به روزشده : ۴ دقیقه قبل
زمان انتشار: ۱۳:۷ - ۱۳۸۹/۴/۲۷ | نسخه چاپی

در جلسه نقد كتاب «به هادس خوش آمديد» عنوان شد:

سرنوشت حتمی رودابه این بود که با نابودی جنگ همراه شود

کتاب - بلقیس سلیمانی تاکید دارد که در کتاب «به هادس خوش آمدید» به جنگ به شکل پدیده ای نگاه می کند که در صورت وقوع خشک و تر را با هم می سوزاند حتی رودابه که کیلومترها از جنگ فاصله داشت در آتش جنگ می سوزد به عبارتی جنگ همگانی بود؛ سرنوشت حتمی رودابه این بود که با نابودی جنگ همراه شود.

شخصیت اصلی سومین رمان بلقیس سلیمانی به نام «به هادس خوش آمدید» رودابه است. دختری که در میانه‌ تحولات انقلاب و خشونت گرفتار می شود. رودابه ناخواسته در میانه‌ تحولات انقلاب و خشونت جنگ گرفتار می‌شود. خانواده‌ او به دلیل پایگاه طبقاتی خاص انکار می‌شود. ارزش‌های جمعی، ارزش‌های خانوادگی او را واپس می‌زند. گذشته‌ زیبا، حال ویرانگر و آینده‌‌ تاریک است. رودابه لحظه‌به‌لحظه به‌سوی ویرانی رانده می‌شود و عشق‌های او یکی بعد از دیگری محو می‌شوند. او در جست‌وجوی راه نجاتی برای خود و خانواده‌اش تصمیمات عجولانه‌ای می‌گیرد، اما راه به جایی نمی‌برد. راه‌ها بسته است به همین مناسب فرهنگسرای ارسبان در یک نشست ادبی به بررسی جایگاه زن در آثار بلیقس سلیمانی و نقد این کتاب با حضور نویسنده این کتاب و مهیار زاهد، منتقد ادبی پرداخت.

مهیار زاهد در ابتدا به توضیح کوتاهی درخصوص آثار بلیقیس سلیمانی پرداخت و گفت: سلیمانی بیشتر با کتابهای «بازی آخر بانو» و «خاله بازی» شناخته شده است، وزن در آثار او نقش مهمی را دارد و همیشه زن در گیرودار یک دوره تاریخی قرار داده می شود. در کتاب «به هادس خوش آمدید» ما همچنان شاهد این روند هستیم و شخصیت زن داستان در دوره جنگ تحمیلی به سر می برد.

بلقیس سلیمانی در پاسخ به این سوال منتقد نشست که «زن امروز تا چه حد با جنگ درگیر است؟» گفت: من به زن در یک بستر تاریخی نگاه می کنم، علی رغم نگاه خصمانه به فمینیسم، من اینگونه هستم چون جایگاه زن نیاز به ارتقاء دارد. من در آثارم زن را در بستر تاریخی بعد از انقلاب نشان دادم چون انقلاب را عاملی مهم در تاریخ ایران می دانم. در کتاب «به هادس خوش آمدید» بستر اجتماعی جنگ را به عنوان یک دوره تاریخی مهم مورد توجه قرار دادم. به عنوان یک نویسنده همواره تلاش کرده ام تا کاستی هایی که جامعه به زن تحمیل می کند را مدنظر داشته باشم و بر اساس آن بنویسم.

نویسنده کتاب «خاله بازی» در رابطه با این موضوع که از شخصیت این داستان و داستانهای دیگر وی می توان به این نتیجه رسید که زنان داستانهای او، همه دچار یک سرنوشت محتوم هستند، توضیح داد: پایان محتوم جزیی از سرنوشت زندگی انسان است، همه چیز به دست ما قابل تغییر نیست. به نظر من این یک ایده آرمانی است، ما در چارچوب خاصی زندگی می کنیم که امکان تغییر آن را نداریم. حال در این جهان که حتمیت وجود دارد، زن هم هست، زنی که بسیاری از حتمیت هایش را جامعه مردم سالار به آن تحمیل می کند و این ساختارها قابل تغییر نیست، زن امکان تغییر ندارد. من در داستان هایم نشان دادم که آنچه ما میخواهیم تغییر دهیم خارج از قوه ماست.

وی ادامه داد: در کتاب «بازی آخر بانو» تلاش کردم تا نشان دهم زن در بستر تاریخی انقلاب باید خیلی از چیزها را مانند بازی ببیند چون در بازی هدف، مادیات و...مدنظر نیست در واقع بسیاری از تلاش هایی که برای برداشتن موانع انجام می دهیم اگر از کمی دورتر آن را نظاره کنیم یک بازی است.
در ادامه این نشست زاهدی از حرکت انفعالی و اقدام به خودکشی شخصیتهای داستانهای این نویسنده سخن به میان آورد و سلیمانی اینگونه پاسخ داد: انفعال جزیی از نگاه من است به عنوان مثال در داستان «خاله بازی» زنها تلاش می کنند تا مسیرهای دیگر را بروند اما خودکشی آخرین راهی است که برای آنها باقی می ماند و به نظرم در داستان خاله بازی تنها راه حلی که برای  شخصیت «سیما» باقی می ماند، خودکشی است همچنین در «به هاوس خوش آمدی» من تلاش کردم تا شخصیت دختر گام های مختلفی بردارد اما به دلیل وجود خانواده سنتی و شرایط اجتماعی، گزینه ای جز خودکشی برای آن دختر باقی نمی ماند.

