جستوجو برای دانستن آنچه در هستی درون و بیرون جهان ما انسانها وجود دارد همواره در تلاش بیوقفه هنر تئاتر انعکاسی غیرقابل انکار داشته است. این هنر نمادین چون آیینهای از هستی انسانی، از دیرباز بشر جوینده را در مسیر پرمخاطره حیاتش به حرکت واداشته تا شاید بتواند پرسشهای پایاننیافتنی خود را به پاسخهایی که خود زمینه پرسشهای بعدی بودهاند رهنمون شود. هنر تئاتر شاید یکی از اصیلترین ابزارهایی بوده است که راهبر انسان در چنین مسیر پرفراز و نشیبی بوده؛ هنری که در مسیر تمدن به عنوان نمادی از هستی بیرونی انسان عناصر شکلدهنده خود را از نمادها به عاریت گرفته تا بتواند به ژرفترین رویاهای درون رخنه کرده، دستیابی به معنای حضور انسان را ممکن سازد.
در تاریخ هنر نمایش از تئاتر کلاسیک یونان گرفته تا نمایشهای آیینی، عروسکی یا پرفورمنس، زبان نمادها اساسیترین ابزاری بوده است تا هنرمند بتواند به چند و چون پدیدههای طبیعی، روانی، اجتماعی و فرهنگی دوران خود بپردازد. پدیدههایی چون جهل بشری، بیهویتی و بیثباتی، استثمار و استعمار، دموکراسی و مذهب، فساد و نابسامانی، شانه به شانه صبر و مقاومت، اعتقاد و باور و ایمان و عشق، بر مرکب نمادها خزیده و در پیچ و خم هستی انسان همچون خزندهای که برای ادامه حیات به شکل طبیعت درمیآید، در بطن زندگی انسان عمل کرده و به حضور خود بر صحنههای جهان ادامه داده است. استفاده از نماد در ادبیات نمایشی را در هر دوره و هر سبکی به فراوانی میتوان ردیابی کرد، از قدیمیترین آثار نمایشی جهان گرفته تا جدیدترین آنها. برای مثال، نماد پشم زرین، نمادی که با تمام اسطورههای گنج، چه گنج مادی و چه گنج معنوی خویشی دارد، در نمایشنامه مدهآ اثر سوفکل یونانی استفاده شده است. در این اثر جیسن قهرمان پشم زرین در جستوجوی «افتخاری است که قبل از رسیدن به حقیقت (طلا) و خلوص معنوی (پشم قوچ) باید طی شود»1 همچنان که هنریک ایبسن، دراماتیست نروژی از نماد مرغابی وحشی که «در سراسر خاور دور نماد وصلت و نیکبختی است؛ نماد زناشویی که گاهی به آن مفهوم قدرت حیاتی نیز افزوده میشود»2 در نمایشنامهای با همین عنوان استفاده کرده است.
در این اثر با خودکشی هدویگ، دختر نوجوان خانواده «نماد اردک وحشی» که باید نماد وصلتی به دور از هنجارهای طبیعی باشد، از بین میرود و قدرت حیاتی یک وصلت را نابود میکند. نمونه دیگر نماد آبی است که «غیرمادیترین رنگها است» و «... در طبیعت همچون خلئی انباشته است»3 که توسط اکبر رادی در نمایشنامه روزنه آبی استفاده میشود. در این اثر شخصیتهای جوان از روزنهای که با «پنجره به عنوان منفذی به هوا و نور»4 میتابد امید به آزادی و دست یافتن به ارزشهای غیرمادی را در نسلی که از این مواهب محروم است زنده میکند و به جستوجوی پرنده خوشبختی که در آبی طبیعت پرواز میکند به حرکت وامیدارد؛ «حرکتی که انسان را به طرف مرکز خود میکشاند و در عین حال او را به طرف بینهایت سوق میدهد.»5
آنچه مسلم است، تداوم پدیده پیچیدهای چون هنر نمایش میسر نمیبود مگر با یاری جستن از عناصر نمادین تا بتواند همچون شریکی خستگیناپذیر در هر زمانی ذهنیت تازهای را مبتنی بر عینیتهای موجود بارور سازد. به گفته سودابه فضائلی در مقدمه ارزشمندی که بر مجموعه «فرهنگ نمادها» نوشته است «هیچ شیء و هیچ واقعهای اتفاقی و بدون زمینه معنایی هست نشده. در هر تمدن باستانی، در ادیان، آیینها، اساطیر، تاریخ، و غیره، تنها چیزی که بدون تغییر منتقل شده همانا تاویل نمادین اشیا و واقعیات است». هنر ترکیبی تئاتر نیز با تکیه بر همه عناصر یاد شده در گفته بالا، از کوچکترین شیء به کار گرفته شده، تا ادیان، آیینها، اساطیر و تاریخ را به یاری میگیرد و در شکلی نمادین، به مثابه میانجی متضادها، واقعیت و رویا را به هم پیوند میدهد تا از طریق یکی به تفسیر دیگری بپردازد.
بنابر این اصل، آشنایی با عملکرد نمادها به عنوان جریانی سیال در ذهنیت انسان آغازین تا به امروز، امری غیرقابل اجتناب و حیاتی است تا هنرورزان همه شاخههای هنری و همچنین هنر تئاتر را با ویژگیها و کارکردهای این عنصر آشنا کند.
این وظیفه خطیر را سودابه فضائلی در ترجمه و تحقیق جامعی که در پنج مجلد به عنوان فرهنگ نمادها ارائه کرده و در کاربردیترین شکل ممکن، آنچه را که نتیجه تحقیقات گسترده ژان شوالیه با همکاری گروهی از دانشمندان جهان است، به همراه تحقیقاتی که خود او ضمیمه این اثر کرده است به صورت فرهنگ کاملی از نمادها برای اولین بار به عرصه فرهنگ و هنر تقدیم کرده است. این اثر ماندگار، در تلاشی پیگیر و اندیشمندانه، امکان دستیابی به منطق نمادها را که همان کشف مفاهیم موجود در میان چند اصطلاح یا چند مجموعه است فراهم میآورد تا مخاطب بتواند با شناختی جامع از عملکرد نمادها، ارتباط و پیوندی را که در درون متضادها موج میزند کشف کند. به عبارت دیگر، با درک ماهیت نمادها خط وصل ارتباط انسان دیروز و امروز را که سیری دراز در تمدن بشری پیموده شناسایی کند.
جای آن دارد، همت والای سودابه فضائلی محقق و مترجم محترم این اثر شایسته را ستود و سهم او را در فراهم آوردن منبعی که وجود آن کمک بزرگی به درک مفاهیم هنری و همچنین معناهایی که در لابهلای واقعیتهای روزمره زندگی انسان نهفته است، گرامی بداریم.
عضو هئیت علمی دانشکده نمایش دانشگاه تهران
پینوشتها:
1- فضائلی: سودابه، فرهنگ نمادها، جلد دوم، ص 226
2- همان، جلد اول، ص 112
3- همان، جلد اول، ص 42
4- همان، جلد دوم، ص 256
5- همان، جلد دوم، صص 44-43
| نام | |||||
| پست الکترونیک | |||||
| نمایش داده شود | |||||
| آدرس وبسایت یا وبلاگ | |||||
| نظرشمــا 0/700 | |||||
| همزمان با تأیید انتشار نظر من، به من اطلاع داده شود. | |||||
| اظهارنظرهای اشخاص درباره نظر من، به ایمیل من ارسال شود. | |||||
| .خبرآنلاین نظراتی را كه حاوی توهین است، منتشر نمی كند * .لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید * | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال نظر
|
|||||
| نام شما | |||||
| ايميل شما | |||||
| ايميل گيرنده | |||||
| توضيحات | |||||
: لطفا حاصل عبارت را در باکس مقابل وارد نمایید
|
|||||
ارسال خبر
|
|||||