نشست نقد کتاب «شب ممکن» برگزار شد
کتاب - ایبنا نوشت:
در نشست نقد کتاب «شب ممکن» نوشته حسن شهسواری، که عصر دیروز (سهشنبه، 16 شهریور) با حضور امیرعلی نجومیان و یونس تراکمه در مرکز فرهنگی شهر کتاب برپا شد، گفت: ارتقای مضامین عامهپسند، شاعرانگی و کشش روایی و عنصر طنز، فضایی چند حسی در این اثر ایجاد کرده که ما در آثار عامهپسند نمیبینیم. نقطه قوت داستان این کتاب در توصیف است؛ نه در دیالوگها؛ و چندلایگی در توصیفها نهفته است.
وی با طرح سؤالی مبنی بر این که آیا این اثر داستان پستمدرنیستی خوبی به شمار میآید، یا خیر؟ گفت: به اعتقاد من باید در داستان قطعیتی باشد که عدم قطعیت به دنبال آن اتفاق بیفتد، در غیر این صورت درها به سوی بینهایت امکانات باز میشود. در این کتاب شگردهای پستمدرنیستی در اغلب اوقات اجازه جلو رفتن روایت را نمیدهد و شناخت شخصیتها بیش از طرح داستانی مدنظر است. واضح است که شگردهای پستمدرنیستی، بخشی از دغدغههای ایشان در نوشتن این کتاب بوده است.
تراکمه نیز در بخش دیگری از این نشست گفت: من نیز معتقدم که داستانهایی موفقاند که با طرح اولیه نوعی قطعیت همراه شوند و از این حیث جای پای سفتی در اثر وجود داشته باشد و کار از سیالیتی بی معنی نجات پیدا کند.
سپس نجومیان درباره سؤال سپهران، مبنی بر اینکه آیا کتاب «شب ممکن» اثر پستمدرنیستی خوبی است، یا خیر؟ گفت: چرا ما میاندیشیم که مجبوریم در یک سری قواعد و ویژگیهای ثابت یک مکتب درباره یک اثر حرف بزنیم؟ نکاتی که به عنوان ویژگیهای یک مکتب ادبی مطرح میشوند، تا به حال و بیشتر اوقات مورد مناقشه بوده است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: مشکل اصلی همه آکادمیهای دنیا این است که یک سری ویژگیها را چارچوب میکنند و براساس آن سنگ محک، به بررسی آثار مینشینند.
این زبانشناس همچنین گفت: برخی مقاومتها از دید مؤلفان در مورد مکاتب آن است که مکتبها، بحث را در مورد آثار جزمی میکنند. من در اغلب کلاسهایم در حوزه مکاتب ادبی از ابتدا، درباره اینکه مکتب، مفهومی ایراددار است، صحبت میکنم و بعد به توضیح و تفسیر آن مکتب میپردازم.
نجومیان در ادامه با توضیح در مورد برخی ویژگیهای آثار پستمدرنیستی گفت: اصرار دارم که این اثر پستمدرنیست نیست. فصل آخر این کتاب فصلی است که قطعیت دارد و توهم واقعیت را میدهد و بدینگونه این اثر لنگر معنایی پیدا میکند که از این حیث شبیه رمان «فانوس دریایی» ویرجینیا ولف است. آثار پستمدرنیستی برای ما لنگرگاههای معنایی باقی میگذارند و اساساً انگیزه ادبیات پستمدرنیستی بیان دوباره معنا است.
وی با توضیح درباره وضعیت نقد در نسبت با چگونگی انطباق قالبها و مکاتب بر آثار گفت: شاید یکی از دلایل مناقشه و مشکلات در نگاه به آثار، رجوع به مکاتب و چگونگی استفاده از قالبها باشد. در حالی که اگر ما از چارچوب قالبها و گرامرها بیرون بیاییم، راحتتر میتوانیم درباره آثار حرف بزنیم.
این منتقد در پایان تصریح کرد: نقد معاصر به دنبال آن است که بدون پیشانگاشتها بحث کند. مثلاً «ژیژیک» در تلاش نیست تا نقدش را براساس یک مبحث از پیش تعیینشده مطرح کند. میتوان گفت که نظریه و نقد ادبی در چند سال اخیر درصدد است تا از چهارچوبها خارج شود، چرا که نباید از آثار در قالبهای ادبی ایراد گرفت و یا آنها را تأیید کرد.
رمان «شب ممکن»، نوشته حسن شهسواری، سال گذشته(88) از سوی نشر چشمه منتشر شد.