سیاست‌های دولت در حوزه کتاب نه‌تنها مردم را به کتاب خواندن ترغیب نکرده، بلکه باعث دور شدن مردم از کتاب و کتابخوانی شده است.

آذر مهاجر- تا چند روز دیگر هفدهمین دوره هفته کتاب کارش را آغاز می‌کند و بسیاری از نهادهای مرتبط برنامه‌هایشان را برای این هفته اعلام کرده‌اند که البته این خبرها اصلاً نوید‌بخش اتفاقاتی خوش در عرصه نشر و کتابخوانی کشورمان نیست چرا که در این هفده دوره بنا به گفته متخصصان و حتی بر اساس آمار، نه تنها به پیش نرفته‌ایم بکله پس افتاده‌ایم. سرانه مطالعه در کشور ما و تیراژ بسیار محدود کتاب‌ها به تنهایی گواه این ادعاست. بنابراین شاید بد نباشد همزمان با برگزاری برنامه‌هایی چون هفته کتاب فقط به اقداماتی کارنامه پر‌کن بسنده نشود. اما به راستی مسئله بی‌توجهی مردم ما به کتاب از کجا آب می‌خورد؟

مؤلفان و مترجمان
مؤلفان و مترجمان نه تنها در کشور ما بلکه در هر کجای دنیا به دلیلی کاملاً منطقی و روشن بیش از هر کس دیگری دوست دارند که مردم کتاب بخوانند. بنابراین کاستی‌های این قشر در روند تولید کتاب هرچند که غیرقابل انکار است اما نمی‌تواند تأثیر زیادی در بی‌توجهی مردم ما به کتاب داشته باشد و حتی اصولاً این قشر بیش از همه نگران بی‌توجهی مردم به مطالعه و کتاب‌خواندن هستند. «چرا نمی‌توانیم همان‌طور که پیتزا و ساندویج سفارش می‌دهیم با یک تماس تلفنی کتاب را در خانه تحویل بگیریم؟»

این از مهمترین دغدغه‌های نویسنده‌ای است که خواندن کتاب را لازمه درک زندگی و شناخت هستی می‌داند. محمد میر کیانی در گفت و گو با خبر اظهار تأسف می‌کند که چرا نمایشگاه دائمی کتاب نداریم یا حتی پارک کتاب چرا که به اعتقاد او در چنین شرایطی مردم برای دسترسی به کتاب دچار مسئله نخواهند شد و خریدکتاب را جز آخرین اولویت‌های خود قرار نخواهند داد. میرکیانی معتقد است که ما درباره کتاب بخصوص برای علاقه‌مندکردن کودکان به کتاب نیازمند ناشرن خلاقی هستیم که برنامه‌های جذابی برای جلب توجه مردم داشته باشند.

او می‌گوید: «ما نیاز به پارک کتاب داریم و مکان‌هایی که افراد علاقه‌مند به صورت دائم بتوانند با نویسندگان و مترجمان از نزدیک روبه‌رو شوند. چنین مکانهایی باید به صورت دائمی و در همه استانها وجود داشته باشد. ما نیاز به مراکزی داریم که افراد بتوانند به آنجا کتاب سفارش بدهند و به سرعت کتاب را دریافت کنند. لازم است ناشران ما خودشان با کتاب آشنا باشند و مراجعه‌کنندگان را راهنمایی کنند.» میرکیانی حتی به تعدادکتابخانه‌های تهران هم انتقاد می‌کند که اصلاً جوابگوی جمعیت 12 میلیونی این شهر نیست و در نهایت امیدوار است روزی برسد که همه بچه‌های این سرزمین و همه بزرگترها به کتابخواندن علاقه پیدا کنند.

ناشر
وقتی که انگشت اتهام به سمت ناشر نشانه می‌رود، مشکلات تازه‌ای در عرصه کتاب سرباز می‌کنند و خود را نشان می‌دهند. عقاب علی‌محمدی مدیر نشر هراز در باره این مشکلات به خبر می‌گوید: «اولین و مهمترین مسئله‌ای که به نشر کتاب رونق می‌دهد، مردمی است که کتاب می‌خوانند و اهل کتاب‌خواندن هستند. اما واقعاً چند درصد مردم ما اهل مطالعه هستند؟! در کشور ما فقط 9 میلیون دانشجو وجود دارد اما بالاترین تیراژ کتاب در کشور ما 1500 نسخه است! معلوم است با این میزان تولید کتاب دیگر نقد و معرفی و تبلیغ هم برای ناشر نمی‌صرفد.

