به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کتابخوانی از آن تجربههایی است که همزمان «تفریح» و «تمرین ذهن» است. به نقل از گودریدر، کتاب خوب میتواند خواننده را از نگرانیها جدا کند، به سرزمینهای دور ببرد، و از تاریخ و روابط انسانی چیزهایی بیاموزد؛ تجربهای که در نهایت هم هوش را تقویت میکند. اما سؤال امروز دیگر این نیست که «کتاب بخوانیم یا نه؟» سؤال این است: کتاب را در چه قالبی بخوانیم؟ کاغذی، دیجیتال یا صوتی؟
بنابر روایت فارس، در سالهای اخیر، کتاب الکترونیک و صوتی با سرعت جلو آمدهاند؛ سریعتر، ارزانتر، همیشه در دسترس. با این حال، پشتِ این راحتیِ مدرن، بحثی جدیتر پنهان است: کدام قالب، فهم عمیقتر، تمرکز بیشتر و رابطه انسانیتری با متن میسازد؟
وعده جذاب کتابهای دیجیتال
کتاب الکترونیک با وعده سرعت و دسترسی وارد میدان شده است. انتخاب کتاب، دانلود فوری و شروع مطالعه تنها در چند دقیقه، تصویری است که بهویژه برای نسل امروز بسیار جذاب است. تنوع آثار دیجیتال نیز چشمگیر است؛ بسیاری از کتابها اصلاً به مرحله چاپ نمیرسند و فقط در قالب الکترونیک عرضه میشوند. از سوی دیگر، قیمت پایینتر، حذف هزینههای چاپ و توزیع، و امکان دریافت تخفیف یا کتابهای هدیه، کتاب دیجیتال را به گزینهای اقتصادی تبدیل کرده است.قابلیت حمل نیز یکی از برگهای برنده این قالب است. داشتن صدها کتاب در یک دستگاه کوچک، بهخصوص برای سفر یا رفتوآمدهای روزانه، تجربهای تازه و وسوسهکننده است. امکان جستوجو در متن، بوکمارکگذاری سریع و پیدا کردن نقلقولها در چند ثانیه، خواندن را کارآمدتر میکند. برای برخی گروهها، مانند افراد کمبینا یا دارای اختلال خواندن، امکانات تنظیم فونت و فاصله خطوط حتی میتواند خواندن را از اساس ممکنتر کند.اما این تصویر ایدهآل، تمام ماجرا نیست.
سرعت در برابر عمق
پژوهشهای مختلف نشان میدهند که خواندن از روی صفحهنمایش و خواندن از روی کاغذ، از نظر شناختی یک تجربه واحد نیست. در آزمایشهایی که روی خوانندگان انجام شده، افرادی که متن داستانی را بهصورت چاپی خواندهاند، در بازگویی پیرنگ و جزئیات روایت موفقتر بودهاند. توضیح این تفاوت، ساده اما مهم است: لمس صفحات و حرکت فیزیکی در متن، حسهای بیشتری را درگیر میکند و همین درگیری حسی به حافظه و تمرکز کمک میکند.در خواندن دیجیتال، متن اغلب به مجموعهای از صفحات همشکل تبدیل میشود که جایگیری فضایی روشنی در ذهن ایجاد نمیکند. برای متنهای ساده شاید این تفاوت چندان به چشم نیاید، اما در مطالعههای طولانی یا پیچیده، جایی که فهم ساختار، بازگشت به بخشهای قبل و دنبال کردن استدلال مهم است، این تفاوت خودش را نشان میدهد.
بدن در خواندن نادیده گرفته نمیشود
خواندن فقط یک فعالیت ذهنی نیست؛ بدن هم در آن نقش دارد. دکتر «مارگارت مرگا»، کارشناس آموزش و مطالعه در استرالیا در اینباره میگوید: «نور مصنوعی تابیده از صفحات کتاب الکترونیک ممکن از موجب بیخوابی در خوانندگان شود که در نهایت برای سلامتی مضر خواهد بود.»نتایج مطالعاتی که در سال 2014 در نشریه PNAS منتشر شد نشان میدهد که خواندن کتابهای دیجیتالی پیش از خواب «ملاتونین» یا همان هرمونی که بدن را برای خوابیدن آماده میکند، کاهش میدهد که ممکن از چند روز این کاهش تداوم داشته باشد.کتاب کاغذی، بدون نور مصنوعی و در سکوت شب، با ریتم طبیعی بدن سازگارتر است و به همین دلیل برای بسیاری از خوانندگان انتخاب امنتری محسوب میشود.
کتاب کاغذی؛ شیئی که با ما زندگی میکند
فراتر از دادههای علمی، کتاب کاغذی یک ویژگی دارد که بهسختی میتوان آن را شبیهسازی کرد: حس رابطه. بسیاری از خوانندگان ترجیح میدهند کتاب را ببینند، لمس کنند و حتی بوی آن را حس کنند. کتاب چاپی به خواننده حس مالکیت میدهد؛ نه صرفاً مصرف یک محتوا، بلکه داشتن یک شیء فرهنگی. یادداشتهای حاشیه، گوشههای تاخورده و خطکشیدنها، کتاب را به حافظهای شخصی تبدیل میکند که ردّ زندگی خواننده را در خود نگه میدارد.آن مورگن، استاد دانشگاه نروژ میگوید:«هنگامی که صفحات کتاب را با انگشتان خود حس میکنید، دیگر حسهای شما نیز فعال میشوند. شاید همین موضوع موجب میشود که خواننده احساس همبستگی بیشتری با داستان داشته باشد و داستان را بهتر درک کند.»در مقابل، کتاب دیجیتال اغلب مصرف میشود و کنار گذاشته میشود؛ کمتر خاطره میسازد و کمتر به شیئی بازگشتپذیر تبدیل میشود.
کتاب صوتی؛ همراه مسیر، نه جایگزین مطالعه
کتاب صوتی بیش از هر چیز پاسخی است به کمبود زمان. شنیدن کتاب هنگام رانندگی، پیادهروی یا کارهای روزمره، امکان استفاده از وقتهای مرده را فراهم میکند. با این حال، این قالب محدودیتهای خودش را دارد. شنیدن، بهویژه در متون پیچیده، اغلب تجربهای منفعلانهتر است. بازگشت دقیق به یک بخش، مقایسه پاراگرافها یا حاشیهنویسی، در کتاب صوتی دشوار است. به همین دلیل، این قالب بیشتر برای دریافت کلی روایت مناسب است تا مطالعه تحلیلی و دقیق.
حواسپرتی؛ نقطه ضعف خواندن دیجیتال
یکی از نقدهای جدی به مطالعه دیجیتال، محیطی است که این مطالعه در آن اتفاق میافتد. صفحهنمایشها محل تجمع اعلانها، پیامها و وسوسههای دائمیاند. حتی اگر سرعت خواندن کاهش پیدا نکند، تمرکز پیوسته بهراحتی از دست میرود. خواندن در چنین فضایی، بیشتر به پرش میان محرکها شباهت دارد تا غرقشدن در متن. کتاب کاغذی، در این مقایسه، مزیتی ساده اما مؤثر دارد: مزاحم ندارد.
چرا کفه ترازو هنوز به نفع کاغذ است
کتاب دیجیتال و صوتی، هرکدام پاسخگوی نیازی واقعیاند و حذفپذیر نیستند. اما وقتی پای مطالعه جدی، درک عمیق، تمرکز پایدار و حافظه بلندمدت به میان میآید، شواهد نشان میدهند کتاب کاغذی همچنان مزیتی تعیینکننده دارد. این مزیت نه از سر نوستالژی، بلکه از سازگاری عمیق با ذهن و بدن انسان میآید.در جهانی که سرعت و مصرف سریع محتوا بر آن حاکم است، کتاب کاغذی فضایی برای مکث ایجاد میکند؛ جایی که خواندن از عبور سطحی از کلمات فراتر میرود و به تجربهای ماندگار تبدیل میشود. شاید به همین دلیل است که با وجود همه پیشرفتهای فناوری، کتاب چاپی هنوز جایگاه خود را حفظ کرده است: چون بعضی تجربهها را نمیتوان فقط سریعتر کرد؛ باید عمیقتر زیست.