سناء شایان: نشست نقد و بررسی کتاب «کرشمه لیلی» نوشته محمد ابراهیمیان در کانون ادبیات ایران برگزار شد. این نشست، دویستوسیوششمین نشست کانون بود که در دوشنبه پنجم اسفند تشکیل شد و در آن، ناهید سلمانی، شهرام میرشکاک و مجتبی حبیبی به نقد و بررسی این اثر پرداختند.
در ابتدای این نشست، مجری برنامه با ذکر اینکه ابراهیمیان متولد سال 1325 در صحنه (از توابع استان کرمانشاه) است و در دانشگاه تهران، روانشناسی خوانده و نمایشنامه و نقد نوشته است، او را به حضار معرفی کرد. همچنین از نمایشنامههای او به «حریر سرخ صنوبر»، «لیلی و مجنون»، «قزاقها»، «شمسانا» و «خدا در آلتونا حرف میزند» اشاره کرد.
او برای نزدیک شدن ذهن حضار به فضای داستان، از خود ابراهیمیان خواست که قسمتی از داستان را بخواند. نویسنده اثر بعد از خواندن قسمتی از کتاب، در سخنان خود، این اثر را یک قسمت از سهگانهای دانست که در دست نوشتار دارد. او با بیان اینکه بخش دوم این سهگانه «سوز مجنون» و قسمت سوم آن «آهوی دشت شاه» نام دارد، به شرح خلاصهای از داستان قسمت دوم و سوم پرداخت و از تلاش خود برای دور شدن از فضای شهری و برگشتن به دنیای یک کودک دهساله سخن گفت. وی در ادامه صحبتش، از فضاهای رمان گفت و اینکه بدون این فضاها رمان خالی است و او فضا را به عنوان شخصیت وارد داستان کرده است.
ابراهیمیان به شرح این مسئله که این داستان، سی چهل سال درونش زندگی میکرده و نوشتنش کاملاً جوششی بوده، پرداخت و گفت «تنها چیزی که میدانستم، روابط عاطفی پدربزرگ و بچه بود» و در این سه روزی که داستان در آن شکل میگیرد، به بازیابی خاطرهها و وارد کردن فضا پرداخته است.
ناهید سلمانی، نقدش را با بیان اینکه رمان عرفانی از نظرش معنی ندارد، شروع کرد. او با بیان اینکه در این زمینه کتابهای تخصصی وجود دارد و رمان در ابتدای امر باید خواننده را سرگرم کند و بعد به مسائل دیگر بپردازد، نثر این رمان را خیالانگیز و شاعرانه دانست و در ادامه اشاره کرد که این نثر به درد رمان نمیخورد و خواننده را متوقف میکند.
سلمانی این اثر را به علت خرق عادت و تمثیل و... بهکاررفته در آن، «شبیه به افسانه» دانست تا یک رمان. او همچنین از استفاده مکرر از سماع و سیمرغ و... گفت و این عامل را باعث خستگی مخاطب معرفی کرد. این منتقد به دیدگاه نویسنده از زن به عنوان یک پله برای رشد یک صوفی، اعتراض کرد و همچنین ماجرای آدم و حوای ذکرشده در کتاب را مخالف روایت قرآن دانست. او به شخصیتهای مطلق و عدم شخصیتپردازی نویسنده اشاره کرد و این نکته را ذکر نمود که شخصیتها دور از فضای واقعاند؛ طوریکه زنان روستایی صورتشان آفتابسوخته نیست و تمام زیباییهای زنان در آنها جمع شده است.
شهرام میرشکاک، سخنانش را با انتقاد به حرفهای سلمانی شروع کرد. او هیچ اثری را مطلق ندانست و تعریف مشخصی برای رمان قائل نشد. او رمان را محصولی وارداتی معرفی کرد که از ادبیات ترجمه وارد شده و همه انتظار دارند همه رمانهای نوشتهشده مانند آنها باشند.
میرشکاک سپس به بیان تفاوت طریقت و شریعت پرداخت و از پررنگ بودن طریقت در این اثر گفت. او همچنین توجه نویسنده به عناصری مانند آب و آتش و...، استفاده او از ماه به عنوان مظهری از آیینه، تفکر تناسخ (که در افکار سهروردی وجود دارد) و مراقبه، استفاده از انار به عنوان میوه زناشویی و سیب به عنوان میوه عشق، توجه به تثلیث و بهرهگیری شانهبهسر به عنوان مظهر دانایی و مکاشفات و... را ستود.
این منتقد، اندیشه یونانی در باب زن و الگوگیری نویسندگان و فلاسفه از آن را دلیل نقش ضعیف زن در این نوع آثار دانست. او همچنین اشاراتی که در این اثر از قرآن آمده را بیان کرد و از روایت دوسویهای که نویسنده در این اثر اعمال کرده است، ابراز خوشحالی کرد.
مجتبی حبیبی با بیان این نکته که «حمایت از طریقت و شریعت، کار ادبیات نیست»، به وجود هر دو در این کتاب تأکید کرد و از منتقدین خواست که با این مسائل غیرعاطفی برخورد کنند.
حبیبی این اثر را نه افسانه و نه رمان دانست؛ بلکه آن را «قصهای» دانست «همچون قصههای فردوسی و نظامی» که تمثیلهای موجود در آن را وجه پیونددهندهی امروز و دیروز معرفی کرد. او در ادامه از نشریه رودکی، شماره 27 ـ 28، شهریور 87، مقالهای در مورد این کتاب خواند.
در پایان این نشست، نویسنده کتاب، این اثر را قطرهای از دریای تاریخ ادبیات ایران دانست و از دوستانی که 2000 صفحه نانوشته میان کتاب را خواندهاند، تشکر کرد. او در ادامه از موفقیتهای کتاب به عنوان کتاب فصل تابستان 87 گفت و ابراز امیدواری کرد که این اثر، مخاطبان خود را پیدا خواهد کرد، برای اینکه با همه خون نویسنده نوشته شده است. او همچنین به مخاطبان این وعده را داد که در بخشهای بعدی این سهگانه به مجهولات و سؤالات پاسخ دهد.
نظر شما