۰ نفر
۲۰ دی ۱۳۸۸ - ۱۷:۰۹

عالمان اخلاق، از فضیلت ارج‏مندى به نام «شجاعت» سخن مى‏گویند و آن را یکى از فضایل چهارگانه نفسانى برمى‏شمرند. این فضیلت اخلاقى، تنها در قوت بازو و قدرت شمشیر تفسیر نمى‏شود، بلکه جوهره آن را در ثبات و استقامت در انجام وظایف و مواجهه‏هاى ارتباطى مى‏توان دید.

امام مجتبى(ع) در توصیف یکى از یاران ایمانى خویش، فرمود:
«کان ضعیفاً مستضعفاً فاذا جاء الجدّ کان لیثاً عادیاً»
لاغر بود. مردم ناتوانش مى‏انگاشتند. ولى چون پاى مردى به میان مى آمد، شیر جهنده ]گردن‏فراز[ بود.
به نظر مى‏رسد که سده‏هاى متوالى است که تربیت فضیلت شجاعت، در اهداف و سرفصل‏هاى نهادهاى آموزشى و تربیتى چندان جایگاهى ندارد. فضائلى چونان عقلانیت، عدالت و... جاى پا در نظام آموزشى، تربیتى دارند، چه سنتى و چه مدرن، اما اساساً براى تثبیت و رشد فضیلت شجاعت چه مکانیزمى در نهادهایى چون خانواده، مدرسه، دانشگاه، حوزه و... دیده مى‏شود؟

به نظر مى‏رسد بخشى از نابسامانى در گونه مقابله با خرافه، و تحریفها به کمبود عنصر شجاعت در جامعه روحانى کشور باز مى‏گردد. بزرگمردانى چونان شهید مدرس، امام خمینى، نواب صفوى و... نادر مردان خود ساخته بودند; اما آیا نظام آموزشى، تربیتى و اخلاقى حوزه براى تکمیل و تکامل خوى شجاعت در حوزویان تدبیر و مکانیزمى اندیشیده است؟
به نظر مى‏رسد که نه تنها چونان تربیت اخلاقى، اتفاق نیفتاده است، بلکه در مواردى تربیت معکوس خود را مى‏نمایاند. و از جمله مى‏توان، به نکات زیر اشارت داشت:
- نظام آموزشى حوزه، ذهن‏گرایانه است. با «ان قلت» و «فتامل» سر و کار دارد. احتمالهاى قریب و بعید را در نظر دارد. این پرس و جوگرایى ذهنى، طبعاً به وسوسه و وسواس در نتایج و پیامدها مى‏کشاند و این تعبیر حکیمان را محقق مى‏کند که فرموده‏اند:
«من اکثر فکره فى العواقب لم یشجع»(1)
کسى که در عواقب مسائل سخت بیاندیشد، از دلیرى و شجاعت بازماند.

به نظر مى‏رسد که بخشى از ترس نهفته در جامعه حوزوى، برخاسته از همین تاملات ذهنى است. عاقبت‏نگریهاى وسواس‏گونه که در عمل، روح شهامت و حضور بهنگام در حوادث زمان را سلب کرده‏اند.
اکنون در برابر صدها و هزاران خرافه، چه کهن و چه نوپدید، ده‏ها «فتامل» رخ مى‏نماید و جوهره جدیت را باز مى‏ستاند. پرسشهایى از این قبیل که آیا با نقد و برخورد، اصل ایمان غیبى و عقاید مذهبى تضعیف نمى‏شود؟ آیا به شیوع و گسترش نمى‏انجامد؟
و آیا...
این پرسش‏زاییهاى ذهنى، به مرور روح و روحیه مضطرب، بزدل و وسواس‏گون را در برابر وقایع اجتماعى (و از جمله بدعتها و خرافه‏ها) پدید مى‏آورد و جسارت و شجاعت در رویارویى و برخورد را، به شدت کم‏رنگ مى‏سازد.
- تفسیرهاى غلط از ارزشهاى اخلاقى چونان ادب، مدارا با مردم، حسن معاشرت و... در عمل، دریچه‏اى دیگر براى محافظه‏کارى اخلاقى و سلب عنصر شجاعت شده‏اند. معلمان اخلاق در حوزه نسبت این مفاهیم ارزش‏مند را با مفاهیم دیگر، چونان وجوب امر به معروف و نهى از منکر، وجوب ابراز عقیده در برابر بدعت و... تبیین نکرده‏اند. در نتیجه، در نظامواره اخلاقى طلبه متدین، سربزیرى و سر به راهى و سکوت، ارزشهاى مبنى تلقى شده‏اند.
- بزرگ‏نمایى مناصبى چونان مرجعیت، تدریس موفق و... از اهواء و آمال حوزوى است که سدّ تربیت شجاعانه مى‏شود. دانشوران اخلاق، گرایشهاى نفسانى را سکوى بزدلى و ترس دانسته‏اند و گفته‏اند: آدمیان، شجاعت را در پاى خواسته‏هاى حقیرشان قربانى مى‏کنند.
بخش وسیعى از مسامحه‏ها در برابر خرافه‏ها و بدعتها، ملاحظات برخاسته از اهواء و آمال حوزوى است. قبله‏سازى مناصبى چونان مناصب یاد شده موجب مى‏شود که سالکان مرجعیت، استادى، خطیب شهیر و... از بیم درخطر افتادن آن مناصب، از همت و اهتمام لازم در مقابله با خرافه پردازان دریغ ورزند و سکوت را پیشه سازند و یا حتى گاه و بى‏گاه از همراهى‏هایى نیز برخوردارشان کنند.

(ادامه دارد)


پی‌نوشت‌ها:
1- اخلاق محتشمى، خواجه نصیرالدین طوسى.224/

کد مطلب 35989

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بدون نام DE ۲۰:۴۸ - ۱۳۸۹/۱۰/۲۶
    0 0
    بسیار مطلب شجاعانه بود