خبرآنلاین

آخرین به روز رسانی: 2 دقیقه قبل
کد مطلب: 23735
زمان انتشار: دوشنبه 18 آبان 1388 - 15:26:35
نامه سرگشاده قبادی به کیارستمی

نامه سرگشاده قبادی به کیارستمی

فرهنگ > سینما  - بهمن قبادی

آقای کیارستمی عزیز!

در تمام سالهایی که برایم همچون یک   فیلمسازمحترم عزیز و دوست داشتنی بودی، هیچگاه به خودم اجازه ندادم که حتی نامه ای شخصی برایت بنویسم. هروقت می خواستم حرف ها و دلتنگی هایم را به زبان بیاورم، به جایش ترجیح می دادم شنونده حرف های نغز و تاثیر گذار و آرامش بخش شما باشم. اما گفتگوی اخیر شما با یک رسانه خارجی مرا در چنان بهت و حیرتی فرو برد که برای نخستین بار برای نوشتن این نامه سرگشاده دست به قلم بردم.

همه چیز از آن شب لعنتی شروع شد. شبی که در جشنواره ابو ظبی بازویم را گرفتی و به کناری کشیدی و گفتی که فیلمم (کسی از گربه های ایرانی خبر نداره)را دوست نداری. ناراحت نشدم، اما تعجب کردم.!.همین فیلم را برای اول بار نه در ابوظبی، بلکه چندین ماه پیش در خانه خودم در تهران دیده بودی. و گفته بودی دوستش داری.حیرت آور بود که شخصیتی چون شما در عرض چند ماه چنین فراخ، تغییر عقیده دهد. با این همه، همچون همیشه نظرت برایم مهم بود و از شما تشکر کردم. اما ادامه دادی. حرف هایی زدی که باور نمی کردم هیچگاه از زبان شما بشنوم. از من و سینما و رویکرد من به مسائل اجتماعی شروع کردی و بعد به جعفر پناهی پرداختی و همه ی ما ها را حسابی نواختی. با کلماتی ناپسند که هیچگاه باور نمی کردم از زبان مودب و با حیای شما بیان شود، فیلمسازی ما ها را به سخیف ترین عمل ها تشبیه کردی و از نحوه پرداختن فیلمسازانی چون من و دیگران به رخداد های اجتماعی، انتقاد کردی. به این حرف ها هم اکتفا نکردی. من را و دیگرانی که صدای مردم را در زیرزمین و پستو و خانه و کوچه و خیابان شهرمان شنیده بودیم، به دروغ گویی در فیلم هایمان متهم کردی.

گفتی زمانی که تماشاگران برای فیلمی دست بزنند و هورا بکشند مرگ آن فیلمساز فرا رسیده است.  (.آیا هنگامی که در پایان نمایش فیلمهای -زیر درختان زیتون - و- طعم گیلاس - در جشنواره کن تما شاگران دست زدند و هورا کشیدند- مرگ فیلمسازی کیا رستمی فرا رسیده بود ؟ )- پس از نمایش فیلم من در آن سالن عظیم، تنها کسی که روی صندلی نشسته بود و دست نمی زد و  شایدعصبانی بود شما بودی.

استاد عزیز و گرامی من! تعاریف شخصی شما از سینما برای من و همه سینما دوستان محترم بوده است. اما این باعث نمی شود به شما حق دهیم با منش یک جانبه و محدود، در دنیای هنر تعیین تکلیف کنی و سینمایی که همچون آثار خودت خاموش و بی صدا و بی ارتباط با دغدغه های اجتماعی نباشد را بی ارزش بدانی.

من جایزه ام را از نَفَس گرم تماشاگران فیلم هایم می گیرم. آن کف زدن ها و تشویق ها در ابوظبی، برایم ارزشمند تر از آن جایزه نقدی بود که همان تماشاگران به من دادند. بر عکس شما، من به تاثیر گذاری عاطفی بر مخاطب معتقدم وسبک و سیاق من است.

وقتی آن شب مرا به کناری کشیدی، فکر کردم به قصد دلجویی آمدی. پس همان لحظه سعی کردم توضیح دهم تا بدانی که معتقدم جایزه ندادن و جایزه نگرفتن نیاز به هیچ توضیحی ندارد. کاش همان جا دم فرو می بستی تا اسطوره ای که همه این سالها از شما در ذهنم ساخته بودم با این صدای مهیب شکسته نمی شد.

آقای کیارستمی عزیز!!

شما برای پاک کردن دامنت ازسکوت و محافظه کاری،صحیح نیست وجه پر ارزش تعهد اجتماعی فیلم های ما را نوعی اتهام جلوه دهی و به خاطر این ویژگی خطیری که ما داریم و شما نداری، سرزنش مان کنی.

در تمام این سال ها با کمترین تاثیر پذیری از سیاست و جامعه فیلم ساختی، که صد البته حق شما بود و انتخاب شما. سکوت هم حق شما بود، هرچند اگر لب به انتقاد از ستمگری حاکمان و اوضاع نابه سامان اجتماعی هم می گشودی، حاشیه امنیت ات از تمامی ما بیشتر بود. اگر به خاطر جفاهایی که به من و جعفر و فیلمسازان دیگر شده فقط جشنواره ها و نهاد های مردمی دنیا از ما حمایت می کنند، در مقابل تلنگری احتمالی از سوی حکومت به شما، سازمان ملل در پشت شما می ایستد. با این حال همان طور که گفتم سکوت حق شماست. اما آنچه حق شما نیست، بیان حرف هایی است که تیتر روزنامه های حامی دولت ایران می شود و رژیم ایران را خشنود می کند. بر چه اساس به خود اجازه می دهی تلاش فیلمسازان برای همراهی با مردم ستمدیده و شرافتمند را با کلمات ناپسند به مسخره بگیری و بد تر از آن هم زبان با دیکتاتور های دینی به نهی از منکر روی آوری؟ چه باعث شده تا حرف هایی که پیش از این تنها از زبان مسولان حکومتی سینما و روزنامه نویسان کیهان شنیده بودیم را این بار از زبان شما بشنویم؟

پیش تر گفته بودی ایران بهترین جای دنیا برای فیلمسازی است.شاید برای فیلمسازی چون شما و فیلم هایی که می سازی چنین باشد. اما خوب می دانی که دل همه فیلمسازانی که دغدغه سینمای مستقل و اندیشمند را دارند و ایران امروز و جامعه ایرانی نیز دغدغه شان است از وضعیت پادگانی سینما خون است. چطور می توانی کشوری را که سخت ترین سانسور ها را در فیلمسازی اعمال می کند، بهترین جای دنیا برای فیلمسازی بدانی؟ در شرایطی که سینماگران ما یکی پس از دیگری ممنوع الخروج می شوند و بعضی از آنها مثل جعفر پناهی امکان فیلمسازی در یک پروژه بزرگ بین المللی را به همین دلیل از دست می دهند، به عوض اینکه از آنها دفاع و پشتیبانی کنی، آنها را مذ مت می کنی که چرا در ایران- به قول شما بهترین جای دنیا برای فیلمسازی- فیلم نمی سازند؟ حتما مزاح کرده ای. اما من هیچ نشانی از لطیفه گویی و طعنه و کنایه در حرف هایت ندیدم. اگر واقعا به حرفت باور داری، چراتازه ترین فیلمت را در ایالت توسکانی ایتالیا، در پنج هزار کیلومتری تهران ساخته ای؟

به طعنه گفته ای : ".. اگر بهمن قبادی فکر می‌کند درخارج از ایران شرایط بهتری برای ساخت فیلم دارد به او تبریک می‌گویم... آنچه از ایرانی‌هایی که کشور را ترک کرده‌اند مشاهده کرده‌ام، پیامد چندان مثبتی نبوده است. .." من هیچگاه به خواست و اختیار خودم از ایران خارج نشدم. مرا از کشورم بیرون کردند. همه در ها را برای ساختن فیلم به روی من بستند. با وجود همه این مشکلات، در همان روز ها که شما در ایتالیا تدارک فیلم تازه ات را می دیدی، من آخرین فیلمم را در قلب تهران ساختم. دلم نمی خواهد حرف هایت را به فرافکنی تعبیر کنم.

