلاب، هنگامی که مسئولین عالیرتبه کشور از جا برخاستند، هاشمی رفسنجانی به مدت چند ثانیه در مورد مناظره شب قبل نکاتی را با احمدینژاد در میان گذاشت و در این صحنه این آیت الله محمدرضا مهدوی کنی دبیرکل 78 ساله جامعه روحانیت مبارز بود که جلوی انبوه دوربین ها با لبخندی بر لب میان این دو نفر ایستاد و به مکالمات رد و بدل شده میان آنان گوش داد و البته در همان مراسم نیز گلایه اش را به گوش محمود احمدی نژاد رساند که چرا نام بزرگان نظام را اینگونه و در مقابل میلیونها نفر بر زبان جاری کرده است.
شاید نقش بالقوه و مهم آیتالله مهدوی کنی برای خاموش کردن آتش اختلافاتی که از ایام تبلیغات انتخابات دهمین دوره ریاست شعله ور شد و به عبارتی تمام نیروهای با سابقه انقلاب ، بخش عمده اصولگرایان و تمام اصلاح طلبان را در یک جبهه و محمود احمدینژاد و یارانش را در جبهه مقابل قرار داده بود، در همین لحظه نمادین خود را نشان داد. چه اینکه او از چهرههای قدیمی انقلاب و دوران مبارزه، دبیرکل جامعه روحانبت مبارز( از تشکل های حامی و منتقد محمود احمدی نژاد) و البته رئیس دانشگاه امام صادق(ع) است که رئیس دولت نهم هر از چندگاهی درد دلهایش را نزد دانشجویان آن باز میکرد. البته احمدینژاد که اکنون دیگر 53 ساله شده و قدری هم نسبت به چهار سال قبل موهایش سپیدتر،از همان روز اول که در سال 84 بطور مستقل کاندیدا شد، نشان داده که با ریش سفیدی و کدخدامنشی میانه چندان خوبی ندارد، اما در هر حال آدمی با امید زنده است و به همین دلیل هم نام محمدرضا مهدوی کنی برای پایان دادن به اختلافات در ذهن خیلی ها جا گرفت.
انتخابات برگزار شد و طوفانی در کشور به پا شد که کمتر کسی آن را پیش بینی میکرد و دو جبهه ای که از شب 14 خرداد در هیاتی تهاجمی در صحنه سیاست ایران شکل گرفته بود، شروع به آتش گشودن به سوی یکدیگر کردند و دیگر صدا به صدا نمی رسید. در این میان تا مدتها خبر خاصی از آیت الله مهدوی کنی نبود. در حالی که هاشمی رفسنجانی یار ارشد او در جامعه روحانیت مبارز که البته خودش به نوعی یک طرف دعوا بود، پس از سکوتی یکماهه در نماز جمعه تهران پیشنهاداتی را برای برون رفت از اوضاع جاری کشور ارائه داد و با حملات شدید حامیان دولت مواجه شد و برخی دیگراز یاران او مانند ناطق نوری و حسن روحانی هم به سکوت خود ادامه دادند... اما باز هم از دبیرکل خبری نشد.
این تعلیق ادامه داشت تا اینکه اواخر شهریور ماه خبری منتشر شد ، مبنی بر اینکه دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در نطق روزانه خود به مناسبت ماه مبارک رمضان گفته است: پس از شهادت حضرت علی(ع)، امام حسن (ع) ولایت را در
دست گرفتند اما ایشان با توجه به شرایط زمان ، با معاویه صلح کرد و بی شک صلح حضرت کمتر از قیام امام حسین (ع) نبود.
وی همچنین با اشاره به حوادث اخیر توصیه کرد: با توجه به تاکید همیشگی حضرت امام خمینی بر حفظ جایگاه ولایت فقیه ، همگی باید در این مسیر گام برداریم. او پس از این مقدمات بدون ذکر صریح نام میرحسین موسوی گفت: اگر "بزرگان"فکر می کنند حقی از آنها ضایع شده ، گاه لازم است برای حفظ مصالح به سیره امام حسن (ع) اقتدا کنند.
