به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، روزنامه پیام ما نوشت:
امکان حضور خبرنگاران مستقل در میدان وجود ندارد. کار رسانهها پیش از این هم با وجود سانسور و خط قرمزها، با محدودیت پیش میرفت و اکنون قطعی اینترنت محدودیتها را بیشتر کرده است. تنها چند خبرگزاری داخلی به اخبار بینالمللی دسترسی دارند و روایت موجود درباره بیش از دو هفته اعتراض در سراسر ایران، به گزارشهای همین خبرگزاریها محدود میشود.
وبسایتهای روزنامهها و پایگاههای خبری دیگر قابل جستوجو نیستند و اینطورکه به نظر میرسد، دستکم در پنج روز گذشته فقط نهادهای ناظر، خواننده محتوای رسانههای مستقل بودهاند. در شرایطی که تحلیل دقیق وقایع و دسترسی به آمار و دادهها ممکن نیست، «انگار از خبرنگاران میخواهند با دستهای بسته شنا کنند». مسئله مرجعیت رسانه بار دیگر زیر ذرهبین قرار گرفته است.
با قطعشدن جریان اطلاعرسانی چشمانداز روزهای آینده مبهم است و اینطورکه «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه، گفته تا زمانی که اوضاع آرام نشود، اینترنت وصل نخواهد شد. «محدودیتها همچنان وجود خواهد شد تا مطمئن شویم دیگر تهدید تروریستی وجود ندارد». او از رؤسای سفارتخانهها و نمایندگان خارجی مقیم تهران بهخاطر بردباری و صبرشان تشکر کرده و گفته «میدانم همه شما با قطعی اینترنت مشکل دارید» و خبر داده که برای اتصال «هرچه زودتر» اینترنت در سفارتخانهها، گفتوگو با نهادهای امنیتی در حال انجام است.
وزیر ارتباطات هم قول پیگیری داده، اما هیچکس به مردم و رسانهها خبر نمیدهد قطعیها تا چه زمانی ادامه دارد؟ ارتباط مردم با یکدیگر و با جهان چطور پیش خواهد رفت؟ آیا کسی صدای ما را میشنود؟ یا تحلیلها و گزارشهای رسانههای داخلی را باور میکند؟ آیا خبرنگاران برای بیان آنچه در میدان میگذرد، آزادند؟ چه کسی مخاطب این روزهای محتوای مطبوعات و رسانههاست؟ این سؤالها بهانه بازخوانی نگاه روزنامهنگاران درباره محدودیتهای فعلی است.
دستها بسته است
مطالب روزنامه شرق در روزهای گذشته بهسختی تهیه شده و «قطرهچکانی» منتشر شده است؛ چون «از طرفی دسترسی روزنامهنگاران محدود شده و از طرفی دیگر تحلیلگران تحلیلی ارائه نمیدهند».
«مهدی رحمانیان»، مدیرمسئول روزنامه شرق، درباره وضعیت فعلی رسانهها به ایسنا چنین توضیحی داده: «مشکل فعلی رسانهها این است که خیلی اجازه حضور میدانی در اعتراضها را ندارند که گزارش تهیه کنند و با موانع روبهرو هستند. اگر این موانع نبود، اتفاقاً دوره کارآموزی خوبی بود برای رسانههایی که در عصر اینترنت کار رسانه میکنند؛ اینکه دوباره به تولید محتوا و توانایی و قلم خودشان برگردند. میتوانستند در این دوره توانایی و خود واقعیشان را بشناسند، ولی متأسفانه از همه جهات دستها بسته است و درواقع، توانایی ویژه میخواهد برای کسی که با دستان بسته در استخر شنا کند.»
بهگفته این مدیرمسئول، با وجود موانعی که بر سر راه رسانه قرار گرفته، حتی تحلیلگران «دستبهعصا» شدهاند. «وقتی با افراد صاحبنظر در حوزههای مختلف اعم از جامعهشناسی سیاسی، روانشناسی صحبت میکنیم، آنها از ارائه سخن خودداری میکنند و میگویند الان ما نمیدانیم چه باید بگوییم.»