من اگر مثل هر وطن دوست دیگری سنگ کشورم را به سینه می زنم و دغدغه جامعه ام را دارم، اگر برای جامعه ام فیلم می سازم، برای این است که جامعه مرا فیلمساز کرده است. من هیچگاه موافق ترک وطن نیستم، چه برسد که به گفته شما با فیلمم جوانان را تشویق به ترک وطن کنم. فیلم مرا به زودی همه ی مخطبان ایرانی داخل کشور به رایگان خواهند دید و خود در این باره قضاوت خواهند کرد.

گفته ای: "... جایی که شب ها میتوانم آرام بخوابم، خانه ام است..." چطور می توانی در شرایطی که همه ی دنیا می دانند هرروز چه بر سر جوانان ایران می آید، آسوده بخوابی؟ چطور میتوانی درحالی که مردم ایران خواب خوش ندارند و در بیم آینده ای تاریک برای فرزندانشان به سر می برند، شبها آرام بخوابی؟ چه می دانی فیلمسازی با ترس و هراس و بدون مجوز یعنی چه؟ چه می دانی زندانی شدن به خاطر موفقیت فیلمت در کن و بازجویی شدن به خاطر حرف هایی که در خارج از کشور زدی یعنی چه؟ من این ها را با گوشت و پوستم حس کرده ام و به همین دلیل است که مثل شما خواب راحت ندارم. برای همین است که جامعه ایران، امروز برایم مهمتر از سینما است. برای کمک به هموطنانم که در رنج و بی عدالتی به سر می برند  حتی حاضرم سینما را رها کنم و وظیفه ام را در قبالشان انجام دهم. دلم برای آپارتمان یک خوابه کوچک ام که زمانی در آن شبها راحت می خوابیدم و  روز ها پذیرای دوستان و همکارانم بودم تنگ شده. مدت ها است که دیگر در آنجا خواب راحت نداشتم. اما شما راحت بخواب. حتما می توانی.

گفته ای:"... می خواهم هم چنان در کشور خودم و به زبان مادری ام فیلم بسازم..." شما را هیچوقت به خاطر کرد بودن و به خاطر سنی بودن محکوم به سکوت نکرده بودند. اما در همان کشوری که کشور من هم هست، هیچگاه اجازه ندادند به زبان مادری ام فیلم بسازم و یکی از دلایل توقیف فیلم هایم هم همین بوده است.

من هم مثل شما می خواهم در کشور خودم و به زبان مادری ام فیلم بسازم. من هم عاشق کشور و خانه ام هستم. اماهمه این ها از من دریغ شده چون سکوت نکرده ام. و شما همه این ها را داری - به قیمت حرف نزدن و سکوت. کاش می گذاشتی همه چیز به همین وضع باقی بماند. شما به راه خودت می رفتی با داشته هایت و با خواب آرامی که - در خانه ات در ته آن بن بست-  حاصل می شد، و ما هم به راه خودمان می رفتیم، با همصدایی با مردمی که سرنوشت شان برای ما از سینما مهمتر است و با داشته هایی که از ما دریغ کرده اند و می کنند. دیگر چه نیازی بود به همصدا شدن با کسانی که مردم را سرکوب می کنند؟

آقای کیارستمی عزیز! در این روز های حساس و سرنوشت ساز چه بخواهی چه نخواهی، چه درست چه نادرست، تنها معیار شرف و عزت و افتخار، همراهی با مردم و همراهی نکردن با مخالفان مردم است. شما با حرف ها یت، ما را از اعتراض در کردن جشنواره ها و پیوستن به مردم وفیلمسازی درباره مشکلات اجتماعی و سیاسی نهی کرده ای. مردم سکوت هنرمندان را فراموش نخواهند کرد. مردم بهترین داوران اند.                                                                                                                   

کد مطلب: 23735
زمان انتشار: دوشنبه 18 آبان 1388 - 15:26:35
نظرات [44 ]
بدون نام چهارشنبه 14 بهمن 1388 - 00:10:14
kiarostami ye ostoreas ke hichvaght payan nadareeeeeeeeeee
setare.h پنجشنبه 1 بهمن 1388 - 17:43:37
aghaye ghobadi ... in mardomi ke in harfaro mizanan az honar hichi nemifahman v mahdoodeye fekrie besiar bimari daran....ba tashakor
lil Em چهارشنبه 30 دی 1388 - 08:22:45
آقای قبادی، شما سوپر منی، تو رو خدا بیا ما رو از دست اینا نجات بده. اصلاً می دونی چیه هیشکی تو دنیا حرف تو رو نمی فهمه، همه بدن، فقط خودت گلی(ماشالله هزار ماشالله، فوووت)
پرنیان شنبه 19 دی 1388 - 00:16:17
جناب م ط که حاظر نیستی اسمت را هم بنویسی....برو آزادی سلب شدتو از مستکبرا بگیر این حرفا و این فیلم در حد شما نیست ببخشید...در فهم شما نیست!! وقتی بقیه هر چه میخوان میگن چرا امثال قبادیها سکوت کنند!؟
سید پلنگ صورتی سه شنبه 1 دی 1388 - 17:43:32
Bahman GHobadi khodesho sabok kard ba in nameh:)))))) dar zemn age ba man movafegh nistin mitonim mano ba hamin nam toye facebook add konid
سیما شنبه 28 آذر 1388 - 08:49:29
فیلم زیبایی بود البته با کمی کم لطفی و اغماض. کاش ما را یکطرفه به قاضی نمی فرستادید و مستندی از صحبتهای جناب کیارستمی نیز در اختیار ما بود. اینهمه استعداد اینهمه هنرمند ,چرا فکر میکنیم باید با هم دشمن باشیم؟ کاش هنرمان سنگ کشورمان را به سینه بزندو نه بیگانه, و این در صورتیست که با هر پدیده نو به مثابه تهاجم فرهنگی بر خورد نکنیم, کمی هم به ذائقه جوان بیندیشیم و دست از سانسور اینهمه استعداد برداریم, ان وقت همه برای همیم نه در مقابل هم.
امین چهارشنبه 25 آذر 1388 - 23:45:55
این قبیل فیلمها مطلوب و درد دل کسانیست که ابتذال را آزادی می دانند... زنده باد ایرانی ازاده و نه وطن فروشانی که فیلم های عوام فریبانه شان را حلال مردم می کنند, نه بخاطر خیر خواهی, که هزینه ساخت و نشر این اکاذیب را پیشتر دریافت کرده اند
آرش چهارشنبه 25 آذر 1388 - 20:44:59
فیلم بهمن قبادی را دیدم..محشر است این فیلم..درد دل بهمن را درک میکنم..کیارستمی حق سکوت دارد..حق فیلمسازی هنر برای هنر را دارد..اما حق ندارد به دلسوزان و کسانیکه اینقدر زیبا لایه های آسیب های اجتماعی سرزمینشان را بیان میکنند توهین و تحقیر کند..حق ندارد..بهمن قبادی به عنوان یک هنرمند رسالت خود را درست انجام داد..بروز دردهای مردمش به زبان مشترک بشر ..یعنی هنر...از صمیم قلب دوستش دارم..صورت ماهش را میبوسم...(یک فیلمساز جوان) ای کاش میشد که باهاش تماس بگیرم
ahmad سه شنبه 24 آذر 1388 - 00:04:12
valla gorbe ha filme khubi bud vali in koja o an koja. ghabuk daram jameye ma afrad o oghdeyi bar miare vaghti be filmaye ye kargardan mojavez dade nashe hey az sar o tah o vasatesh bezanan,va in kargardan ham ye zarfite dar hade mamuli dashte bashe(na bala)davoom nemiare mishe bahman ghobadi.ya MOHESEN NAMJOO too moosighi