گویی این جرقه کافی بود تا اصولگرایان معتدل میل خود به حضور مهدوی کنی را عیان کنند و لذا یکی از بلندپایگان این طیف در مجلس، یعنی علی مطهری که در اوایل سال در منزل پدریاش جلسه ای را برای بحث در مورد انتخابات تشکیل داده بود، فورا واکنش نشان داد و گفت: معتقدم در شرایط فعلی بهترین کار، میانجیگری برخی بزرگان همچون آیت الله مهدوی کنی میان مدافعان و منتقدان نتایج انتخابات است که اولا جزو خانواده انقلابند و ثانیا رهنمودهای رهبری را پایه آشتی و اتحاد قرار می دهند .
وی در بخش دیگری از سخنانش همچنین خاطرنشان کرد: دغدغههای اصلاح طلبان ، اصولگرایان منتقد دولت و اصولگرایان طرفدار دولت به عنوان مهمترین گروههای سیاسی درون حاکمیت متفاوت است. اصلاح طلبان نگران نقش مردم در نظام جمهوری اسلامی هستند و دغدغه آزادی بیان و حقوق شهروندی را دارند ، اصولگرایان منتقد دولت ضمن اینکه این نگرانیها را دارند نگرانیهای دیگری همچون کمرنگ شدن اهداف اولیه انقلاب اسلامی و ضربه خوردن به روحانیت و جایگاه ولایت فقیه را دارند و اصولگرایان طرفدار دولت نیز نشان دادهاند که فقط نگران تضعیف دولتند و کمتر به رعایت اصول و ارزشها توجه دارند.
پس از این اظهارات حتی علی مطهری از تنظیم قرار ملاقاتی با دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در خصوص این مساله خبر داد.
از سوی دیگر سید رضا اکرمی از اعضای معتدل جامعه روحانیت که از وعاظ مشهور تهران و در ضمن حامی میر حسین موسوی در انتخابات است، طی مصاحبهای پیشنهاد کرد: هیئتی از لاریجانی، مهدوی کنی وناطق نوری که انسانهای مطلع، منصف و مصلحی هستند،تشکیل شود وبه سراغ بزرگان هر دو طیف سیاسی کشور بروند وبا استدلال ومنطق به آنها بفهمانند که مسئله انتخابات تمام شده وهمدیگر را به عنوان شخصیتی قابل احترام وجایگاه در نظام بپذیرند.
وی همچنین با اشاره به سخنان رهبری در نماز جمعه تهران گفت: قبل از صحبتهای رهبری نیز ، عبارتهایی را از شهید مظلوم دکتربهشتی مبنی بر اینکه جاذبه باید در حد کمال و دافعه هم باید به حد نیازباشد را داشتهایم، ضمن اینکه شهید مطهری هم در کتابی به این موضوع اشاره کرده است و از همه مهمتر آیهای نیز در قرآن کریم مربوط به این موضوع داریم.
محمدعلی موحدی کرمانی دیگر عضو قدیمی جامعه روحانیت هم در حاشیه راهپیمایی روز قدس، در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا در مورد پیشنهاد طرح وحدت ملی که در آن روزها بیشتر با نام علی مطهری و اکرمی گره خورده بود، گفت: اگر این افراد بتوانند کاری کند خوب است و هر مسلمانی که بتواند در راه وحدت ملی گام بردارد اقدام مثبتی کرده است.
وی افزود: دیگران هم باید در رسیدن به هدف کمک کنند، زیرا این طرح برای امت اسلامی و مردم ایران است و نباید به اختلافات دامن زد، بلکه باید سعی کرد تا به فرموده رهبر انقلاب، قدرت جذب نظام حداکثری بوده و دافعه آن نیز حداقلی باشد.
غلامرضا مصباحی مقدم از اعضای جامعه روحانیت حاضر در مجلس نیز در بیان ضرورت ایحاد وحدت در کشور گفت: متاسفانه گروهی با بدفهمی از سخنان مقام معظم رهبری و غروری که از پیروزی از انتخابات ریاست جمهوری به دست آوردند به خود اجازه می دهند که سرمایه های ارزشمند نظام را غیر خودی بدانند و با شیوهای مختلف اقدام به حذف آنها بکنند؛این گروه به خاطر پیروزی در انتخابات بیش از اندازه غرور دارند و سخنان مقام معظم رهبری را به نفع خود تفسیر می کند.