وی تصریح کرد: در کتاب آخرم سعی داشتم وضعیت تخریب گر جنگ را نشان بدهم. من به جنگ به شکل پدیده ای نگاه می کنم که در صورت وقوع خشک و تر را با هم می سوزاند حتی رودابه که کیلومترها از جنگ فاصله داشت در آتش جنگ می سوزد به عبارتی جنگ همگانی بود. من در کتاب رودابه را به نحوی نشان داده ام که به سمت نابودی می رود و این اتفاق همراه با نابودگری جنگ است. در این کتاب جنگ به رودابه و نامزدش فرصت زندگی نمی دهد به عبارتی سرنوشت حتمی رودابه این بود که با نابودی جنگ همراه شود.

سلیمانی در پاسخ به این سوال که چه بسترهایی موجب شده تا همه به موضوع زن بپردازند، گفت: وقتی ما با دنیای غرب رو به رو شدیم، تغییر کردیم، این تغییرات بدون بحران نبوده است، زنان در این مواجه ضربه های سخت تری را خوردند چون زنان پایین تر از مردها بودند طبیعی است زمانیکه درها باز شد، این سوال برای زن پیش بیاید که کیست و بخواهد جایگاه و هویت خود را بشناسد در واقع زنان نویسنده با نوشتن در حال کسب هویت برای خود بودند و بیشتر در مورد زنان می نوشتند چون خودشان را بهتر می شناختند و علاوه بر این زنان نسبت به مردان از تریبونهای کمتری برای بیان عقاید خود بهره مند هستند و نویسندگی فرصتی برای بیان عقایدشان است.

سلیمانی افزود: نوشتن از زن ضرورت دارد و به عقیده من به تعداد زنان نویسنده از وضعیت زنان باید نوشته شود، من به دلیل آنکه یک زن مهاجر از روستا به شهر هستم در مورد این قبیل زنان می نویسم.

این نویسنده ضمن رد این مسئله که امکان تکراری شدن شخصیتهای  داستانهایش وجود دارد، اظهار داشت: باید توجه داشت  که این یک شیوه در نوشتن است به عنوان مثال اسماعیل فصیح علی رغم شرایط و فضاهای واحد توانسته داستان وموضوع را به خوبی بیان و مخاطب را جذب کند، من تلاش داشتم شخصیت داستانی را در بستر تاریخی نشان دهم در کتابهای من، زنها حتی اگر شخصیت واحد داشته باشند در زمانها مختلف و فضاهای متفاوت عکس العمل و وضعیت متفاوتی دارند.

نویسنده کتاب «آخرین بازی بانو» در رابطه به نثر ساده و روان نوشته هایش گفت: نثر می بایست متناسب با موضوع باشد، روایت با واقعیت سروکار دارد، من به عنوان کسی که فلسفه خوانده ام، دایره کلماتم مفهومی است اما این کلمات در روایت که بیان کننده واقعیات هستند کاربرد ندارند. اگر قرار است از زندگی بنویسم باید نثری روان داشته باشم اما این نباید به معنای نثری کودکانه باشد، من زبان محور نیستم و معتقدم زبان باید متناسب با شخصیت باشد البته لازم به ذکر است که من از نداشتن نثرخیلی وی‍‍‍ژه ناراحت هستم.

زاهدی در پایان دلیل استقبال از آثار سلیمانی را جویا شد و از گفته برخی از منتقدان که دلیل این استقبال را در عامه پسند بودن این قبیل کتابها خلاصه می کنند، صحبت کرد، این نویسنده در پاسخ گفت: جامعه ما به کتاب نخواندن عادت کرده است به نحوی که وقتی کتابی خوانده میشود یا خوب به فروش می رود همه به دنبال مسئله ای در این میان میگردند وعامه پسند بودن یا توزیع دولتی را دلیل فروش کتاب میدانند.

سلیمانی گفت: بازی عروس و داماد یکی از کتابهای من بود که به دلیل تازگی موضوع به فروش رفت و کارهای دیگر من هم به دلیل هنجار شکنی که داشتند با استقبال روبه رو شدند چون کمتر کسی در ایران دهه 60 را به دلیل خط قرمزهای فراوانی که داشت، مورد توجه قرار داده است.

کلیدواژه ها:
ارسال نظر
ارسال خبر به دیگران
نام
پست الکترونیک
نمایش داده شود
آدرس وبسایت یا وبلاگ
نظرشمــا     0/700
همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود.
اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود.
.خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید *
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 4 + 2
ارسال نظر
76485
نام شما
ايميل شما
ايميل گيرنده
توضيحات
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
= 4 + 2
ارسال خبر
آخرین خبرها
بیشتر...