موزیک زیر زمینی دوشنبه 23 آذر 1388 - 19:45:35
من خودم یکی از کسانی هستم که فیلم آقای قبادی در موردم مصداق پیدا کرد.و به خاطر رفتن به یک کنسرت رفتم زندان و 1000 تا انگ بهم زدن ... بهمن جان خیلی آقایی ...به صحبت های این موجودات بی خرد که به هیچ وجه نمی تونم اسمشون انسان بذارم هم توجه نکن
هایکا شنبه 21 آذر 1388 - 00:03:52
عزیزی که گفته اگر کیارستمی نبود ؛ بهمن قبادی در این جایگاه نبود ؛ باید بهت بگم خیلی برات متاسفم... خیلی ...
آرش چهارشنبه 18 آذر 1388 - 13:34:50
واقعیت اینه که جامعه برا پیشرفت نیاز به افرا با جرات داره.فیلمای کیارستمی عالیه ن اما برا مردم نیست برا اهل خانه ی سینماست یعنی برا داوران سینمایی.درد مردم نیست
سام چهارشنبه 18 آذر 1388 - 13:30:57
مشکل ایرانیا همینه دیگه‍ چون کیارستمی اسمدارتره بهتره اما نرفتند فیلم چه کسی از گربه های ....)بهمن قبادی رو ببیند بعد قضاوت کنند که چه کرده
مهران چهارشنبه 18 آذر 1388 - 05:32:44
قبادی=امید/عشق و ازادی
يك جنگ رده خوزستاني سه شنبه 17 آذر 1388 - 18:46:06
خيلي اهل فيلم و سينما نيستم اما باور كنيد فيلم لاك پشتها هم پرواز مي كنند را چندين بار تماشا كردم وتحسينش كردم يراي آقاي قبادي احترام خاصي قايلم و با تمام وجود به او خسته نباشيد مي گويم بهترين داور فيلمهاي اقاي قبادي كساني هستند كه طعم رنج و مشكلات اجتماعي را در ايران چشيده اند .
... دوشنبه 16 آذر 1388 - 00:49:11
با عرض سلام خدمت شما آقای قبادی به نظر من شما اصلا در حد و اندازه ی آقا ی کیارستمی نیستید که بخواهید به ایشان ایراد بگیرید ایشان آبروی ایران و ایرانی در جهان است .
lplnd یکشنبه 15 آذر 1388 - 13:25:18
جدا که براتی کیارستمی بزرگ متاسفم چگونه میتوانند به این سادگی تعریفی از نامه سرگشاده بدهند در حالیکه هر بچه ای میداند یعنی چه جناب کیارستمی بد نیست مدتی دست از اون عینک ری بن دست بردارید و کمی هم در کوچه خیابانهای تهران قدم بزنید شاید سوژه های هنری!!!!زیادی برای عکس گرفتن و قرار دادن در نگارخانه های مجلل شانزه لیزه پیدا کنید
گلادیاتور پنجشنبه 12 آذر 1388 - 17:06:16
آقای قبادی عزیز به این شجاعت شما تبریک میگویم .امروز فیلم نیمه ماه را دیدم یکی از بهترین های ایرانی برایتان آرزوی پیروزی میکنم
ایرانی جمعه 6 آذر 1388 - 02:43:58
هر دوشون برام عزیزن فارغ از دیدگاه های شخصی که این دیدگاه ها کم و بیش توی آثارشون نمایانه.ای کاش دلیل سرگشاده بودن این نامه رو می ونستم!
بدون نام چهارشنبه 4 آذر 1388 - 13:56:49
به نظر من هر دو عزيز اشتباه كردن كه درمورد مسائلي كه ميتونه جزو مسائل شخصي باشه حرف زدند. هم اقاي كيارستمي براي ايران و سينماي ايران اعتبار آبرو محسوب ميشوند و هم آقاي قبادي. بهتر به كارهاي هنري هردو عزيز احترام بگذاريم و به اين موضوع دامن نزنيم.
هیوا سه شنبه 3 آذر 1388 - 01:09:57
سلام به همه ی عزیزان ایرانی دوست عزیزی که اعتقاد داری بهمن زیر سایه ی کیارستمی به اینجا رسیده است به شما پیشنهاد میکنم حتی برای یک بار هم که شده یکی از فیلم های قبادی رو ببینید ، رایگان هم هست نگران پولش نباشید. البته این در حالتیه که شما از هنر و سینما درک درستی داشته باشید.
مهدیه شنبه 30 آبان 1388 - 10:18:09
کیارستمی هنوز هم مانده تا شخصیت واقعیش رو شود
بدون نام پنجشنبه 28 آبان 1388 - 22:26:16
من فکرنمیکنم لازم باشدبرای مطرح کردن خودمان دیگران راخراب کنیم مگرازدردحسادت
سلام دوشنبه 25 آبان 1388 - 18:21:37
بالاخره حرف راست زدن هم عواقب خاص خودشو داره . حرف حق تلخه . قبادی عزیز ، تلخی رو به جون بخر .
كاروان دوشنبه 25 آبان 1388 - 09:43:46
نميدانم كه آقاي كيارستمي چي گفته ولي ظاهرا دل بهمن خيلي خون بوده كه اينجوري به حرف آمده
بدون نام یکشنبه 24 آبان 1388 - 18:24:42
از نظر كيارستمي به اين علت ايران بهترين جا براي فيلم ساختن است كه موضوعات فراوانند. كوچكترين موضوعي جنبه هاي سياسي واجتماعي هم خواهد داشت مثل تمامي فيلمهاي كيارستمي. اقاي قبادي هنر ساختن فيلم به ان سبك را ندارند كه در پس پرده اخر جنبه هاي سياسي را هم بگويد
ارتو شنبه 23 آبان 1388 - 19:27:25
راجب کیارستمی چی فکر میکردیم و چی از اب در اومد!!!؟
مهرناز جمعه 22 آبان 1388 - 20:27:32
به نظر من آدم ها را در روزهای سخت باید شناخت...و شما خوب خودتان را به مردم ایران شناساندید
س منشی زاده جمعه 22 آبان 1388 - 17:07:21
آقای قبادی من می خواهم بدانم که آگر آقای کیارستمی نبودند، آیا شماهمچنان در این جایگاهی که الان هستید بودید؟فکر نمی کنید که راه های بهتری برای اثبات خودتان ،به غیر از تحریک کردن افکار عمومی علیه آقای کیا رستمی که روزی استاد شما بودند و همچنان استاد همه ما هستند ،وجود دارد؟؟؟؟افسوس از این همه بی حرمتی و فرصت طلبی......افسوس
مینا پنجشنبه 21 آبان 1388 - 20:33:06
کیارستمی بااین مصاحبه حاشیه امنیتی اطراف خودش و فیلمهاشو وسیعترکرد فقط همین
كارپردازي پنجشنبه 21 آبان 1388 - 12:46:09
افرادي كه از آقاي كيارستمي درتايپك هاي بالا حمايت كردنند كيا رستمي رابه عنوان بت سينماي ايران مي دانند وبرايشان مهم نيست كه كه اين بت براي استوار ماندنش دست به چه كارهاي ميزند
بدون نام پنجشنبه 21 آبان 1388 - 12:25:00
ﺠناب استاد ﻛیارستمی... عینﻚ آفتابیتان را ﺠز برای اهالی ﻛن، برای ملت خود نیز بردارید تا ﻛمی ببینید... ﻛمی بﺠز مسیر پاریس-تهران، خیابان های تهران را هم قدم بزنید... بد نیست...
محمد امین پنجشنبه 21 آبان 1388 - 11:34:36
قبادی زاپاتای ایران است
بدون نام چهارشنبه 20 آبان 1388 - 10:51:05
آقاي قبادي! از شما انتظار نمي رفت! از متن گفته هاي كيارستمي مطلع نيستم اما از سازنده ي فيلم هايي كه هميشه تحسينشان مي كردم بسي بعيد بود كه چون آقاي كيا رستمي مثل شما فكر نمي كند (فقط همين) از سخنانش سواستفاده كنيد و به نفع خودتان مصادره به مطلوب!
بدون نام سه شنبه 19 آبان 1388 - 17:46:24
