هرچند سخنگوی دولت، شایعه جمع‌آوری دیش‌های ماهواره را تکذیب و تصریح کرده این کار غیرقانونی است و مردم می‌توانند مراتب را به شماره تلفن‌های پلیس و نهادهای اطلاعاتی اطلاع دهند، اما بعید نیست در پی قطع گسترده اینترنت و خاموشی ارتباطات کسانی به این صرافت افتاده باشند تا آن گُل به این سبزه آراسته شود.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه هم میهن نوشت:از آنجا که میل تبدیل «استثنا به قاعده» همواره در ایران وجود داشته جای نگرانی است که نه‌تنها خبری از برقراری مجددد ارتباطات – دست‌کم در کوتاه‌مدت – نباشد که به دنبال جمع‌آوری دیش‌های ماهواره‌ای هم باشند با این توجیه که منشأ اتفاقات اخیر، یک تلویزیون ماهواره‌ای فارسی‌زبان بوده است و چند فقره دیگر که در آتش آن می‌دمند یا خط می‌دهند.

این در حالی است که همان‌گونه که تحرکات و تحریکات ارتجاعی در اتفاقات اخیر، نکوهیدنی است و در دی 1404 نمی‌توان به دی 1357 رجعت کرد در مواجهه با ماهواره هم بازگشت به آنچه در نیمه اول دهه 90 خورشیدی شاهد بودیم ارتجاعی است. در آن سال‌ها - بیش از 14 سال قبل - تصاویری از عملیات تکاورانی منتشرشد که با «راپل» خود را به بام یا ایوان خانه‌ها می‌رساندند تا دیش ماهواره را جمع‌آوری کنند.
در سال 92 تصویری از نابودسازی تجهیزات ماهواره با تانک اسباب حیرت شد و به اینها اضافه کنید خبری در پایان مرداد 1395 درباره انهدام 100 هزار دستگاه ماهواره در غرب تهران را. این آخری 10 روز پس از آن بود که رئیس‌جمهور وقت (حسن روحانی) در همایشی گفته بود: «آیا می‌توانیم بگوییم فضای مجازی، دنیای دیجیتال و ارتباطات اینترنتی ممنوع است و باید تمام شبکه‌های اجتماعی فیلتر شوند؟ آیا جمع کردن دیش‌های ماهواره شدنی است؟ اگر این کار را هم انجام دهیم در استان‌های مرزی چه کنیم؟»

به نظر می‌رسد 10 روز بعد می‌خواستند به رئیس‌جمهور وقت پاسخ دهند و بگویند: «بله، شدنی است.» البته می‌توان به جای 10 یا 14 سال قبل به 31 سال پیش بازگشت: سال 73 که تبصره ماده 2 قانون جمع‌آوری تجهیزات ماهواره‌ای، مهلتی یک‌ماهه تعیین کرده بود و اکنون بیش از 31 سال از آن مهلت یک ماهه می‌گذرد و گویا انقضای آن پذیرفته نشده است.

استثنا اما قاعده نیست و اگر قطع اینترنت در روزهای 18 و 19 دی و حتی چند روز بعد را موقت و موجه بدانیم استمرار آن قابل توجیه نیست چراکه خطر دشمن همواره وجود داشته است و اگر روزی پابلونرودا شاعر شیلیایی گفته بود «هوا را از من بگیر، خنده‌ات را نه»، نسل امروز شاید بگوید «هوا را از من بگیر، اینترنت را نه.»

با این همه اگر قطع اینترنت و جدا کردن ارتباط مردم با تلویزیون‌های ماهواره‌ای چاره کار نیست، تدبیر چیست؟ بارها به این پرسش پاسخ داده‌ایم و تکرار آن اجتناب‌ناپذیر است: احیای نهاد رسانه. قصه محدود به نهاد رسانه هم نیست و در یک چارچوب کلی و به مثابه راه‌حل می‌توان و باید خواستار احیای 5 نهاد شد.

نهاد سیاست با حذف یا دست‌کم قاعده‌مند کردن نظارت استصوابی، نهاد فرهنگ با حذف یا کاهش سانسور وسلطه تعصب بر آن، نهاد علم با بها دادن به نخبگان و حذف یا محدودیت سهمیه‌های تبعیض‌آمیز، نهاد دینی دولتی با قطع یا کاهش بودجه‌های دولتی و عمومی و البته نهاد رسانه با رهایی از این وضعیت.

همچنان امیدواریم سخنگوی دولت در این فقره از جانب تمامیت حاکمیت و نه صرفاً دولت، موضع گرفته باشد و قضیه، شایعه‌ای بیش نباشد که وهن‌آلود هم هست ولی امید بالاتر این است که نظررئیس‌جمهوری که موافق استمرار قطع اینترنت نیستند (دو روز اول استثنا بود) لحاظ شود و استثنای چند روزه به قاعده میان‌مدت یا درازمدت بدل نشود و فراتر از این دو برای احیای نهادها، مشخصاً نهاد رسانه و در چشم‌انداز کلی‌تر 5 نهاد رسانه، دین، سیاست، علم و فرهنگ تدابیری بیاندیشند که در روزهای واقعه که در کمین هر حاکمیت و دولت و نظم سیاسی نشسته، نه نیاز به قطع اینترنت باشد و نه درانداختن شایعه یا اندیشیدن به جمع‌آوری ماهواره که این دومی در همان دهه 90 خاطره شده بود و تکرار آن گُلی را به سبزه آراسته می‌کند و صدالبته استعاره گُل و سبزه در آن طعنه‌آمیز است و تحقیرخیز و به تنبیه جمعی بیشتر ماننده است تا تدبیر مُلک...

23302