راه برونرفت از این وضعیت دشوار چیست؟ رحمانیان اینطور جواب میدهد: «وقتی دست ما برای تهیه و تولید محتوا بسته میشود، عملاً خواسته یا ناخواسته به رسانههای معاند این فرصت را میدهیم و درواقع، مرجعیت رسانه را به بیرون مرز میدهیم؛ به کسانی که حبی به وطن ندارند و مغرضانه به ایران میپردازند. بهگونهای خبر منتشر میکنند و هیجان در اخبارشان است که انگار کار کشور تمام شده، درصورتیکه ما که در این کشور زندگی میکنیم و میبینیم، اینگونه نیست. برای اینکه این اتفاق نیفتد، باید برای رسانهها فکری اساسی کنند. هم دسترسی به فضای مجازی را باز کنند و اجازه حضور در این اتفاقات بدهند که خبرنگار برود و از نزدیک صحنهها را ببیند و بتواند گزارش دقیق و کاملی را ارائه دهد.»
از نگاه او چارهای نیست، روزنامهنگاران و خبرنگاران باید از فرصتها و روزنهها استفاده کنند. «آنها میتوانند گزارشها تهیه و تولید کنند که رضایت مخاطبان را جلب کند. بههرحال، وقتی مخاطب به یک رسانه اعتماد کرده، حتماً به سراغش میرود و او هم خبرهایی که میدهد، باید از صحت لازم برخوردار باشد.»
حاکمیت روایت مستقل را به رسمیت نمیشناسد
«نکیسا خدیشی»، مدیرمسئول روزنامه «پیام ما»، معتقد است نوعی «ناامیدی تکرارشونده» بر حوزه رسانه غلبه کرده که از خبرنگار تا مدیر رسانه خود را در سرنوشت کشور بلااثر میبینند. «اتفاقات چندسال اخیر از ۹۶ تا امروز، بهصورت مشخص نشان داد رسانههای مستقل برای حکمرانی هیچ جایگاهی ندارند. روایت مستقل درباره رویدادها هیچ اهمیتی در سیاستگذاری و حکمرانی ندارند و به همین دلیل، با هر بحرانی ابتدا دست رسانهها را از تولید محتوا قطع میکنند. ما تبدیل به زینتالمجالس شدهایم و در مواقع بحرانی که باید برای کشور مفید باشیم، کنار گذاشته میشویم و نباید صدایمان دربیاید.»
این مدیرمسئول میگوید در همین حال بهلحاظ وزنکشی رسانهای، تعداد رسانههای حاکمیتی -اعم از مکتوب، آنلاین و تلویزیون- آنقدر زیاد است که آنها روایت نزدیک به روایت رسمی را شبیه یکدیگر نشر میدهند و دیگر برای رسانههای مستقل (با فرض وجودشان) جایی نمیماند؛ اعتبار رسانههای مستقل نزد مخاطبان از دست رفته و محتوایی که تولید میکنند، از نگاه آنها ارزشمند نیست.
خدیشی ادامه میدهد: «نکته نگرانکننده درباره سیاستگذاری این است که ما در مواقع بحرانی شاهد دو روایت هستیم؛ یکی روایت رسانه ملی و دیگری روایت ایراناینترنشنال. سیستم حکمرانی دارد به این دوسویه میبازد. درعینحال، دود حذف رسانههای مستقل هم به چشم حکمرانی میرود؛ چراکه همین رسانههای مستقل میتوانند بهشکلی بیطرفانه قضاوت کنند که به همبستگی ملی و انسجام داخلی کمک کنند و صدای معترضان واقعی در این شرایط باشند. دستکم آقای رئیسجمهور و نهاد حاکمیت در کلام خود میگوید با صدای اعتراض مسئلهای ندارد و آن را حق میداند. با اینهمه در حال حاضر صدای رسانههای مستقل که قرار است بازتاب اعتراضات برحق باشند، خاموش است. آنها بیاعتبار و خاموش، با دستهای بسته کنار گذاشته شدهاند.»