وی سپس با تاکید بر اینکه وحدت نیاز ضروری کشور است و هیچ گروهی حق ندارد در این راه سنگ اندازی کند، تصریح کرد:باید از به کارگیری ادبیات نامناسب پرهیز شود و همه گروهای سیاسی با حفظ و همدلی و با محوریت رهبری شرایط نامطلوبی که بعد از انتخابات برکشور حاکم بود از بین برود.
اما علی رغم اینگونه سخنان و در حالی که برخی انتظار داشتند پس از عدم اقبال به سایر طرحها - مانند پیشنهادات هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی- لااقل حکمیت "پیر اصولگرایان" پذیرفته شود، نه تنها دولتی ها که حتی برخی اعضای جوانتر یا رادیکال جامعه روحانیت مبارز هم نسبت به طرح ایجاد وحدت در کشور یا میانجیگری واکنش منفی نشان دادند؛ گو اینکه برخی از آنان شرایط کشور را عادی می دانند.
در همین راستا جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه پس از دیدار موتلفهایها با مراجع تقلید صراحتا می گوید: در این دیدار مراجع تقلید در خصوص وحدت ملی اتفاق نظر داشتند که وحدت ملی بدون محوریت رهبری اجرایی نخواهد شد و همین طور آیت الله نور همدانی و علوی گرگانی و اعضای جامعه مدرسین نیز به صراحت گفتند که با عوامل فتنه وحدت حاصل نخواهد شد.
از سوی دیگر سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد که در کنار شجونی همواره مواضع تندی را در دفاع از دولت و مخالفت با رقبا اتخاذ می کند، می گوید: ما روی مساله وحدت حرف داریم. آقایان مراجع و علما نظراتی درباره وحدت ارائه کردهاند و ما باید در این مساله توجه کنیم وحدت با چه کسی و درباره چه؟ علیایحالِ اگر وحدت به این معناست که مسیر قدرتیابی جریانهایی در داخل کشور که به بلوک دشمن گرویدهاند و با او همدست شدهاند و در خط سلطهسازی برای دشمن در داخل کشور و فرصتیابی برای قدرت خودشان هستند، باز شود، با این عنوان که ما میخواهیم یکی شویم، این وحدت به مصلحت نظام نیست و اصلا وحدت نیست؛ این وحدتی است که مقدمه صدها اختلاف خواهد بود.
وی می افزاید: چند سال قبل مقام معظم رهبری تعبیری با عنوان نیروهای خودی و غیرخودی به کار بردند و نیروهای خودی کسانی هستند که نظام ولایت را قبول دارند و خط راهبرد رهبری در عرصههای اقتصادی و سیاسی را پذیرفتهاند؛ حال ممکن است اختلاف سلیقهای بین آنها وجود داشته باشد که باید تلاش شود اختلاف سلیقهها کنار گذاشته شود و این افراد با هم یکی شوند؛ ولی وحدت با جریانهایی که به بلوک دشمن پیوستهاند و اکنون مزدور دشمن شدهاند، چه دانسته و چه ندانسته، مطرح نیست و باید این مساله روشن باشد.
این مواضع نشان می دهد که در واقع حتی در تشکل سنتی جامعه روحانیت هم اجماع کاملی برای حکمیت مهدوی کنی وجود ندارد.
پس از تمام این اظهار نظرهای موافقان و مخالفان سرانجام ابوالحسن نواب عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت چند روز پیش اعلام کرد: آیت الله مهدوی کنی دبیرکل جامعه روحانیت مبارز از میانجیگری بین گروههای سیاسی در جهت ایجاد آشتی بین آنها استقبال کرد و آن را پذیرفت. وی همچنین با بیان اینکه هنوز سازوکارها و چگونگی سازماندهی این امر مشخص و تعریف نشده است، خبر داد: قرار است کمیته 7 نفرهای که جامعه روحانیت مبارز از دو هفته پیش تشکیل داده است، این سازوکارها و موضوعاتی که به عنوان میانجیگری مطرح است را بررسی و مشخص کنند و در ارتباط با آن راهکار ارایه دهند تا تصمیمات لازم گرفته شود.
