گفت‌وگو با جواد جهانگیرزاده

مهتاب حسینی: شعار «تغییر» رئیس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا در نخستین روزهای کاری وی در کاخ سفید نه تنها توسط شهروندان امریکایی بلکه توسط صاحبنظران سیاسی و روابط بین الملل نیز پیگیری شده و در خصوص روابط بین الملل و به خصوص مسئله ایران و پرونده هسته ای گمانه زنی های متفاوتی را به دنبال داشته است. در عین حال کارشناسان سیاست خارجی امریکا نیز در توصیه هایی به باراک اوباما او را از به کار بردن سیاستهای به کار گرفته شده توسط جورج بوش در قبال ایران بازداشته اند و ایران نیز بارها تاکید کرده است که سیاستهایی نظیر براندازی نرم و یا سیاست هویج و چماق در پرونده هسته ای کشورمان دیگر پاسخگوی نیازهای امریکا در منطقه خاورمیانه و ایران نخواهد بود. اما با وجود اینکه اوباما برای تغییر آمده است، استوار بودن سیاست خارجی امریکا بر پایه های قدیمی که معمولا خیلی به ندرت دچار تغییر کلی می شوند، صاحبنظران  را بر این داشته است که در دیدگاههای وی در خصوص تغییر در سیاستهای مربوط به ایران به دیده تردید بنگرند.

جواد جهانگیرزاده عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرآنلاین به تحلیل رفتارهای اوباما در قبال ایران و پیش بینی این رفتار در آینده پرداخته است: 

آقای جهانگیرزاده ! با توجه به شعار تغییر که اوباما را با رای مردم امریکا مواجه ساخت و همچنین گذشته ایالات متحده در رفتار با ایران، به نظر شما واقعا اوباما برای تغییر آمده است؟
شرایط انتخاب آقای اوباما به قدری شرایط پیچیده ایست که انتظار یک برخورد خطی و مستقیم از جانب او متصور نیست و ما با دو گمانه منفی و مثبت می توانیم به پیش برویم. گمانه مثبت از این جهت خواهد بود که بپذیریم واقعا آقای اوباما برای تغییر آمده است؛ اما طبیعی است که در ساختار حکومتی امریکا امکان تجدید نظر قطعی و اساسی در روابط و قوانین و ضوابط وجود ندارد و به هر تقدیر ساختار، ساختاری است که تنظیم و نهادینه شده و غالبا هم سیاستمداران و سیاستگذاران و کسانی که به عنوان عناصر پشت پرده در قدرت هستند، زیاد مایل به تغییر اساسی در این سیاستها نیستند زیرا بنیاد حکومتشان را بنیاد مطلوبی می دانند. گمانه مثبت از این منظر این است که آقای اوباما ممکن است بیشتر بر روی استراتژی آمریکایی تغییراتی را انجام دهد آن هم از این جهت که واقعا هم آقای اوباما و هم بسیاری از اندیشمندان جهانی به این نکته معترفند که جایگاه امریکا درجامعه بین الملل به شدت سقوط کرده و از این جهت از اولویت های اساسی آمریکاییها ارتقای جایگاه دولت آمریکا به جایگاه قبلی این دولت است اما اینکه این بحث چقدر اجرایی خواهد شد، بحث دیگری است. 

