حضرت علی(ع) فرمود: مبادا زنده به آرزو باشید! زیرا آرزو سرمایه سالمندان است که به جائی نمی رسد. زنده به امید بودن چیز خوبی است، امّا زنده به آرزو بودن یک چیز بدی است.

پیامبر(ص) نقل فرمود که من به خدای سبحان عرض کردم در قیامت، بررسی اعمال امّت مرا به من واگذار بکن. که اگر در بین اینها کسانی بودند، لغزشی داشتند، آبروی من پیش انبیای دیگر نرود، محفوظ بماند؛ من حسابرس اینها باشم، انّ علینا حسابهم(1). در زیارت جامعه داریم که: حساب الخلق علیکم و .. (2)، اینها مظاهر آن دو اسم مبارک الهی اند.

از خود حضرت رسول گرامی(ص) نقل شده؛ آن حضرت فرمود که وقتی من این درخواست را از ذات اقدس اله کردم، جواب آمد: «من اعمال برخی از اینها را خودم به عهده می گیرم، بررسی می کنم که حتّی تو هم متوجّه نشوی! که اگر اینها لغزشی داشتند، آبروی اینها پیش تو هم نرود.»

خوب حالا او هم که حدودش را کاملاً حفظ می کند. اگر ذات اقدس الهی بنده ای را مورد لطف قرار داد، و حاضر نشد که آبروی او پیش فرشته ها برود طبق دعای کمیل، و حاضر نمی شود که آبروی او پیش پیامبر(ص) برود طبق این حدیث شریف، یقیناً آبروی ما را حفظ می کند.

بنابراین بهترین نعمت ما عزّت و آبرومندی ماست که ما بخواهیم وجیهاً زندگی بکنیم، وجیهاً بمیریم، وجیهاً محشور بشویم. با آبرو زندگی بکنیم، با آبرو بمیریم، با آبرو محشور بشویم. این در سایه آن فقاهت تأمین می شود. که ما مرز خودمان را بدانیم، حدود خودمان را بدانیم، حدود الهی را هم بدانیم، به حدود الهی تعدّی نکنیم و کاری که وظیفه ماست، از خدا نخواهیم که او رایگان انجام بدهد. او انبیاء فرستاده، فطرت داده، عقل داده که ما راه صحیح را طی کنیم. اینطور نباشد که خدای ناکرده ما کج راهه برویم و دلمان بخواهد که او ما را به مقصد برساند؛ این یک توقّع بی جائی است. کسی جلوی لطف الهی را نگرفته و نمی گیرد، ولی این توقّع، توقّع بی جا است.


از بیانات نورانی حضرت امیر (ع) است که فرمود: ایّاکم و المنی فنّها بضائع النوکی (3).... یک زن سالمند یا مرد سالمند؛ یعنی اینهائی که الآن در خانه های سالمندان به سر می برند، اواخر عمر آنهاست، اینها زنده به آرزویند... حضرت فرمود: مبادا زنده به آرزو باشید! زیرا آرزو سرمایه سالمندان است که به جائی نمی رسد. زنده به امید بودن چیز خوبی است، امّا زنده به آرزو بودن یک چیز بدی است.

«امید» آن است که انسان مقدّمات کار را فراهم بکند، آنچه در اختیار اوست کوتاه نیاید و کوتاهی نکند، بعد به امید آن بخش ها و به امید الهی واگذار بکند. یک کشاورزی که شیار کرده، بذر افشانی کرده، آبیاری کرده، پاسداری و پاسبانی کرده، می گویند: این امیدوار است که محصول خوبی بگیرد. اینجا جای امید است.

امّا کسی که کشتی ندارد، بذری ندارد، شیاری ندارد، آبیاری ندارد؛ او اگر توقّع محصول داشته باشد، بهش می گویند: «آرزو»، نه امید! فرمود: زنده به امید باشید، نه زنده به آرزو...

نتیجه اینکه ما مأمور به تفقـّه ایم. این مسافرتهائی که به مراکز علمی می شود، برای فقیه شدن است؛ ولو یک روز. « فقه » هم بخشی مربوط به مسائل اعتقادی است، بخشی به مسائل اخلاقی و حقوقی، بخشی هم مربوط به مسائل عملی است. و خدای سبحان قرآن را بهترین حدیث می داند و این معارفی هم که در قرآن کریم هست، از آنها به عنوان حدیث الله یاد کرده است. و به ما دستور داد که شما فقیهانه با حدیث خدا، با سخن خدا برخورد کنید. بدانید که حدّ شما چیست و حد ّ الهی چیست؛ حقوق شما چیست و حقوق الهی چیست...


.............................
(1) غاشیه.26
(2) من لا یحضره الفقیه. ج2. ص610
(3) نهج البلاغه.نامه 31

کد مطلب 90505

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین