علی نعیمی: سریالهای مناسبتی شاید یکی از هزاران واژهای است که به دلیل شرایط فرهنگی کشورمان، ساخته شده و رابطهای با نمونههای خارجیاش ندارد و یک اتفاق در انتقال معنی نوعی از برنامهسازی است. اینکه مثلاً دوستان برنامهساز و مدیران سازمان صدا و سیما یک روزی در میانههای سال 72 و قبل از شروع ماه رمضان آن سال دور یک میز نشستهاند و تصمیم گرفتهاند رمضانالمبارک را از فضای پر از حزن (که لابد فکر میکردند معنویت در حزن و اندوه تنیده شده است و پیوندی ناگسستنی با اشک و آه دارد) در بیاورند و میزانی شعف و شادی به مردم هدیه بدهند، پس به این نتیجه رسیدند که سریال بسازند. سریالهایی که دروناش حرف از تقوا میزنند و انسانها را به کارهای خوب دعوت میکنند و در کنار اینها نه تنها به پیام اخلاقی برآمده از فیلمها میتوانند تکیه اجتماعی بزنند که در کنارش خلقالله را هم کمی سرگرم کردهاند و لاجرم بخندانند.
گامهای اول در دهه اول
هرچند سریالسازی مناسبتی در ماه رمضان از ابتدای دهه هشتاد شکل جدیتری به خودش گرفت، اما بنای اصلیاش اوایل دهه هفتاد در تلویزیون بنا نهاده شد تا همانند بقیه رسمهای شکلگیری یک موضوع، صدا و سیما هم نزدیک به یک دهه دست به آزمون و خطاهای مختلف در روند سریالسازی بزند. به هرحال کارگردانان مورد اعتماد مدیران سازمان که در دهه هشتاد در تلویزیون حسابی یکه تازی میکنند، همان تازهواردهای دهه هفتاد هستند که مجال کارکردن روی فیلمهای اینچنینی را پیدا کردند. حسن فتحی که از اواخر دهه شصت با چند تلهتئاتر وارد تلویزیون شده بود با سریال همسایهها (با همسایهها ساخته محمدحسین لطیفی اشتباه نگیرید) در سال 72 اولین سریال مناسبتی را با تعدادی از بازیگران سرشناس تلویزیون جلوی دوربین برد تا عملاً اسماش به عنوان اولین کارگردان سریالهای مناسبتی ثبت شود.
همسایهها آن سال از شبکه اول سیما به روی آنتن رفت تا وسوسه ساخت کارهای مناسبتی گریبان دیگر شبکه سیما را -شبکه دو - بگیرد تا عملاً یکسال در میان هر شبکه سریال مناسبتی را پخش کند تا آن یکی شبکه جنگهای ترکیبی و برنامههای مناسبتی پخش کند. عملاً این رویه از سال 74 که با روی کار آمدن تدریجی شبکههای سه و پنج تأسیس شدند شکل دیگری به خود گرفت، تا از آغاز دهه هشتاد عملاً رقابت بر سر تصاحب بیننده به عنوان یک برگبرنده در دست مدیران سازمان باشد. البته نباید از دو سریال نیمهپنهان ماه ساخته مجید جعفری که در سال 73 از شبکه دو سیما پخش میشد و به دلیل کیفیت نسبی و قصه جذابش از کارهای پربیننده آن سال محسوب میشد و سریال بهاران در بهار ساخته غلامرضا رمضانی که در سال 74 پخش شد، به عنوان دو سریال خوب اواسط دهه هفتاد و به عنوان اولین سریالهای مناسبتی ماه رمضان با چشم پوشی رد شد.
تقسیم وظایف شبکهها
در واقع از ابتدای دهه هشتاد بود که با روی کار آمدن تمامی شبکههای صدا و سیما و گسترش سازمان، میزان تولید سریالهای مناسبتی تبدیل به یک عادت و رویه شد به طوری که این رقابت در سطح مدیران بالادستی سازمان شبیه به یک کارنامه کارآمد برای ابقای آنها در پست مدیریتیشان قلمداد میشد. هرچند تقسیم وظایف برای سریالها در شورای مرکزی راهبردی سازمان تعیین میشد. اما از همان سال 80 مشخص استفاده از یک ترکیب ثابت در تولید آثار، مشخص بود. در دهه نخست ساخت سریالهای مناسبتی ماه رمضان تقسیمبندیهای کنونی شبکهای و محتوایی به شکل امروزی که به عنوان مثال ساخت مجموعههای طنز به شبکه سوم، مجموعههای ارزشی و دارای مفاهیم ماورایی به شبکه اول سیما و... تفویض شده باشد وجود نداشت و مجموعههایی با محتوا و ساختارهای متفاوت از شبکههای سیما پخش میشدند. به عنوان نمونه شبکه سوم سیما که در سالهای اخیربار طنز سیما در ماه رمضان را به دوش میکشد در سال 1380 اقدام به پخش مجموعه داستانی پربیننده گم گشته به کارگردانی رامبد جوان و با بازی خوب آتیلا پسیانی و در سال 1381 سریال عروج به کارگردانی سیروس مقدم نمود که این مجموعهها در رده آثار اجتماعی- ارزشی جای میگرفتند یا شبکه دوم سیما که رمضان امسال و سال گذشته را به پخش مجموعههای اجتماعی عبور از پاییز و مثل هیچکس (عبدالحسین برزیده) و میوه ممنوعه (حسن فتحی) اختصاص داده است در سالهای ابتدایی دهه جاری سه سریال ماورایی کمکم کن (قاسم جعفری1383)، او یک فرشته بود (علیرضا افخمی 1384) و آخرین گناه (حسین سهیلیزاده 1385) را روی آنتن داشت.
کارگردانان سفارش شده؛ رکوردداران سفره افطار
در طول این 15 سال کارگردانان متعددی جهت ساخت مجموعههای مناسبتی رمضان که از اهمیت بالایی نیز در میان مدیران ارشد سیما برخوردارند به ساختمان جامجم فراخوانده شدهاند که البته تنها تعداد انگشتشماری از آنها در جلب اطمینان شبکهها و حفظ موقعیت خود برای رمضانهای بعدی موفق بودهاند.
بیشک یکی از پابرجاترین کارگردانان شناخته شده و باتجربه و البته نه چندان متفاوت تلویزیون یعنی سیروس مقدم که حسابی سبک ارزان و بدون دردسر فیلمسازیاش به مذاق مدیران سازمان خوش آمده بود و در کارنامه تلویزیونی 11 سالهاش هدایت 12 مجموعه تلویزیونی مناسبتی و غیرمناسبتی از جمله سریال ویژه رمضان 1381 یعنی مجموعه عروج به چشم میخورد؛ رکورددار ساخت مجموعه مناسبتی در ماه رمضان است. با توجه به موفقیت مجموعه ماورایی اغما در سال 86 که بیتردید بهترین کار سیروس مقدم تا به امروز هم محسوب میشود شبکه اول سیما سالگذشته هم ساخت سریال مناسبتی خود که باز هم دارای مضمون ماورءالطبیعه است را به مقدم واگذار کرد. از دیگر کارگردانان باثبات در عرصه سریالسازی ماه رمضان میتوان به رضا عطاران اشاره کرد که به غیر از مجموعه طنز 90شبی کوچه اقاقیا (1382) مابقی مجموعههایش همه مناسبتی بودهاند از ترش و شیرین (نوروز1386) گرفته تا مجموعههای مختص رمضان خانه به دوش (1383)، متهم گریخت (1384) و سرانجام مجموعه طنز سال گذشته شبکه 3 سیما یعنی مجموعه بزنگاه که سومین تجربه عطاران در ساخت مجموعههای رمضانی محسوب میشد. به نظر میرسد به دلیل شرایط ویژهای که در نمایش آن به وجود آمد و واکنشهای منفی شورای نظارت بر سازمان که حتی تا حد دستور منع پخش سریال پیش رفت؛ عطاران را از ساخت سریال مناسبتی تا مدتی دور کرده باشد.
به غیر از سعید سلطانی که او نیز با سه مجموعه مختص رمضان رسم عاشقکشی (1383)، شکرانه (1386) و مجموعه طنز مامور بدرقه که اتفاقاً هر سه هم محصول شبکه تهران هستند در عرصه رمضان حضوری فعالتر از دیگران داشتهاند. حسن فتحی کارگردان برجسته سیما تاکنون دو بار و البته با فاصلهای 14ساله هدایت دو سریال ویژه رمضان یعنی همسایهها و میوه ممنوعه، حسین سهیلیزاده و اکبر منصورفلاح نیز هر کدام دو بار به ترتیب با مجموعههای رانتخوار کوچک (1382) و آخرین گناه (1385) و فقط به خاطر تو (1382) و برای آخرین بار (1384)در رده کارگردانان مورد اعتماد سیما قرار گرفتهاند. سایر کارگردانانی که در این عرصه فعالیت کردهاند تنها یکبار مجال محک زدن تواناییهایشان را در این عرصه یافتهاند. کارگردانانی مانند مجید جعفری، غلامرضا رمضانی و رامبد جوان که در سطور بالاتر به آثارشان اشاره شد و سامان مقدم با مجموعه همراز (1381)، بیژن میرباقری با سریال نوعروس (1381)، محسن شاهمحمدی با سریال یکی مثل من (1382) و بسیاری از کارگردانان دیگر که نتوانستند موقعیت خود رابه عنوان یک کارگردان خاص ماه رمضان تثبیت نمایند.
