نرگس کیانی: قطع اخیر عموم امکانات ارتباطی و رسانهای در ایران، امروز سهشنبه ۲۳ دیماه وارد پنجمین روز خود شد. این اتفاق اگرچه طبق اعلام وزارت ارتباطات، توسط مراجع امنیتی ذیصلاح و به واسطه شرایط پیش آمده در کشور اخذ شده است اما تبعات اقتصادی و اجتماعی آن غیر قابل انکار است. در چنین وضعیتی که تنها امکانات رسانهای؛ جز صداوسیما، روزنامهها و خبرگزاریهای داخلی (از طریق وارد کردن آدرس کامل انگلیسی آنها بر روی دامنه ir. در موتورهای جستوجو) است، روایت بعضا یکطرفهی اصطلاحا «رسانه ملی» مورد انتقاد حقوقدانان و کارشناسان رسانه، اساتید دانشگاه و پژوهشگران ژورنالیسم، روزنامهنگاران و استادان علوم ارتباطات قرار دارد. ازجمله این روزنامهنگاران، اکبر منتجبی، سردبیر «سازندگی» است که عقیده دارد وقتی تجربهآموزی از اشتباهات گذشته برای ما محلی از اعراب ندارد، راهی جز حرکت به سمت تاسیس تلویزیونهای خصوصی باقی نمیماند. تلویزیونهایی در چهارچوب قوانین موجود، که طبیعتا منافع ملی کشور خود را قربانی خواستههای کشورهای دیگر نمیکنند اما مشابه صداوسیما نیز عمل نخواهند کرد. درواقع روایتشان، روایتی یکطرفه که همواره از آن ضربه خوردهایم و با این حال باز هم به آن برگشتهایم، نخواهد بود.
چرا صداوسیما نمیتواند در مواقع بحرانی به عنوان مرجع خبری مورد وثوق باشد؟
اکبر منتجبی با اشاره به این که «هر آنچه امروز شاهدش هستیم، نتیجه اقدامات گذشته است و این که دیروز به فکر امروز نبودهایم» از بحرانخیز بودن کشورمان و تاثیر انسداد خبری موجود در سهممان از باختهای پیاپی رسانهای، به عنوان واقعیتی غیر قابل انکار یاد کرد.
او در این مورد به خبرآنلاین، چنین گفت: «این حقیقتی غیرقابل انکار است که کشور ما، کشوری بحرانخیز است؛ از بحرانهای طبیعی همچون خشکسالی، آتشسوزی، سیل و زلزله تا بحرانهای سلامت مثل اتفاقاتی که در دوران شیوع ویروس کرونا، در ایران رخ داد. همچنین بحرانهای اقتصادی مانند تحریمهای گسترده که تاثیر آن بر سفرههای مردم قابل مشاهده است و نیز بحرانهای امنیتی مانند حملات تروریستی به مجلس یا آنچه در سیستانوبلوچستان دیدهایم. در کنار اینها باید به بحرانِ غالب کشورمان، بحران سیاسی اشاره کرد که دست کم از دوران ریاستجمهوری هاشمی رفسنجانی قابل ردگیری است و در دوران ریاستجمهوری محمد خاتمی، محمود احمدینژاد، حسن روحانی، ابراهیم رئیسی و مسعود پزشکیان به مرور شکلی گستردهتر به خود گرفته است و همچنین بحرانهای رسانهای مانند جنگ روایتها و انتشار اخبار جعلی.»
با این حساب، به عقیده منتجبی، کشور ما کشوری چنین درگیر و دار بحران، به خصوص بحرانهای سیاسی است که اعتراضات در آن گاهی؛ به عنوان مثال در پاییز ۱۴۰۱، دی ۱۳۹۸، آبان ۱۳۹۶، خرداد ۱۳۸۸و... به خیابان کشیده شده است.
سردبیر روزنامه «سازندگی» ادامه داد: «در چنین کشوری اگر رسانههای حاکمیتی یا آنطور که در مورد صداوسیما گفته میشود «رسانه ملی»، سیاستگذاری و برنامهای برای گذر از بحرانهای سیاسی نداشته باشند، بدون شک سهمی جز باخت نخواهند داشت. در نتیجه ناچار میشوند تنها به روایتهایی یکطرفه بپردازند که بهتبع مورد قبول جامعه نیست. چنین وضعیتی را تنها میتوان با عبارت «انسداد رسانهای» توصیف کرد. وضعیتی که در آن، عبارت «رسانه ملی» تنها برای صداوسیما به کار میرود و همهچیز معطوف به آن و نهایتا یک یا دو رسانه دیگر است. به بیان دیگر، اصطلاح «ملی» منحصرا در اختیار رسانهای است که عملکرد آن، ازجمله روایتهای یکطرفه و برخورد سلیقهایاش با اخبار، سالیان سال است که مورد انتقاد قرار دارد. ضمن این که هر طیفی را مخالف خود بداند، مورد توهین قرار میدهد و به سادگی دست به حذف آنها میزند. در نتیجه، طبیعی است که در مواقع بحرانی نمیتواند به عنوان مرجع خبری مورد وثوق باشد. با از دست رفتن مرجعیت خبری صداوسیما نیز، بهتبع زمینه برای فعالیت آزادانه شبکههایی مانند ایراناینترنشنال با توانایی به آشوب کشیدن کشور فراهم میشود. اتفاقی که اگر خاطرتان باشد توسط یک کانال تلگرامی مانند آمدنیوز با گردانندگانی معدود نیز رخ داد.»
چرخهای از فوران خشم، شنیده نشدن، خمودگی و باز هم خشم
در چنین وضعیتی و با وجود انسداد رسانهای موجود بهعلاوه قطعی چند روزهی اینترنت، طبیعی است که حتی اگر نگوییم جامعه پذیرای آنچه از صداوسیما میبیند، نیست دست کم میتوانیم بگوییم با دیده تردید به آن مینگرند.
اکبر منتجبی با اشاره به این نکته، افزود: «درنتیجه میزان اثرگذاری صداوسیما نیز، به شدت محل تردید است. حتی اگر تصور کند تنها راویِ حاضر است و نه تنها روایت که رسانه را در بُعد تلویزیونی، در انحصار دارد و لاجرم باید مورد قبول قرار گیرد. ضمن این که ماحصل چنین طرز تفکر و برخوردی که بعضا خود را در قالب روایتی یکطرفه از اعتراضات، شنیده نشدن آن، مصادره به مطلوب شدن و به نتیجه نرسیدنش، نشان میدهد یا موجب خمودگی فراگیر یا سبب فوران خشم خواهد شد و چرخهای باطل ایجاد خواهد کرد. چرا که علاوه بر آنچه گفته شد، در این میان اگر وعدههایی هم داده میشود به سرعت از یاد وعدهدهنده میرود. به عنوان مثال، احتمالا خاطرتان هست که محمدباقر قالیباف در سال ۱۴۰۱ وعده داد اگر اعتراضات فروکش کند، نقل به مضمون، شاهد حرکت به سمت حکمرانی نوین خواهیم بود. آیا چنین اتفاقی در عمل رخ داد؟ و آیا رخ ندادنش، خود یکی از عواملی نبود که چرخهی فوران خشمی فروخورده را تشدید کرد؟»
تنها راه موجود؛ حرکت به سمت تاسیس تلویزیونهای خصوصی
منتجبی در پاسخ به آخرین سوال خبرآنلاین، در خصوص چشماندازش از وضعیت موجود چنین گفت:
«این وضعیت اصلاحشدنی نیست و عجیب این که به عنوان مثال شاهد اتفاقاتی همچون ارائه «طرح قانون حمایت و رسیدگی به تخلفات حوزه صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی»، در جلسه علنی مجلس، مجلسی که نمایندگانش با حداقل آراء بر صندلی نمایندگی تکیه زدهاند نیز هستیم. طرحی با تمرکز بر واگذاری تنظیمگری فضای مجازی به صداوسیما که براساس آن این سازمان با اختیاراتی عریض و طویل، مسئول رسانههای «کاربرمحور»، «ناشرمحور» و «شبکه نمایش خانگی» خواهد شد! بدون آن که توجه شود چنین طرح و طرحهای مشابهی طبیعتا به جای کاهش انسداد موجب افزایش آن خواهند شد. در چنین شرایطی، وقتی تجربهآموزی از اشتباهات گذشته برایمان محلی از اعراب ندارد، راهی جز حرکت به سمت تاسیس تلویزیونهای خصوصی باقی نمیماند. تلویزیونهایی در چهارچوب قوانین موجود، که طبیعتا منافع ملی کشور خود را قربانی خواستههای کشورهای دیگر نمیکنند اما مشابه صداوسیما نیز عمل نخواهند کرد. درواقع روایتشان، روایتی یکطرفه که همواره از آن ضربه خوردهایم و با این حال باز هم به آن برگشتهایم، نخواهد بود.»
۵۹۲۴۲