سیاست‌های حاکم بر کتاب در کشور ما تا جایی پیش رفته که بسیاری از ناشران کارشان را رها کرده و به سراغ شغل دیگری رفته‌اند. اینجا هر 4 سال یک بار با عوض شدن وزیر و هر بار با عوض شدن یکی از مسئولان حوزه کتاب، تصمیم‌های تازه‌ای گرفته می‌شود. وزیر جدید مجوزهای وزیر قبلی را باطل می‌کند و ناشر باید از اول همه ماجرا را از سر بگذراند تا دوباره مجوز بگیرد.

دوباره هزینه صفحه‌آرایی، ویراستاری، فیلم و زینک و چاپ بدهد و تازه در نهایت کتابی را به بازار عرضه می‌کند که همواره مخاطب کامل بودن آن را باور نمی‌کند و معتقد است که مهمترین بخش‌های آن سانسور شده است. این ذهنیت چنان در مردم را ریشه دوانده که اگر ناشر حقیقت را بگوید و توضیح بدهد که اتفاق مهمی در کتاب افتاده باز خریداران حاضر به خریدن کتابی که یکبار مجوزش باطل شده نیستند.»

به اعتقاد علی‌محمدی حتی برگزاری برنامه‌های متنوعی مانند هفته کتاب هم نمی‌تواند در جلب مردم بله کتابخوانی مؤثر باشد. او در توضیح این مطلب می‌گوید: «در بسیاری از این برنامه‌ها از قبل تعیین می‌شود کدام ناشر باشد کدام ناشر نباشد. به جز این شرکت‌کنندگان در نمایشگاه با تحفیف‌های 20 یا 30 درصدی بازار کتاب را خراب می‌کنند. مردم فقط در طول برگزاری نمایشگاه کتاب می‌خرند چون وقتی می‌توانند در طول نمایشگاه کتاب را از قیمت پشت جلد هم ارزان‌تر بخرند چه کاریست که از من ناشری که در نمایشگاه شرکت نکرده‌ام کتاب بخرند!

البته معمولاً هم در این نمایشگاه‌ها کتاب‌هایی عرضه می‌شوند که در انبار ناشران مانده‌اند! مشکل ما در عرصه فرهنگ این است که همواره اهالی فرهنگ به خودی و غیرخودی تقسیم شده‌اند. وقتی بخشنامه می‌شود که ناشران و کتابفروشی‌های نهادهای دولتی مانند آستان قدس و آموزش و پرورش از ناشران غیر‌دولتی کتاب نگیرند، دیگر معلوم است چه اتفاقی برای نشر کتاب در کشورمان رخ می‌دهد.»

علی‌محمدی وضعیت نشر کشور را چنان اسف‌بار می‌داند که اعلام می‌کند ما در این حوزه به دوران معامله کالا به کالا برگشته‌ایم. او به خبر می‌گوید: «ناشران ما که معمولاً کتابفروشی دارند برای تجهیز کتابفروشی خود، کتاب نمی‌خرند بلکه با سیستم پخش مبادله می‌کنند؛ از کتاب‌هایی که چاپ کرده‌اند به پخش می‌دهند و به همان میزان از آنها کتاب می‌گیرند.

توزیع‌کنندگان کتاب وقتی با مشکل روبه‌رو می‌شوند به جای پول، به ناشر کتاب می‌دهند آن هم کتاب‌هایی که به هیچ دردی نمی‌خوردند مگر خمیر شدن. به نظر می‌رسد در سیستم کهنه و فرسوده پخش از دورانی که ناشر و توزیع‌کننده به هم اعتماد می‌کردند به دوره‌ای رسیده‌ایم که بین آنها معامله کالا به کالا صورت می‌گیرد.»

توزیع
هر چند تکنولوژی و امکانات تازه‌تر، بسیاری جنبه‌های زندگی ما را تحت تأثیر قرار داده و در بسیاری موارد دیگر شکل زندگی ما شباهتی حتی به 5 یا 10 سال پیش هم ندارد اما سال‌هاست که سیستم دسترسی ما به کتاب همچنان بوده که هست. هنوز هم اگر کتابی بخواهیم راه چاره این است که شال و کلاه کنیم و هر جای شهر تهران هستیم خودمان را به مرکز شهر برسانیم و کتاب‌های مورد علاقه‌مان را مستقیماً از ناشر یا کتابفروشی‌های خیابان انقلاب بخریم که البته در اکثر موارد نه اعصاب ماندن در ترافیک را داریم و نه وقتی برای اختصاص‌دادن به مقوله‌ای که هیچ وقت برایمان خیلی جدی نبوده است.

