نوروز یکی از مناسبتهایی است که انتظار بینندگان تلویزیون از مدیران صداوسیما و برنامهسازان را به حداکثر میرساند. آنها در این ایام فرصت بیشتری برای دنبال کردن برنامهها دارند و به دلیل مجموعهای از عوامل بیشتر، فرهنگی نیازهایشان متنوعتر و متعددتر میشود. نیازهایی که شاید در ایام دیگر سال، فرصت بروز و ظهور نمییابند. از سوی دیگر، تولید موفق یک برنامه در تلویزیون که مصرفکنندگانش از پایگاههای اجتماعی متنوع و دارای دیدگاههای مختلف سیاسی و فرهنگی و اجتماعی هستند کار آسانی نیست. تابع شرایطی است که درصدی از آن تحت اختیار و مدیریت گروههای برنامهساز و درصد شاید عمدهتری در اراده، سیاست و حتی سلیقههای دیگران است.
به عبارت دیگر، سیاستهای کلی حاکم بر فضای کشور و رسانه ملی، مدیران و مجموعه عواملی که در تصمیمسازیها و تصمیمگیریهای گروه برنامهساز بصورت مستقیم یا غیر مستقیم تأثیر میگذارند (مثل بودجه، محدودیتهای انتخاب بازیگر و...) را میتوان در دایرهی عواملی قرار داد که گروههای برنامهساز کمترین دخالت را در شکلگیری آنها داشته و چارهای جز پیرو بودن، ندارند.
بنابراین آن چیزی که ما در قاب تلویزیون میبینیم ماحصل زحمات و تلاشهای عدهی زیادی از عوامل پشت دوربینها و عده کمتری در مقابل دوربینهاست که پس از پشت سرگذاشتن هفت خوان رستم و در قالب یک کارگروهی، به بینندگان تحویل میدهند. بدون شک، محصول تحویل داده شده دارای نقاط مثبت و منفیای است که بررسی آن باید با حساسیت و دقت کارشناسانه و نه کلیگویی و نظر شخصی غیر حرفهای، صورت گیرد.
متأسفانه در چند روز اخیر و به بهانهی سنجش موفقیت یا عدم موفقیت برنامههای نوروزی رسانه ملی، برخی یادداشتهای ظاهراً شخصی با نام نقد! منتشر و به کلی، زحمات برنامهسازان را زیر سؤوال میبرند که خارج از انصاف است.
نقد، مجموعهای از بررسیهای مثبت و منفی است و اگر نویسندهای در مطلب خود صرفاً به ذکر نکات منفی یک برنامه بپردازد در عالیترین شکلش منتقد مغرض خوانده میشود.
نقدها به روند برنامهسازی کمک میکند اما نقاد مغرض، نه!
مدیرمسؤول ماهنامه مدیریت ارتباطات






نظر شما