به گزارش خبرآنلاین ، روزنامه اعتماد نوشت: طی ماههای اخیر دو تکانه تورمی سنگین به معیشت مردم وارد شد؛ نخست کاهش ارزش پول ملی که بر اثر فشار حداکثری دشمنان ایجاد شد و دومین تکانه تورمی نیز مرتبط با جراحی اقتصادی اخیر بود که مردم را با شوک معیشتی مواجه کرد.
حقوقبگیران در کنار کسبه و نهایتا اقشاری که با فقر مطلق روبهرو هستند در کنار هم جریان اعتراضی مسالمتجویانهای را شکل دادند. اتفاقا طی 7 الی 8روز اخیر تا پنجشنبه نیروهای امنیتی و انتظامی در کشورمان مدارا و سعی کردند با گفتوگو و تعامل، مسائل را حل و فصل کنند
. اما از روز پنجشنبه برخی عوامل خارجی که در جریان جنگ 12 روزه نیز در راستای منافع دشمنان ایران رفتار کرده بودند، وارد عمل شده و حرکتهای تروریستی و تخریبی را در دستور کار قرار دادند. با حضور این جریانات تروریستی که ارتباطی با اعتراضات عمومی نداشتند، هم مردم عادی آسیب دیدند و هم نیروهای امنیتی و انتظامی با حملات تروریستی مواجه شدند.
اساسا در فرهنگ مردم ایران رفتارهای خشونتآمیز جایی ندارد و مردم ایران ثابت کردهاند که حتی واکنشهای اعتراضیشان را از طریق رفتارهای فرهنگی و مسالمتجویانه بیان میکنند. به همین دلیل است که ردپای رفتارهای خشونتآمیز را باید در خارج از مرزهای ایران جستوجو کرد. روشن است اپوزیسیونی که اعلام میکند مردم به فرمانداریها حمله کنند جز منافع خود به هیچ چیز دیگری فکر نمیکند.
پرسشی که پس از این مقدمات به ذهن خطور میکند، آن است که سیستم چگونه میتواند به گونهای تصمیمسازی و سیاستگذاری کند که از حجم اعتراضات عمومی کاسته و زمینه افزایش انسجام فراهم شود؟
در پاسخ باید گفت:
1) در رخدادهای اعتراضی اخیر بسیاری از ایرانیان آسیب دیدهاند، باید از آسیبدیدگان دلجویی و خسارات آنها جبران شود. برخی آسیبها متاسفانه جانی بوده و برخی آسیبها هم اقتصادی و مالی. دولت و حاکمیت باید از خانوادههای آسیبدیده دلجویی کرده و زمینه رفع خسارات مردم را فراهم سازد.
2) با صدا و سیمای فعلی نمیتوان رضایت مردم را جلب کرد. صدا و سیما با رفتارهایش بزرگترین عاملی است که به انسجام عمومی ضربه میزند. حتی در جنگ 12 روزه هم صدا و سیما حاضر نشد، تریبونش را در اختیار افراد متکثر و متفاوت قرار دهد. باید افرادی در صدا و سیما تریبون در اختیار داشته باشند که اقبال عمومی دارند و مردم پذیرای دیدگاههای آنان هستند. اینکه تریبون صدا وسیما در اختیار یک جریان اقلیت و چهرههای تکراری باشد هیچ کمکی به کاهش مشکلات و نارضایتیها نمیکند. این در حالی است که افرادی مانند دکتر سروش، علیرضا رجایی و...با اتخاذ مواضع معقول و حمایت از تمامیت ارضی تلاش میکردند راهبردهای دشمنان را خنثی کنند.
3) موضوع دگر بهبود شاخصهای معیشتی مردم در کوتاهمدت و بلندمدت است. مردم دهکهای محروم آسیبهای اقتصادی بسیاری متحمل شدهاند . برای کوتاهمدت میزان افزایش دستمزدها باید بالای 50درصد و مطابق نرخ تورم باشد. این افزایش دستمزدها به مردم کمک میکند تا بخشی از نیازهای معیشتی خود را پوشش دهند. برای بلندمدت هم از طریق اعمال اصلاحات اقتصاد زمینه رونق کسب و کار و بهبود معیشت مردم فراهم شود. افزایش دستمزدها به تولید هم کمک میکند تا یک رونق نسبی را تجربه کند. زمانی افزایش دستمزدها منجر به تورم میشود که عرضهای در جامعه وجود نداشته باشد. در غیر این صورت افزایش دستمزدها باعث ایجاد رونق میشود.
4) در شرایطی که دشمنان کشور از همه ابزارهای ارتباطی و اقتصادی و حتی نظامی برای ضربه زدن به کشور استفاده میکنند، ایران باید شکل متفاوتی از دیپلماسی پویا را به کار گرفته و از آن برای کاستن از بار آلام مردم استفاده کند. راهبرد دیپلماسی ایران نیازمند بهروزآوری و تغییرات بنیادین است. باید بنبست دیپلماسی موجود شکسته شود، ایران باید همپیمانان جدیدی پیدا کند و از این طریق پروپاگاندای امریکا و صهیونیستها را بشکند.
برای این منظور ایران میتواند از شکاف ایجاد شده میان امریکا و اروپا استفاده کرده و برای کاهش فشار تحریمی علیه ایران اقدام کند. 5) یکی دیگر از ضرورتهایی که سیستم باید به سمت آن حرکت کند، به رسمیت شناختن احزاب و کمک گرفتن از فعالان سیاسی وفادار به قانون اساسی است. بسیاری از چهرههای سیاسی، نخبگان، متخصصان و اهالی دانشگاه در کشورمان وجود دارند که در قالبهای حزبی و مدنی و تشکلهای مردم نهاد فعالیت میکنند. از این ظرفیت باید برای حل معادلات و ناترازیهای کشور استفاده شود. ۲۳۳۰۲