آمارها، کمک به مدیران برای جذب مخاطب بیشتر
آمارهای مرکز نظرسنجی سیما طی هشت سال اخیر یکسری مشاهدات خوبی را ارائه میدهد. در واقع بالا و پایین شدن اعداد نظرسنجیها یکسری کدها برای ساخت سریال به مدیران میدهد که طبیعتاً طی این هشتسال با روند سینوسیای روبهرو بوده. مثلاً اگر در ابتدای دهه هشتاد توجه مردم به سریالهای صرفاً اعتقادی و یا به زعم برخی صرفاً مناسبتی کم بوده و در عوض به سریالهایی اقبال نشان میدادند که وجه سرگرم کنندگیاش نسبت به محتوای مذهبی آن میچربیده. در کنار این مطلب روند صعودی میزان جذب مخاطب از سال 81 تا سال 87 یک سیر صعودی را نشان میدهد که هیچگاه افت نکرده. در جامعه آماری طی این سالها روند به طوری بوده که هر سال پنج درصد به مخاطبان سریالهای مناسبتی اضافه میشده. مثلاً در سال 81 میزان بازدید از 5 سریال حداقل 40 درصد (سریال عروج) و حداکثر 73 درصد (پشت کنکوریها) بازدیدکننده داشته است. در ماه مبارک رمضان سال 82 از میان چهار سریال پخش شده از شبکههای مختلف حداقل 63 درصد (رویای ناتمام) و حداکثر 79 درصد (فقط به خاطر تو) بیننده داشته است.
میزان بینندگان 4 سریال ماه مبارک رمضان سال 83 حداقل 39 درصد (اگه بابام زنده بود) و حداکثر 89 درصد (خانه به دوش) و میزان بینندگان چهار سریال ماه مبارک رمضان سال 84 حداقل 47 درصد (مرده متحرک) و حداکثر 85 درصد (متهم گریخت) بوده است. یک اتفاق ویژهای که از این جامعه آماری میتوان کسب کرد این است که هرگاه پاشنه سریالهای طنز قوی بوده، کمیت سریالهای معنوی میلنگیده و هر گاه سریال طنز مورد توجهی از سیما پخش نشده، سریالهای معنوی با اقبال مواجه شده است.
با این وجود همیشه طنز با توجه به نیاز جامعه برای خندیدن عزیزترین جایگاه را بین تماشاگران دارد. مثلاً در ماه مبارک رمضان سال 83 چهار سریال از شبکههای یک (اگه بابام زنده بود)، دو (کمکم کن)، سه (خانه به دوش) و پنج (رسم عاشقی) پخش شد و در ماه مبارک رمضان سال 84 نیز چهار سریال از شبکههای یک (مرده متحرک)، دو (او یک فرشته بود)، سه (متهم گریخت) و پنج (برای آخرین بار) تولید و پخش شد که از نکات برجسته در تحلیل این سریالها نحوه تماشای آنهاست. همچنین سریالهای رمضان غالباً جزو برنامههایی هستند که بینندگان آنها را پیگیری میکنند. سریالهای رمضان در سال 83 توسط 52درصد و سریالهای رمضان 84 به صورت میانگین توسط 72 درصد بینندگان پیگیری شدهاند.
هرچند این روند منطقی در سالهای 85 و 86 به سمتی دیگر رفت و عملاً نگاهها معطوف به سریالهای دینی-اجتماعی شد، اما مدیران در این سه سال اخیر - منهای 88 که در بحث ما نمیگنجد- با حذف سریالهای طنز و یا بعضاً ضعف در انتخاب کارگردان رقابت را به فیلمهای جدی واگذار کردند. مثلاً در سال 85 سریال صاحبدلان توانست بیشترین سهم تماشاگر را داشته باشد در حالی که سریال زیرزمین نتوانست خواستهها را برآورده کند. و یا در سال 86 سریال میوه ممنوعه با یک موضوع اجتماعی تلخ گوی سبقت را از سریال طنز یک وجب خاک و سریال ماورایی اغما ربوده بود تا یکهتاز آن سال باشد. در سال 87 هم عمده مشکل به وجود آمده بر سر عدم اقبال نسبی از سریال رضا عطاران (بزنگاه) حاشیهها و جرح و تعدیلها و نظارتهای مدیران نظارت بود که باعث شد در رقابت با سریال سیروس مقدم (روز حسرت) مخاطب کمتری را جذب کند.
تقسیم ژانرها - تقسیم وظایف
به دلیل ماهیت معنوی ماه مبارک رمضان طبیعی است که برنامهسازان و فیلمسازان بخواهند، فیلمهای تولیدیشان را با فضای کلی این ماه هماهنگ کنند. به طوری که روی موضوعاتی سرمایهگذاری کنند که هم در زمان شادی مخاطب را بخنداند و هم در زمان سوگواری، مناسب با شبهای قدر؛ مردم را تنها نگذارد. برای همین آقایان طی یک روند و پروسه «ژانر سازی» در سیما دست به یک سری مکاشفات زدند که ماحصل آن سریالهای ماورایی و عجیب و غریب است . از اینرو در کنار سریالهای اجتماعی و طنز که به صورت ترکیبی از شبکههای مختلف پخش میشد؛ سریالهایی هم با عنوان ماورایی از شبکهای خاص - که سال به سال عوض میشود- نمایش داده میشد. معمولاً هر شبکهای به یکی از این ژانرها اختصاص یافت. براساس این تقسیمبندی سه گونه طنز، اجتماعی و ماورایی به عنوان ژانرهای متفاوت سریالهای مناسبتی صورتبندی شد که شبکه سوم به ژانر طنز، شبکه دوم و اول متناوباً به ژانر ماورایی و اجتماعی و شبکه پنج نیز توامان به ژانر طنز و اجتماعی تمایل بیشتری نشان دادهاند.
بازیگران پرکار
در سریالهای مناسبتی بعضی از بازیگران هستند که به عنوان سرجهازی سریالها هر سال حضور دارند. در این بین اما حضور بازیگرانی همچون علی صادقی، سیروس گرجستانی، پوریا پورسرخ، مهران رجبی و مریم امیرجلالی بیشتر از بقیه مورد استفاده قرار گرفته و گویی جزو قرارداد حضور در این ماه هستند. بماند که مدیران شبکه برای اینکه این رقابت و جدیت را دستکم نگیرند به سراغ تیمهای بازیگری جدید و تاپ میروند. اما ماه رمضان برای یک عده با این ترکیب بازیگران مزه میدهد.
بنگاه حقالعملکاری
رقمهای نجومی پخش شده بین عوامل یک گروه و بعضاً کارگردان و بازیگران نقش اول، در این سالها به یکی از بهترین مکانها برای هنرپیشههایی بدل شده است که عطای آبباریکه سینما را به لقایش بخشیدهاند و سعی دارند بسیار مردمی جلوه کنند. مثلاً شاید شما به ذهنتان هم نرسد و یا مغزتان هم سوت بکشد که سر یکی از سریالهای رمضان 87 به جمع پنج نفره بازیگران اصلی سریال بالغ بر یک میلیارد تومان دستمزد دادهاند. خب طبیعی است این بنگاه حقالعملکاری بهترین فرصت برای تأمین آینده بازیگران است.
یک دهن آواز
اصلا مگر میشود ماه رمضان باشد، سریالهای تلویزیونی پخش بشوند اما مثلاً صدای مجید اخشابی، امیرحسن مدرس و احسان خواجهامیری از تیتراژ یکی از سریالها پخش نشود؟ تماشاگرهای تلویزیون اینسالها هنوز صدای دلنشین تیتراژ سریال گمگشته (رامبد جوان) را با صدای مجید اخشابی فراموش نکردهاند. یا احسان خواجهامیری و تیتراژ سریالهای میوه ممنوعه و مثل هیچکس را. حالا اینها را بگذارید در کنار آهنگسازی بینظیر و یکهتازانه کارن همایونفر بر تیتراژ سریالهای صاحبدلان و اغما. تازه متوجه میشوید موسیقی و آواز یک بخش جدا ناشدنی سریالهای مناسبتی است.