نرگس کیانی: قطع امکانات ارتباطی و رسانهای در ایران در حالی وارد ششمین روز خود شده است که از روز گذشته، سهشنبه ۲۳ دیماه شاهد برقراری کجدار و مریز امکان تماس تلفنی با خارج از کشور هستیم. در این میان، تنها امکانات رسانهای قابل دسترس، صداوسیما، روزنامهها و خبرگزاریهای داخلی (از طریق وارد کردن آدرس کامل انگلیسی آنها بر روی دامنه ir. در موتورهای جستوجو) است. این تصمیم، طبق اطلاعیه وزارت ارتباطات، توسط مراجع امنیتی ذیصلاح و به واسطه شرایط پیش آمده در کشور و برای تامین حق امنیت شهروندان گرفته شده است. با این حال، یکطرفه شدن ارتباط حاکمیت با جامعه، ناگزیری مردم از قرارگرفتن در جایگاه شنوندهی صِرف و نبود بستری برای شکلگیری گفتوگو، با انتقاداتی از سوی حقوقدانان و کارشناسان رسانه، اساتید دانشگاه و پژوهشگران ژورنالیسم، روزنامهنگاران و استادان علوم ارتباطات همراه شده و ازجمله در کارزاری با عنوان درخواست برقراری مجدد شبکه جهانی اینترنت نمود پیدا کرده است. مرضیه ادهم، پژوهشگر حوزه سیاست گذاری رسانه و فضای مجازی، ازجمله کارشناسانِ منتقدِ یکطرفه شدن ارتباط رسانهای حاکمیت با جامعه، است. او ضمن تاکید بر لزوم «حفظ امنیت و تمامیت ارضی» هشدار میدهد تصمیم به قطع امکانات ارتباطی و رسانهای میتواند به چیزی ضدِ هدف اولیهاش تبدیل شود.
یک ارتباط رسانهای یکطرفه
مرضیه ادهم، اتفاقی را که رخ داده است نه صرفا قطع اینترنت که یکطرفه شدن ارتباط رسانهای حاکمیت با جامعه میداند. به عقیده او، درواقع، به نظر میرسد نتیجهگیری حاکمیت از مجموع شرایط این بوده که یکطرفه پیام ارسال کند و جامعه تنها شنونده این پیامها باشد.
این پژوهشگر حوزه سیاستگذاری رسانه و فضای مجازی برای روشنتر شدن موضوع با اشاره به تفاوتهای قطع اینترنت در دوران جنگ ۱۲ روزه با امروز، ادامه داد: «قطع اینترنت در آن زمان نیز از توجیه فنی برخوردار نبود و موجب شد روایتهای شخصی افراد عادی از آنچه در جنگ اسرائیل علیه ایران بر آنها گذشت دیده و شنیده نشود. در حالی که مشاهده کردیم عمومی شدن این روایتها، پس از وصل شدن مجدد اینترنت، به چه میزان توجه و همدلی برانگیختند. با این حال، قطع اینترنت در آن زمان در مقایسه با این روزها، از تفاوتی مهم برخوردار بود. آن زمان، ما دست کم به طور مستمر در معرض پیامکهایی با مضمون روایت غالب نبودیم. ضمن این که در حال حاضر در پیامهارسانهای داخلی؛ بله، ایتا و سروش با وجود محدودیتهایشان، به برخی از صاحبان کانالهای پرمخاطب امکان آپلود مطلب داده شده است. در کنار این با پارازیتاندازیهای شدید بر روی شبکههای ماهوارهای فارسیزبان خارج از کشور و محدود شدن منابع خبری به صداوسیما و معدود روزنامهها و خبرگزاریهای داخلی (از طریق وارد کردن آدرس کامل انگلیسی آنها بر روی دامنه ir. در موتورهای جستوجو)، عملا شاهد روایتسازی غالب و قرار دادن جامعه در موقعیتی ناگزیر از شنیدنِ صِرف هستیم. این اتفاق، این یکطرفه شدن ارتباط، اگرچه طبق اعلام وزارت ارتباطات، توسط مراجع امنیتی ذیصلاح و به واسطه شرایط پیش آمده در کشور و برای تامین حق امنیت شهروندان اخذ شده اما عملا به ضد خود بدل شده است.»
تفاوتِ میان اهدافِ روی کاغذ با آنچه در عمل رخ میدهد
ادهم پیش از اشاره به دلایلش برای احتمال تبدیل شدن نتایج تصمیم به قطع امکانات ارتباطی و رسانهای به ضدِ خود، تصریح کرد: «ذات ساختار لایفاستایل مردم ایران، اجازه طولانی شدن زمان قطع اینترنت و به عبارت بهتر، یکطرفه بودن ارتباط را نمیدهد. درواقع اجازه نمیدهد این دیوار آتشین دور مرزهای جغرافیایی کشور کشیده و ارتباط یکطرفه بماند. ایران، نمیتواند تبدیل به چین یا کره شمالی شود، هم به خاطر زیرساختهای موجود ازجمله چتهای ذیل شبکههای آفلاین پلتفرمها و اپلیکیشنهای مخصوص گفتوگو یا برقراری ارتباط تلفنی با خارج از کشور اگرچه کجدار و مریز و هم به دلیل امکاناتی همچون اینترنت ماهوارهای استارلینک که به هر حال، کم یا زیاد در کشورمان مورد استفاده است. پس ارتباط عملا به صفر نرسیده اما به شدت مخدوش شده است.»
او ادامه داد: «در این فضای خاکستری، بازار شایعه و دادهها و اطلاعات نادرست است که به شدت داغ میشود. در نتیجه میتوان گفت اقدامی که صورت گرفته، میتواند نتیجهای عکسِ آنچه مورد نظر نهاد تصمیمگیر بوده است، بدهد. به عبارت دیگر، وقتی شما با این میزان از تحکم اقدام به یکطرفه کردن ارتباط میکنید، بخشی از جامعه به این نتیجه میرسد که آنچه از زبان شما میشنود و میبیند، حقیقت ندارد. درواقع بیننده و شنوندهای که تا پیش از این، خود دست به دروازهبانی اخبار میزد و با استفاده از منابع گوناگون به راستیآزمایی میپرداخت و خود، به این نتیجه میرسید که آنچه میشنود و میبیند واقعیت دارد یا متاثر از سیاستهای رسانهی منتشرکننده است، گمان میکند اگر گفتههای شما حقیقت داشت، حق دسترسی به عموم امکانات ارتباطی و رسانهای از او سلب نمیشد. ضمن این که بخشی از جامعه به واسطه نگرانیهای موجود، در اوج تصمیمات هیجانی است و ترکیب این نگرانیها با بیخبری و ناگزیری از شنیدن یک روایت غالب، میتواند موجب غلبه احساسات بر عقلانیت و تفکر انتقادی شود و جامعه را به سمت واکنشهای افراطی و اقدامات تند سوق دهد. با این حساب میتوان گفت اگرچه هدف از این تصمیم، روی کاغذ چیزی دیگر بوده است، در عمل میتواند نتیجهای دیگر دهد.»
او که هیچگاه حق دسترسی آزاد به اینترنت را به گروهی خاص گره نزده و آن را حق تمامی شهروندان نه گروهی خاص میداند، با اشاره به این که «جرقه آغاز اعتراضات در روز هفتم دیماه، اعتراض به وضعیت معیشتی بود»، از زیاندهی کسبوکارهای کوچک و بزرگ اینترنتی به عنوان یکی دیگر از نتایج متضاد با هدف اولیهی تصمیمِ قطع اینترنت نام برد و افزود: «هماکنون به واسطه وضعیت پیش آمده، قطعا درصد بالایی از کسبوکارهای اینترنتی بزرگ و کوچک، به کسب وکارهایی زیانده تبدیل شدهاند و مشکلات معیشتی را با وضوح بیشتری احساس میکنند. او دست کم نیازمند راهحلی موقت مانند اطلاع از زمان بازگشت به وضعیت پیشین است.»
قطع اینترنت، توسط مراجع امنیتی ذیصلاح و به واسطه شرایط پیش آمده در کشور و برای تامین حق امنیت شهروندان در خیابان، ممکن است برای چند روز مورد پذیرش بخشی از جامعه باشد اما ادامهدار شدن آن بدون وجود چشماندازی مشخص را نمیپذیرد.
ادهم ضمن اشاره به این نکته، گفت: «اینجاست که جامعه اقدام به طرح سوالاتی از این دست میکند که اگر دشواریهایی در مسیر تامین امنیت خیابانها وجود دارد چرا شاهد فراخوانهای راهپیماییهای چند ده هزار نفری در حمایت از خواستههای بهحقِ «حفظ امنیت و تمامیت ارضی»، است؟ و اگر امنیت لازم برای برگزاری چنین راهپیماییهایی وجود دارد، چرا شاهد گشایش های تدریجی در مسیر بازگشت اینترنت نیست؟ و وقتی تاکید بر تفاوت میان «اعتراض و اغتشاش» و این که «اعتراض حق مسلم هر شهروند است» به عنوان راهبردی کلان در نظر گرفته شده است، چرا به جای قطع راههای ارتباطی، برای تامین امنیت از سیاست قطع نقطهای یا کاهش سرعت آپلود و دانلود در کانونهای بحران که میدانیم مهارت آن در وزارت ارتباطات وجود دارد، استفاده نمیشود؟ بیپاسخ ماندن چنین سوالاتی میتواند بخشی را جامعه را به این نتیجه برساند که علیالظاهر به عقیده نهاد تصمیمگیر، مردم از بلوغ کافی و لازم برای استفاده از امکانات ارتباطی و رسانهای برخوردار نیستند و باید برایش تصمیمگیری شود.»
کاش صدای قوه عاقله به گوش نهاد تصمیمگیر برسد
مرضیه ادهم، در بخش پایانی این گفتوگو در مورد چشماندازش از وضعیت، چنین گفت:
«توجه داشته باشید که ما در مبحث دسترسی آزاد به اینترنت و اطلاعات با دو نگاه مواجههایم. یک نگاه که مشوق نوآوری و توسعه و پیشرفت اکوسیستم استارتاپی است و تا جای ممکن مخالف قطع اینترنت، همچنین مشوق سیاست قطع نقطهای یا کاهش سرعت آپلود و دانلود در کانونهای بحران نه در همه جای ایران. نگاه دیگر، نگاه نهادهای انتصابی با بدنه امنیتی است که در کنار وزارت ارتباطات حضور دارند. ساختار قطعا از قوه عاقله برخوردار است اما مسئله این است که آیا صدای این قوه به گوش حلقه نهاد تصمیمگیر در این خصوص خواهد رسید یا خیر؟ نکته پایانی این که هرچه طولانیتر شدن این وضعیت، کار را برای نهاد تصمیمگیر دشوارتر خواهد کرد. چراکه فاصله جامعه از روایتهای دست اول، بیشتر و بیشتر و شایعات گسترده و گستردهتر میشود. ضمن این که در نهایت منجر به شکلگیری اعتراضی ارتباطی در کنار اعتراض معیشتی خواهد شد و وضعیت را پیچیدهتر از آنچه هست خواهد کرد.»
۵۹۲۴۲