یعنی تغییر چه در روشها و چه در سیاست‌ها لازم است ؟
اینکه آقای اوباما بر مبنای شعار بنیادین خودش یعنی تغییر بیاید و در استراتژی رسیدن آمریکا به جایگاه جدید خودش روشهای متغیر و جدیدی را اتخاذ کند، باید روشی را بپیماید که بر اساس آن آمریکا به جای اینکه قدرت اول نظامی و ترساننده جهان باشد، به عنوان قدرت اول سیاسی جهان باشد و جایگاه و استراتژی اش را تغییر دهد و به جای اینکه از قدرت نظامی برای رسیدن به این استراتژی استفاده کند، از حضور معنوی و سیاسی برای رسیدن به این جایگاه بهره بگیرد و این نکته ای است که با گمانه مثبت می توان بیان کرد. تغییر در استراتژی به این معنی که  اوباما بر همان اصل تغییر وفادار بماند، رویه ها تغییرکند، رفتارها انسانی‌تر باشد و برخورد با جوامع همراه با جنگ و حمله و فشار نباشد بلکه استفاده از توانایی و ظرفیت بین المللی وسیاسی برای ایجاد دوستیهای جدید بوده و از رفتار خشن و مستبدانه در برابر ملتها خودداری کرده و این رفتارها به رفتارهای جدید‌تری تبدیل شود و از این منظر تغییر باید در استراتژی و سیاست باشد نه در روش. 

گمان منفی در این مورد چیست؟
اگر بخواهیم بر اساس گمان منفی وقایع را پیش بینی کنیم باید گفت اوباما ممکن است در یک مرحله به شدت در فضای فعلی جامعه ذوب شود و استحاله اوباما در چنین روندی، حق تغییر در روند و استراتژی ها و تاکتیک ها را از او بگیرد و منجر به این شود که تنها یک سری رفتار عامه پسند در جامعه بین الملل انجام دهد و از این منظر نه تنها تغییر خاصی در استراتژی و تاکتیک ها به وجود نمی آید، بلکه رفتارها همان رفتارهای سابق با پیچیدگی بیشتر خواهد بود . اینجاست که استفاده از خانم هیلاری کلینتون در وزارت امور خارجه، استفاده از سیاستمدارانی هم از احزاب جمهوریخواه و هم دموکرات، با همان سیاستهای پیشین و همان روشها و دعواها و منشها تاکنون زیاد باعث رشد گمانه های مثبت در رفتار اوباما نشده و او گمانه های تغییر را از خودش بروز نداده است و از این روست که فعلا در رفتار آقای اوباما گمان منفی بر گمان مثبت می چربد. 

بر اساس این دو گمانه ، رفتار با ایران چگونه خواهد بود؟
ایران یکی از پرچالش‌ترین موضوعات برای سیاست خارجی آمریکا در سالهای بعد از پیروزی انقلاب بوده است؛ بسیاری از سیاستمدارن آمریکایی با تمرکز بر رفتار با ایران، به سوی خوشنامی و بد نامی رفته اند.  این مسئله در مورد آقای اوباما هم وجود دارد و با گمان منفی اگر بخواهیم پیش بینی کنیم باید گفت که وی نیز همان روش پیشینیان خودش را در رابطه با ایران ادامه خواهد داد و بیشتر از این نمی تواند اقدامی انجام دهد.
البته این مسئله نیز وجود دارد که آمریکا همیشه در برخورد با ایران دچار مضیقه ها و محدودیتها و سیاستهای خاص خودش بوده و اگر مثل افغانستان و عراق دستش در برابر ایران باز بود، مسلما خیلی وقت پیش به اقدام نظامی علیه ایران فکر می کرد و به همین ترتیب در برابر ایران عمل می کرد اما قدرت نظامی و همچنین سیاسی ایران در نفوذی که در جهان اسلام و کشورهای دیگر دارد و تسلطش بر منابع نفتی و انرژی و همچنین موقعیت سوق الجیشی خلیج فارس همه اینها نشان می دهد که ایران توانایی خاص خودش را دارد و در مراحل مختلف جنگ تحمیلی 8 ساله و تحریمها نشان داده است که کشوری که همواره با تهدید ها و تحریمها روبه رو بوده است، هم اکنون نیز می تواند در برابر این تهدیدها مقاومت کند و توانمندتر از سایر کشورهای منطقه است. مجموع این عوامل نشان داده که کار با ایران برای آمریکاییها خیلی سخت است. امریکا باید «استراتژی اش» در برابر ایران را تغییر دهد و تغییر دادن «روشها» در برابر ایران به هیچ وجه پاسخگوی نیازهای امریکا نخواهد بود.  

استراتژی درازمدت آمریکا به جای زور، تحقیر و برخورد نامطلوب با ایران باید برخورد احترام آمیز و ایجاد زمینه های همکاری مطلوب باشد. آمریکا و ایران هر دو کشورهای موثری در جهان هستند و نمی توانند یکدیگر را هم نادیده بگیرند و اگر قرار باشد رویه، همان رویه سابق و لحن صحبت ها همان لحن سابق باشد،  مطمئنا ایران و آمریکا فعلا با هم هیچ ارتباطی ندارد. 

در هر صورت اوباما به خاطر حل و فصل مسایل افغانستان و عراق به ایران نیاز دارد و همین مسئله به نظر شما باعث نمی شود که امریکا احساس کند بیشتر از گذشته باید به دنبال مذاکره بدون قید و شرط با ایران باشد؟
در مورد خیلی از مسایل آمریکا به ایران نیاز دارد و در مورد پاکستان و قلب سیاسی خاورمیانه مثل لبنان و فلسطین نیز این نیاز احساس می شود. نکته مهم دیگری هم وجود دارد و آن این است که ایران در حال حاضر به حیاط خلوت آمریکا دسترسی پیدا کرده و ایران با رابطه ای که با کشورهای لاتین دارد، قدرت خودش را در منطقه آمریکای لاتین نیز افزایش داده است. اما یک جایی است که سیاستمداران آمریکایی واقعا صادقانه به دنبال تغییر شرایط موجود هستند و زمانی هم هست که به دنبال این هستند که به دنیا بقبولانند که ما رفتیم با ایران مذاکره کنیم و ایران نخواست که این مذاکرات انجام بگیرد و بخواهند فضای رسانه‌ای علیه ایران را تشدید کنند و از این جهت باید میزان صداقت خودشان را اثبات کنند و ما نمی توانیم رفتار خودمان را بر اساس این گفته ها تنظیم کنیم. 

در خصوص تجدید نظر در سیاست براندازی نرم نیز همین تفکر وجود دارد و امکان تجدید نظر در آن وجود ندارد؟
آمدن اوباما می تواند تشدید کننده روندهای موجود باشد اما به معنای معکوس شدن روندها نخواهد بود و این طور نیست که تمام سیاستگذاری ها توسط اوباما انجام گیرد. روند سیاستگذاری در آمریکا اینگونه نیست که رئیس جمهور در همه امور خودش وارد قضایا شود و به این جهت آمدن اوباما بر سر کار به روند تغییرات در جهان می‌تواند کمک کند که به عنوان مثال روند دخالت در امور داخلی ایران و یا پیگیری سیاست براندازی نرم کاهش پیدا کند و کمتر روند خود را طی کند اما ادامه کار وی و جهت گیری هایی که در دو یا سه ماه آینده خواهد داشت، می تواند دید ما نسبت به سیاستی که اوباما در برابر ایران پیش می گیرد را وسعت ببخشد و الان برای این گمانه زنی ها خیلی زود است. 

سیاستها در مقابل برنامه هسته ای ایران چگونه خواهد بود و اوباما به نظر شما به توصیه دنبال کردن خط مدیریت چند ملیتی برنامه هسته ای ایران عمل می کند؟
این مسئله بستگی به موافقت ایران دارد و اوباما و آمریکاییها از خدایشان است که بتوانند برنامه هسته ای را زیر نظر داشته و در یک جامعه چند ملیتی دنبال کنند و به همین دلیل با تشکیل کنسرسیوم با کشورهای منطقه ای و اروپایی خیلی موافقند و این تنها بستگی به نظر ایران دارد و من معتقدم اگر حقوقی که مد نظر ایران است فراهم نشود، ایران تن به این خواسته آمریکا نخواهد داد و باید دید چه تغییراتی در راه است.

کد مطلب 2814

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 12 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین