در همه جای جهان فروشندگان و دستاندرکاران بازار آثار هنری با برپایی حراجهای سالانه امکانی فراهم میآورند تا این آثار وارد سبد خرید افراد عادی جامعه شود. با برگزاری این حراج شاهد خواهیم بود همانگونه که مردم به نمایشگاههای پوشاک و مواد غذایی و کتاب میروند جذب این نمایشگاه میشوند و به این ترتیب به تدریج هنر نیز به عنوان یک کالای اساسی جای خود را در سبد خرید خانوار ایرانی باز میکند.
ادارات و دستگاههای دولتی ایران نیز به هرترتیب باید شروع به خرید آثار هنری کنند تا به تدریج دیوارها و فضاهای کاری این ادارات از وضعیت نامطلوب فعلی رها شده و به حد نسبی از زیبایی برسند.
برای تحقق این هدف، خریدهای فوق باید در مسیر درستی انجام شود. در حال حاضر امیدواریم، با توجه به نحوه برگزاری حراج بزرگ آثار هنری تهران که توسط گالریدارها انجام میشود، با اعمال استانداردهایی که برای برپایی آن در نظرگرفته شده است، شاهد ارائه آثار بیارزش درآن نباشیم تا به این ترتیب دستگاههای دولتی و ادارات نیز نسبت به کیفیت خرید خود اطمینان داشته باشند. همانگونه که به راحتی میتوان تفاوت موسیقی شهرام ناظری را از آثار مبتذل تشخیص داد، در نقاشی هم استاندارد اثر هنری امری مشخص و قابل شناسایی است.
نزدیک به ده سال پیش هیأت دولت وقت به پیشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قانونی تصویب کرد مبنی بر اینکه نیم درصد از کل بودجه وزارتخانهها، بانکها و مؤسسات و شرکتهای دولتی به خرید آثار هنرهای تجسمی تعلق گیرد. روزنامه ایران در سال 1380 مقالهای را به چاپ رساند که در آن پیشبینی شده بود در صورت استقبال دستگاههای دولتی از این تصویبنامه، سالانه تا چهارمیلیارد و 500 میلیون ریال اعتبار برای خرید آثار هنری اختصاص یابد.
در طول این چند سال با وجود آنکه دستگاههای دولتی میتوانستند از محل اعتبارات خود نسبت به خرید آثار اقدام کنند، اقتصاد هنر آنطور که امید میرفت به جریان درنیامد. تنها دستگاه دولتی که دست به خرید آثار هنری زد، بانک پارسیان است که در سالهای اخیر آثار بسیاری از نمایشگاههای برگزار شده برای استفاده در نماهای داخلی و خارجی شعبههای این بانکها خرید.
البته امید میرود با تأثیر حراجهای خارجی و بالا رفتن قیمتهای پایه آثار ایرانی رونقی در اقتصاد داخلی هنر و فروش آثار دیده شود.