کلویتس و بارلاخ در تهران
چون بازدیدش برای عموم آزاد است؛ ما هم رفتیم و دیدیم. نمایشگاه 25 مجسمه و 167 طرح و اثر گرافیکی از خانم کته کلویتس و آقای ارنست بارلاخ دو نابغه اکسپرسیونیست آلمانی در موزه هنرهای معاصر تهران. ایده برگزاری این نمایشگاه از مدیر هنری موزه بارلاخ در هامبورگ بود که سرانجام با همکاری موزه کلویتس در کلن و حمایت مالی وزارت امورخارجه آلمان و انستیتو گوته محقق شد.
کندهکاریهای روی چوب، لیتوگرافی و مجسمههای برنزی و چینی از بارلاخ در کنار طرحهای ذغال و سیاهقلمهای خانم کلویتس، نمایشگاهی شگفتانگیز و درخشان را در غیاب رنگها رقم زدهاند. نمایشگاه تا پنجم بهمن دایر است. اگر فرصتسوزی نکنید، شاید با ما هم عقیده شوید که کمترهنرمند دیگری مرگ را این قدر زنده و وهم را این قدر شفاف ترسیم کرده که کلویتس و بارلاخ. ارنست بارلاخ یک سال قبل از شروع جنگ دوم از دنیا رفت اما چراغ عمر کلویتس که بداقبالتر بود، تا پایان جنگ دوم روشن ماند.
فرمانآرا در تئاتر
خبرش همه جا پیچیده این روزها. فرمانآرا میخواهد نخستین تجربه تئاتری خود را روی صحنه ببرد. «مردی برای تمام فصول» نوشته رابرت بولت. با تهیهکنندگی نگار اسکندرفر و محمد رحمانیان و ایفای نقش رضا کیانیان، عزتالله انتظامی، هدیه تهرانی، آتیلا پسیانی، پیام دهکردی و ...
چیزی به ذهنمان نمیرسد مگر محافظهکاری به معنای کامل کلمه از آقای فرمانآرا. صفر درصد ریسکپذیری. بهرهگیری از بهترین بازیگران. مطمئنترین تهیهکنندگان و آهنگسازان و طراحان صحنه. نمایشنامهای کلاسیک و بیخطر از همه نظر و البته اجرا در تالار وحدت. در واقع هیچ کجای این اتفاق، شبیه «نخستین تجربههای هنری» نیست. ضمن احترام کامل به استاد بهمن فرمانآرا، نمیتوان این چهار کلمه را ننوشت: دریغ از یک جو جسارت.
این بازیگران اگر بدون نمایشنامه و تمرین هم بروند تالار وحدت و روی صحنه بداههپردازی کنند، باز هم دههزار نفر پشت درهای بسته میمانند و امتداد بازار سیاه، بیش از حدفاصل میدان فردوسی تا میدان انقلاب خواهد شد.
کامنتها
یک سایت پر بیننده فرهنگی، گفتوگویی با یک شاعر انجام داده که در اینجا نام سایت و شاعر مدنظر ما نیستند. ذیل مصاحبه، هفتاد کامنت درج شده که 65 تای آن با 65 اسم و رسم مختلف، با طول و تفصیل و دقت نظر، در ستایش شاعر جلیلالقدر است. در بحبوحه افزایش کامنتها، ناگهان مدیر سایت در اقدامی افشاگرانه، آی پی کامنتها را هم آشکار میکند تا همگان بدانند که آن 65 کامنت، به تمامی از کامپیوتر همان شاعر صادر شدهاند. حق داریم اگر کمی خجالتزده شویم از این ماجرا. به طور کلی اهمیت حیرتانگیز کامنتها نزد اغلب کاربران و کارگزاران سایتهای فرهنگی، چنان بیداد میکند که از این منظر بعید است کشور دیگری به گرد پای ایران برسد.






نظر شما