به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، همسر شهید رشید از حال و هوای سردار رشید بعد از شهادت احمد کاظمی روایت میکند: در تمام زندگیام هیچگاه او را آن قدر غمگین ندیدم، بعد از شهادت احمد کاظمی او یکشبه پیر شد و موهای سفیدش چندبرابر...
بر اساس آنچه فارس روایت کرده است، تا ماهها نمیخندید و حتی سهواً در مکالمات روزمره هم لبخند به لبش نمیآمد. انگار چندین ماه با ما نبود و تا آخرین روزهای زندگیاش هنوز فکر میکرد اگر چه چیزهایی را رعایت میکردند این اتفاق نمیافتاد ...
بعد از شهادت احمد کاظمی عکسی از آلبومش آورد و گفت: این عکس خود جنگ است! به چهره آفتابسوختهاش نگاه کنید و گونههای گود افتاده و این خاکها که حتی روی مژهها و ابروهایش نشسته... این تصویر واقعی جنگ است...
بعد از شهادتش وقتی به دفترش در محل کار رفتیم تا وسایلش را جمع کنیم دو عکس از زمان جنگ در اتاقش بود یک عکس دستهجمعی فرماندهان بعد از عملیات فتحالمبین که کنار شهید حسن باقری نشسته است و این عکس، این عکس دقیقاً پشت میز کارش بود عکسی که شهید رشید آن را تصویر واقعی جنگ میدانست ...
نوزدهم دیماه سال ۱۳۸۴، تقویم ایران ورق خورد اما در حافظه تاریخ، زخمی تازه باز شد؛ زخمی که هنوز هم یادآوری آن، اندوهی عمیق را بر دلها مینشاند.
در آن صبح سرد زمستانی، یک فروند هواپیمای فالکن متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درحالیکه از مأموریتی حساس بازمیگشت، در حدود ۱۰ کیلومتری فرودگاه ارومیه با زمین برخورد کرد. نقص فنی همزمان در هر دو موتور، فرصتی برای بازگشت ایمن باقی نگذاشت و هواپیما سقوط کرد.
در این پرواز، سردار احمد کاظمی فرمانده وقت نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار سعید مهتدی فرمانده لشکر پیاده مکانیزه ۲۷ محمد رسولالله(ص) و ۹ تن دیگر از همراهان و نیروهای عملیاتی حضور داشتند؛ مردانی که عازم انجام مأموریتی حیاتی بودند، اما هرگز به مقصد نرسیدند.
شعلههای برخاسته از لاشه هواپیما، سکوت دشتهای اطراف ارومیه را شکست و دقایقی بعد، خبر این سانحه تلخ، سراسر کشور را عزادار کرد. نوزدهم دیماه، از آن به بعد فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ یادآور پروازی است که ناتمام ماند و فرماندهانی که نامشان برای همیشه در حافظه دفاع و خدمت به میهن ماندگار شد.
۳۱۲۱۵