کافیست کسی در این باره به فروش الکترونیکی کتاب اشاره کند تا نگفته حرفش را پس بگیرد چرا که مشخص می‌شود هرگز به صورت الکترونیک خرید نکرده تا ببیند حقایق زندگی چه با این خرید مجازی می‌کند، در ساده‌ترین حالت پیکی کتاب را به در خانه می‌آورد که نه زمان آمدنش معلوم است و نه رقمی که بابات این کار طلب می‌کند.

بنابراین نمی‌توان در دنیای نه چندان جا افتاده الکترونیک در کشورمان توقعات بیجا داشت و باید به همان سیستم همیشگی و سنتی توزیع کتاب پرداخت و اجالتاً معایبش را برطرف کرد تا زمانی که همه مقولات در تناسب کامل با یکدیگر رشد کنند.

مدیر نشر هراز درباره مشکلات شیوه سنتی توزیع کتاب در کشورمان به خبر می‌گوید: «هنوز هم مانند گذشته همکاری ناشر و توزیع‌کننده بر اساس اعتماد صورت می‌گیرد. ناشر کتاب را به صورت امانی در اختیار توزیع‌کننده قرار می‌دهد و بعد از فروش با هم حساب می‌کنند. این روش تا زمانی که نشر دچار بحران شدید نشده بود کاملاً جوابگو بود اما امروز که بسیاری از ناشران و توزیع‌کنندگان یک شبه ورشکست می‌شوند و یا با هزار مشکل روبه‌رو هستند، دیگر اعتماد کردن فایده‌ای ندارد. توزیع‌کنندگان هم بسیار دست به عصا کار می‌کنند چون برای مشکلات احتمالی راهکارهای حقوقی درستی وجود ندارد.»

جالب اینجاست که وقتی پای صحبت توزیع‌کنندگان کتاب هم بنشینید درددل‌های زیادی دارند و مشکلات بسیار که هر کدام از جایی آب می‌خورند اما مجید رهبانی از مسئولین ماهنامه جهان کتاب که درباره مشکلات توزیع کتاب تحقیق کرده و مقالاتی هم نوشته است به خبر می‌گوید: «همه مشکل سیستم نشر این است که تقاضا به اندازه کافی وجود ندارد.

وقتی به اندازه کافی مشتری برای کتاب وجود داشته باشد سیستم پخش هم بهتر و مفیدتر کار خواهد کرد. به عنوان نمونه به سیستم پخش کتاب‌های کنکور نگاه کنید این کتاب‌ها تا دورافتاده‌ترین شهرهای کشور هم می‌روند چرا که متقاضی دارند. من قبول دارم که سیستم توزیع کتاب در کشور ما سنتی است و مشکلات بسیار دارد اما وقتی بازار کتاب رونق داشته باشد این سیستم هم متحول خواهد شد.»

مخاطب بالقوه کتاب
از درد دل‌های مؤلف، ناشر و توزیع‌کننده کتاب این طور برمی‌آید که همه مشکلات نشر زیر سر کسانی است که کتاب نمی‌خوانند و علاقه‌ای به مطالعه ندارند. علی‌محمدی درباره بی‌علاقگی درصد بالایی از مردم ما به کتاب می‌گوید: «در حال حاضر پرفروش‌ترین کتاب‌های ما کتاب‌های درسی هستند اما این کتاب‌ها ابزار فهمیدن را در اختیار قرار می‌دهند و به عبارتی کتاب‌هایی هستند برای آموزش زبان علم اما مسئله‌ها در کتاب‌های علوم انسانی، ادبیات، هنرهای تجسمی، شعر و داستان و رمان وجود دارند که باید با افزار علم آنها را حل کرد. اگر دانایی ارزش داشته باشد، کتاب ارزشمند خواهد بود و اگر کتاب ارزش پیدا کند مؤلف، ناشر، توزیع‌کننده و کتابفروش هم با شغل پر رونقی مواجه خواهند شد که باید درست انجامش بدهند.»

تردیدی نیست که بی‌علاقه بودن بسیاری از مردم ما به کتاب و به عبارتی به دانایی، هم برای خودش دلایلی دارد. دلایلی که در سالهای گذشته مردمی را که کنار خیابان کتاب‌های نو و دست دوم، دستفروشان را ورق می‌زدند و می‌دیدند و درباره‌اش با دست‌فروش سخن می‌گفتند و می‌خریدند را به مردمی بدل کرده که امروز از شیک‌ترین کتابفروشی‌ها هم چندان استقبال نمی‌کنند و فروشنده هم حرفی برای گفتن ندارد چرا که عموماً چیزی از کتاب‌های چیده شده در قفسه‌ها نمی‌دانند.

کد مطلب 23996

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین