تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۴۲

جناب آقای همتی! به عنوان یک دانش ‏آموخته اقتصاد و کسی که تحولات اقتصاد را دنبال می‏ کند، پذیرش این مسئولیت را به شما تبریک می‏ گویم زیرا نشان از شجاعت و میهن دوستی شما دارد و از صمیم قلب برای شما موفقیت را آرزومندم.

برای اینکه این موفقیت حاصل شود چند نکته را به اختصار عرض می‏ کنم:

1- ضروری است در معاونت ارزی بانک مرکزی تفکر جدیدی حاکم شود و برای تحقق این امر حضور افراد جدید گریزناپذیر است. سعی کنید از افراد جوان‏تر که تحلیل درست‏تری از این بازار پیچیده دارند استفاده کنید.

2- ضروری است در معاونت اقتصادی کسی را به کار بگمارید که دانش اقتصادیش از شما بیشتر باشد. امیدوارم حمل بر جسارت نشود ولی سیاست پولی عرصه پویایی است و پیوسته مقالات جدید و یافته‏های زیادی عرضه می‏شود که احتمالا از آنها به کلی بی‏خبر هستید. لذا اگر هوشمند باشید باید متواضعانه فرد با سوادتری را در این عرصه به کار بگیرید که اتفاقا مغز متفکر شما باشد! معاونت اقتصادی بانک مرکزی نسبت به دیگر معاونتها وظیفه اداری سبک‏تری دارد و این امر فرصتی ایجاد می‏کند تا بهتر به بررسی تحلیلها بپردازد. خوشبختانه جوانان تحصیل‏کرده داخل و خارجی هستند که در حوزه سیاست پولی تمرکز دارند و می‏توانند در این عرصه وارد شوند و به شما کمک کنند. لطفا دنبال افراد تاییدکننده نباشید بلکه کسی را در این عرصه به کار بگمارید که در مواجهه با شما دچار لکنت زبان نشود و تحلیلهای علمی مخالف دیدگاه شما را با آزادگی بیان کند.

3- لطفا در این جایگاه تعصب دانشکده‏ای نداشته باشید و دنبال این نباشید که همکاران شما حتما از دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران باشد. هر فرد قوی که در هر جا یافتید را به کار بگمارید. در این صورت شما برنده خواهید شد!

4- لطفا برای قائم‏مقام خود و دبیرکل بانک مرکزی چهره جدیدی را به کار بگمارید که اگر روزی به هر دلیل امکان ادامه خدمت نیافتید دست کشور در انتخاب جانشین خالی نباشد. افراد تکراری در این مقطع چندان به کار شما نخواهند آمد. بگذارید زمینه رشد افراد جدید فراهم شود. حتما در دانشکده‏های اقتصاد یا پژوهشکده‏های کشور یا پژوهشکده پولی و بانکی یا موسسه عالی بانکداری افرادی یافت می‏شوند که می‏توانند روح جدیدی در این کالبد بدمند.

5- برای نظارت بانکی فرد شجاعی به کار بگیرید که وارد بده‏بستان با بانکها نشود. بانکها بسیار تشنه این هستند که مسئول نظارت بانکی خواسته کوچکی مثل استخدام یک فامیل یا ارتقاء یک همشهری و مسائلی از این دست را از آنها طلب کنند تا بتوانند در ازای این درخواستها، ضعف نظارت را طلب کنند و او را در معرض تعارض منافع قرار دهند. لطفا فرد مستقل و آزاده‏ای را قرار دهید که دغدغه قومیت، استخدام اقوام، دوستان و زد و بند با بانکهای تحت نظارت را نداشته باشد. آنگاه به او اختیار دهید تا در مورد تعیین تکلیف بانکهای مشکل‏دار تصمیم بگیرد. همین الان نیز خیلی دیر شده و جامعه هزینه زیادی بابت این امر داده است. شما در قبال بانکهای تحت نظارت مسئول هستید و لازم است جدیت خود را نشان دهید تا جامعه حس کند که این کشتی را ناخدای جدیدی آمده است.

6- از تحلیلهای گذشته شما می‏دانم که شما به شدت دلنگران ناترازی بانکها هستید و به همین دلیل نسبت به واقعی‏کردن نرخ بهره در وهله اول و افزایش نرخ بهره در وهله دوم به شدت مخالفید. مقصود از واقعی‏کردن نرخ بهره این است که نرخ سود سپرده رسما به 30 و نرخ بهره وامها رسماً به 35 افزایش یابد. لطفا دقت کنید که در حال حاضر نیز نرخی که عملا بانکها با آن کار می‏کنند همین است و با شگردهای مختلف نرخهای پایین 20 و 23 را به 30 و 35 می‏رسانند (شگردهایی مانند ایجاد معدل حساب، بلوکه کردن بخشی از وام، گذاشتن بخشی از سپرده در صندوقهای با درآمد ثابت). لذا بیاید این تزویر و باب این فساد را ببندید و نرخها را واقعی کنید. اگر دنبال اقدام تدریجی هستید وام اشخاص حقوقی را به نرخ های جدید برسانید و وامهای حمایتی به اشخاص حقیقی را با نرخهای مصنوعی سابق پرداخت کنید. دقت کنید این اقدام موجب تشدید ناترازی نمی شود چون همین الان هم با ترفندهای حسابداری همین فعالیت موجود در صورتهای مالی مخفی می شود و شما قرار است فقط شفاف سازی کنید و با این امر بساط رانت را جمع کنید. رشد نرخ بهره وام تقاضا برای وام را کاهش خواهد داد و وام به پروژه های پر بازده خواهد رسید.

7- می دانم شما نسبت به ناترازی بانکها به شدت حساس هستید و بعد از واقعی‏کردن نرخ بهره، نسبت به افزایش آن به شدت مخالفید زیرا فکر می‏کنید موجب رشد سمت تعهدات (بخش بدهی) خواهد شد اما سمت داراییها لزوما به همان اندازه رشد نخواهد کرد. یک بار دیگر نیز در همین ستون به شما یادآور شدم که مسئله نظام بانکی ناترازی از نظر ارزش نیست! یعنی بانکها ورشکسته نیستند (insolvent) زیرا تورم دارایی دستکم اموال آنها را رشد زیادی داده است. ناترازیبانکها از حیث نقدینگی/نقدشوندگی است (illiquidity) یعنی جریانات نقدی دو سمت ترازنامه آنها با هم نمی‏خواند. مثلا بانک آینده از نظر ارزش ناتراز نبود اما از نظر نقدینگی/نقدشوندگی ناترازترین بانک ایران بود! مسئله ایران ناترازی از نوع نقدینگی/نقدشوندگی است.

8- اگر با تحلیل پیش موافق باشید آنگاه شرکت مدیریت دارایی‏های شبکه بانکی اهمیت زیادی می‏یابد و یک فرد مالی دان و مالی‏کار باید در آنجا مستقر شود که بتواند اموال سمی بانکها را به فروش برساند. در چند سال آینده این شرکت بار و مسئولیت زیادی بر دوش خواهد داشت.

9- لطفا از افزایش نرخ بهره نترسید و نگذارید بدفهمی از دیدگاه تیلور مانع استفاده از این ابزار مهم در مدیریت اقتصاد کلان کشور شود. اگر کماکان نرخ بهره پایین نگه داشته شود با دست خود قبر خود را می کنیم زیرا با دست خود مردم را برای حفاظت در برابر تورم به داراییهایی چون طلا و ارز سوق می‏دهیم که محدودیت زیادی در مورد آن داریم و اختیارش در دست ما نیست! اما اگر نرخ بهره به اندازه کافی بالا باشد، مردم پس‏اندازهای خود را به جای سوق دادن به بازار سوداگری، به سمت سپرده‏گذاری میان مدت و بلندمدت در بانکها خواهند برد.

10- موضوع دیگر، در مورد خدمات بانکی است. روندهای جهانی به سمت رشد خدمات کارمزدی در مقابل درآمدهای ناشی از واسطه‏گری مالی است. در شرایط تحریم طبیعتا رشد درآمد بابت خدماتی چون ضمانت نامه و اعتبار اسنادی محدود خواهد بود. لازم است جامعه به تدریج بیاموزد که بابت خدمات پرداخت به بانکها پول پرداخت کند. خدمات پرداخت در ایران با کیفیت بی نظیری عرضه می شود اما درآمد نازلی برای بانکها ایجاد می‏کند که در مقایسه با هزینه ارائه خدمات پرداخت ناچیز است. باید شجاعت آن را داشته باشید که جامعه را عادت دهید اگر خدمات پرداخت می خواهید باید پول دهید ولی اگر پول را به بانک می‏سپارید پول بگیرید و ارتباط این دو را از هم قطع کنید.

11- بخش بین الملل بانک مرکزی در شرایط تشدید تحریم وظیفه شدیدتری بر عهده دارد. در شرایطی که شیوه‏های متعارف بانکداری بین‏الملل به روی ایران بسته شده است، لازم است پویایی و خلاقیت بیشتری برای پیشبرد شیوه‏های جدید روابط بانکی استفاده شود. وجود افراد جوان و خوشفکر که به روی ایده‏های جدید باز باشند و از آن استقبال کنند ضروری است. لطفا خودتان پیگیر و حامی چنین خلاقیتهایی باشید و آنها را به این سمت هل دهید.
در پایان موفقیت شما را از خداوند خواستارم زیرا موفقیت شما موجب بهروزی ماست و خدای‏نکرده شکست شما، موجب تلخ‏کامی ما در زندگی روزمره خواهد بود.
1717