او از طرف دیگر به این اشاره میکند که با وجود این نگاه حاکمیت به روزنامهنگاران مستقل، آنها در ماجرای «خط سفید» مورد هجمه بخشی از افکار عمومی قرار گرفتند؛ درحالیکه در روزهای جنگ دوازدهروزه نیز بدون اینترنت و مهمتر از آن، بدون دسترسی به منابع اطلاعاتی، خاموش و بلااثر ماندند.
فقط نهادهای نظارتی ما را میخوانند
وقتی حتی موتورهای جستوجوی ملی کار نمیکنند، مخاطب رسانههای مستقل کیست؟ روزنامهها را چه کسانی میخوانند؟ مدیرمسئول روزنامه «پیام ما» در جواب میگوید: «به نظر میآید فقط نهادهای نظارتی محتوای تولیدی روزنامهها و رسانههای مستقل را دنبال میکنند. ما از سر وظیفه، با حداقلهای موجود تولیداتی داریم که صرفاً نهادهای نظارتی و بخش خیلی کمی از مخاطبان وفادار دنبال میکنند. اندک مخاطبان فعلی بهصورت مستقیم آدرس سایت روزنامه را در مرورگر وارد میکنند. بازدید سایت «پیام ما» به یکدهم رسیده است. درواقع، به نظر نمیآید دیگر مخاطبی ما را دنبال کند و اصلاً ما برای مخاطب وجود داشته باشیم.»
خدیشی از سوی دیگر میگوید در شرایط فعلی، حتی امکان حضور میدانی برای خبرنگار وجود ندارد. «همانطورکه رسانههای مستقل برای حاکمیت جایگاه خود را از دست داده، اجزای رسانه که خبرنگاران هم جزئی از آن محسوب میشوند هم برای نهادهای حاکمیتی رسمیت ندارد. حضور یک خبرنگار همواره در نگاه حاکمیت یک مانع تلقی میشود. حتی در بلایای طبیعی هم همین نگاه وجود دارد و خبرنگار را مخل فرایند میبینند، چه رسد به امروز که موضوع امنیتی و برخورد حادتر است.»
او درباره ازدسترفتن اعتماد مخاطبان به رسانههای مستقل میگوید: «با فرایندی که حاکمیت برای رسانههای مستقل تعریف کرده، رسانههای مستقل بیاعتبار شدهاند و روایت اصلی از جای دیگری به بیرون از مرزها میرود و درنهایت حاکمیت بازنده این ماجراست. هیچوقت به رسانهای که پایش در زمین این کشور است، اعتماد نمیکند، حاضر نیست به زاویه نگاه و تحلیل آنها جایگاهی بدهد و به همین دلیل، روایت اصلی از رسانههای بیرون مرز در افکار عمومی جای میگیرد.»
هیچ روایت سومی نداریم
«محمد قوچانی»، روزنامهنگار، در گفتوگویی با ایسنا از سردرگمی مطبوعات و رسانهها بهدلیل انسداد در فضای مجازی گفته و چنین توصیهای برای رسانهها داشته: «اگر روایت اول را به مخاطب ارائه ندهیم، جریان اطلاعرسانی از دستمان درمیرود.»
او گفته است: «نظام رسانهای ما تغییر کرده و مطبوعات ما بهسمت شبکههای اجتماعی تغییر پیدا کرده و شبکههای اجتماعی هم تیغ دوسر هستند؛ از سویی ابزار اطلاعرسانیاند و از سویی هم میتوانند به یک وسیله امنیتی تبدیل شوند.
نتیجه این میشود که بهمحض کوچکترین مسئله امنیتی که در کشور رخ میدهد که البته خیلی این فاصله کوتاه شده و از چند سال یک بار به سالی چندبار میرسد، با یک انسداد در فضای مجازی مواجه میشویم.»
بهگفته قوچانی با قطع اینترنت، با انحطاط مطبوعات، تضعیف تحریریهها و نداشتن شبکههای خبری مستقل در داخل کشور، ما هیچ روایت سومی که روایت مستقل باشد، نداریم و ادامه دادن این مسیر خود تبدیل به بحران خواهد شد.