از کل ماجرا بی اطلاعم.نمیدام کیارستمی چه کرده و بهمن قبادی جه ساخته.اما میدانم توهین و مرده باد و زنده باد شایسته درج در این صفحه و ذیل متنی چنین از دل برامده نیست.آقای قبادی شما را همیشه تحسین میکردم به عنوان قیلم سازی دل سوخته،برآمده از متن جامعه و مستقل.
mehdi سه شنبه 19 آبان 1388 - 17:24:19
زنده باد گل گفتی
اردشیر سه شنبه 19 آبان 1388 - 16:35:33
آقای قبادی . کار درستی نکردی .نامه ات نشان از بغض همیشگی تو داشت . چو خواهی که نامت رود در جهان / مکن نام نیک بزرگان نهان . از همان فیلم زمانی برای مستی اسب ها که موفق نشدی تمامش کنی و مخملباف برات ساخت تا این فیلم آخر هیچ گاه نتونستی درک کنی که سینمای واقعی چیست . انتقام درک سطحی خودتو از سینما از عباس کیارستمی نگیر که چه بخوای چه نخوای همه ی اهل سینما به درست ستایشش میکنند . به قول میشائیل هانکه : عباس کیارستمی با آثارش به حدی از سادگی می‌رسد که دستیابی به آن سخت است
احمد سه شنبه 19 آبان 1388 - 15:36:46
سکوت چندین ساله استاد کیارستمی سر انجام اصل و گوهر او را نشان دادبا کمک از پیر فردوس:درختی که تلخ است وی را سرشت گرش بر نشانی به باغ بهشت ور از جوی خلدش به هنگام آب به بیخ انگبین ریزی و شهد ناب سر انجام گوهر به بار آورد همان میوه تلخ بار آورد مردم بهترین داورند.
بدون نام سه شنبه 19 آبان 1388 - 10:22:15
قبادی را با فیلم "زمانی برای مستی اسبها" شناختم و...و با خواندن این نامه خوشحالم که شناخت آغازینم از او درست بود. یک انسان ، یک ایرانی پاک نهاد.
بدون نام سه شنبه 19 آبان 1388 - 07:40:45
اقلی قباندی همانجا بمان که اگر دست مردم واقعی ستمده به تو برسد حقت را بدجوری خواهند داد امیدوارم در ان گمراهی همچنان با قی بمانی
محمد سه شنبه 19 آبان 1388 - 07:30:03
كسي كه فيلماشو براي مردم ايران نمي سازه حرفاشم براي مردم ايران نيست با عينك دودي به دنيا نگاه كردن =سفيد را سياه ديدن و برعكس
م ط سه شنبه 19 آبان 1388 - 02:40:05
اقای قبادی دلیلی نداشت برای نشان دادن بقول خودتان عدم ازادی بطور مخفیانه فیلم مبتذل بسازید و افتخار نمایش و جایزه از دست همان مستکبران که ازادی ما را سلب میکنند بگیرید و کر کری بخوانید
بۆکان دوشنبه 18 آبان 1388 - 19:26:37
زنده‌ باد بهمن قبادی
بدون نام دوشنبه 18 آبان 1388 - 16:25:25
be ghole aghaee ghobadi ,mardom va tarikh behtarin davaranand.bogzar kiyarostami ham be khile keyhan nevisan bepyvandad,che bak.
فرم ارسال نظر

نام (اختیاری)

پست الکترونیک (اختیاری)  

آدرس وب سایت یا وبلاگ

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید:

 = 9+1

دیگر مطالب
تبلیغات
یادداشت
واقعاً سینما این قدر مهم است؟
واقعاً سینما این قدر مهم است؟
سید عبد‌الجواد موسوی
گفت‌وگو
سیمرغ حق تنابنده بود نه فرخ‌نژاد
گفت​و​گوی خبرآنلاین با داوران جشنواره / 1- اسفنديار شهيدي
سیمرغ حق تنابنده بود نه فرخ‌نژاد
اسفندیار شهیدی
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما | جستجو | نقشه سایت | فید مطالب | آرشیو

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
stat

Designed and Developed by DORHOST