اما آیا آیت الله موفق خواهد شد تا با ریش سفیدی حلال مشکلات بوده و از شدت التهاب سیاسی کم کند؟ یا چند وقت دیگر همانند علی اکبر ناطق نوری که از پیگیری طرح دولت وحدت ملی ناامید شد، او هم مجبور است از کارها کناره بگیرد و به رتق و فتق و اداره دانشگاه امام صادق(ع) بپردازد؟
به نظر میرسد، مهدوی کنی کار سختی را پیش رو دارد، زیرا گروهی از حامیان دولت هیچ گاه به ریش سفیدی و آشتی فکر نمیکند و در ادبیات و کلید واژههای سرانش کمتر با چنین کلماتی مواجه میشویم. بلکه به گمان آنها شرایط مطلوب همین است و از همین روست که احمدینژاد در پاسخ به خبرنگاران وقتی که از او درباره طرح مطرح شده هاشمی رفسنجانی سوال می کنند، با تعجب پاسخ می دهد: من چنین چیزی نشنیدهام و همچنین با بیان اینکه اینکه مگر وضعیت موجود به چه شکلی است؟ گفت: باید خود ایشان(در این زمینه) بپرسید چرا از من میپرسید؟
از سوی دیگر در میان اصولگرایان نیز میانجیگری گویا طرفداران چندانی ندارد و تریبونها بیشتر در دست مخالفان این طرح است. چنانچه حتی چهره با سابقهای چون حبیبالله عسگراولادی که نامش در لیست افرادی است که هاشمی رفسنجانی می گوید متنی را برای برون رفت کشور از وضعیت فعلی تدوین می کنند، می گوید نیازی به وحدت نیست. حمیدرضا ترقی دیگر عضو شورای مرکزی حزب موتلفه نیز چندی پیش در مصاحبهای تصریح کرد: دوران ریش سفیدی پایان یافته است و لذا طبیعی است که فردی چون سید احمد خاتمی عضو جامعه مدرسین و امام جمعه موقت فعال تهران نیز بگوید: "هر طرحی برای وحدت ملی بدون التزام عملی به قانون اساسی و ولایت فقیه، اقدام برای نجات بحران آفرینان و آبرو دادن به ساختار شکنان است" و بطور ضمنی طرح میانجیگری را مردود فرض کند؛ یا اینکه حجت الاسلام محمد سعیدی که اخیرا به جمع ائمه جمعه قم پیوسته بگوید: "عده ای در داخل کشور با اصل نظام و ولایت فقیه اختلاف دارند به همین دلیل ریش سفیدی و وساطت، کارساز نیست و اختلاف از این طریق برطرف نمی شود". رسانه های اصولگرا نیز عمدتا به همین ترتیب هرگونه آشتی و سازش را رد می کنند و گویا بخش قدرتمندی از جناح اصولگرا می خواهند یک تصفیه سیاسی جدی در کشور انجام شود، ولو به قیمت اینکه مدتی تنش سیاسی برقرار باشد.
در مقابل، اما بانیان ریش سفیدی این روزها صدایشان کمتر بجایی می رسد و هواداران چندانی ندارند، حتی فردی چون آیت الله امامی کاشانی که از ائمه جمعه باسابقه تهران است چندین هفته است که در این جایگاه حضور نمییابد.
همین واقعیتهاست که باعث شده بعضی از اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز مخالف طرح وساطت آیتالله مهدوی کنی باشند، زیرا معقدند کار بزرگتر از آن چیزی است که فردی چون او از عهده آن برآید و شخص رهبری باید در این رابطه وارد عمل شود.
روزها و هفته هایآینده نشان خواهد داد که آیا دوران ریش سفیدی پایان یافته است یا اینکه هنوز قوه عاقله ای وجود دارد تا کشور را از بحران و شکاف نجات دهد.






نظر شما