جهان اقتصاد به مدد تدبير مديران و تلاشهاي نتيجه بخش همکاران و روزنامهنگارانش به 5 هزارمين شماره خود رسيده است. يعني اين روزنامه بدون در نظر گرفتن تعطيليها، 5هزار روز، 120 هزار ساعت، 7 ميليون و 200 هزار دقيقه و 432 ميليون ثانيه است که ضربان قلبش ميزند، نفس ميکشد و زندگي ميکند.
در سال 70 کشور، هنوز در تب و تاب پايان گرفتن دوران دفاع مقدس بود. دولت آقاي هاشمي رفسنجاني با شعار سازندگي و توسعه اقتصادي، سالهاي اول فعاليت خود را طي ميکرد و فعاليت مطبوعاتي و روزنامهنگاري، بويژه روزنامهنگاري تخصصي،به نسبت امروز معدودترو محدودتر بود. البته از سالهاي 68 به بعد روند صدور مجوز فعاليت نشريات، آسانتر شده بود اما کمتر کسي حاضر بود براي انتشار روزنامه اقتصادي، ريسک کند. دلايل متعددي هم داشت از جمله اينکه، روزنامهنگاري اقتصادي از کارهاي تخصصي مطبوعاتي محسوب مي شود و طبيعي است براي موفقيت در انجام اين مهم، مدير يک روزنامه نيازمند بهرهگيري از دانش و تخصص نيروي انساني ماهر، بويژه در تحريريه است. در آن زمان، مجموعه پتانسيل موجود در حوزه روزنامهنگاري ايران، اگر نگوييم فاقد چنين نيروهايي در حوزه اقتصاد بود بايد بگوييم کمترين نيرويي را در اختيار داشت که هم روزنامهنگاري بداند و هم از اقتصاد سر در بياورد. همچنين، مديريت منابع مالي در اداره يک روزنامه تخصصي، تجربه نشده و رفتار مخاطبان روزنامه تخصصي در حوزه اقتصاد نيز خيلي قابل پيشبيني نبود. همين محدوديتها کافيست تا مشخص شود که مديران جهان اقتصاد چه کار بزرگي را آنهم حدود بيست سال پيش آغاز کردند. به نظر ميرسد آنها با درک نياز صاحبان صنايع و فعالان اقتصادي کوچک و بزرگ به دريافت اطلاعات اقتصادي در دوران سازندگي، اقدام به تأسيس نهادي کردند که سالهاست تأثيرگذار بوده و طولي نکشيد که به عنوان يک الگو مورد توجه جامعه مطبوعاتي کشور قرار گرفت. نيروهاي متخصص تربيت کرد و منشأ تحول و تصميمگيري در بسياري از بنگاههاي اقتصادي شد.
به هر حال، روزنامهنگاري تخصصي از سختترين و پر استرسترين و درعينحال جذابترين گونههاي روزنامهنگاري است که از عمق و دوام بيشتري برخوردار است. عمرجهان اقتصاد همچنان، با دوام باد.