گروه اندیشه: یادداشت زیر نوشته محمدرضا جوادی یگانه استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران ، به اعتراضات دو هفته اخیر در کشور می پردازد. او معتقد است «اعتراضات دو هفته اخیر ترکیبی از اعتراضات گذشته بوده فارغ از این که به طور مشترک هر سه اعتراض به نتیجه نرسیده است. این یادداشت را که در ایسنا منتشر شده می خوانید.
****
اعتراضات دو هفته اخیر، که از پنجشنبه شدت گرفته، ترکیبی از اعتراض اقتصادی ۱۳۹۶، عصیان ۱۳۹۸ و جنبش اجتماعی ۱۴۰۱ است و عناصری از هر سه را دارد به ویژه آنکه هیچ یک از سه اعتراض گذشته به نتیجه مطلوب معترضین نرسیده بود.تفاوت اعتراضات اخیر با موارد گذشته در آن است که عناصر تروریستی هم به آن اضافه شده و به علاوه شدت عصیان و کینه معترضین نوعی رهبری گذار را هم تعریف کرده است.
در این بین آنچه که آمادگی روانی را برای اعتراضات ایجاد کرد، علاوه بر مشکلات حل نشده ساختاری، انتظار تجدیدنظر در سیاستهای اجتماعی و فرهنگی پس از جنگ ۱۲ روزه بود که اتفاقا خوانشهای دو سه ماهه اخیر، اجرای سیاستهای معکوس آن این اعتراضات را وعده میداد. بازگشت به تنظیمات کارخانه و چرخش در پاسخ به انتظارات اجتماعی و فرهنگی، موجب تشدید خشم و ناامیدی مردم شد.
و اما آخرین علت وقوع اعتراضات اصلاح اقتصادی ناگزیری بود که به دلیل عدم تدارک تمهیدات لازم، منجر به گرانی شدید در اقلامی شد که مستقیما در سفره مردم بود و مردم گرانی شدید را به سرعت حس کردند. این شد که اکنون نارضایتی اقتصادی موثرتر از تمهیدات امنیتی علیه نظام شده است به ویژه آنکه چشمانداز امیدبخشی از حل سریع این مشکلات اقتصادی، ارائه نمیشود و مهمتر آنکه دولت در هیچ یک از این موارد بالا با مردم صحبت نکرد و هر چه گفت کلیات بود و امیدوار کردن به اصلاح درازمدت، در حالی که نگرانی مردم از معاش روزمره است.
این خلاصهای از وضعیت فعلی نگاه مردم است. اما آنچه میتواند بر این شرایط دشوار غلبه کند، غیر از تدبیر اقتصادی، میزان پذیرش و همراهی مردم با خشونت عریان اعمال شده توسط معترضان است. میزان پذیرش مردم به سواد رسانهای آنها مرتبط است. درباره این سواد رسانهای باید به مردم توضیح داده شود.
از جمعه تاکنون، دسترسی به اینترنت بینالمللی و شبکههای اجتماعی داخلی قطع شده است و مردم علاوه بر تجربه شخصی خود از شهر و خیابان، تنها میتوانند از رسانههای داخلی و همچنین شبکههای ماهوارهای استفاده کنند.
اهتمام ایراناینترنشنال، نابودی نظام حتی به قیمت نابودی ایران است و مغرضانه، تنها خشونت را در جامعه ترویج میکند. در مقابل صداوسیما نیز با رویههای تکرار شده و شکست خورده پیشین، تنها به اقناع مخاطبان طرفدار نظام توجه دارد و مردم عادی را رها کرده است.
روزنامهها و خبرگزاریها هم با ملاحظات متعدد در خبررسانی روبهرو هستند. لذا مردم پیش از این با سواد رسانهای زیسته و عرفی خود، از مجموع اخباری که دریافت میکردند، به درکی از واقعیت میرسیدند. خبر روزنامه و خبرگزاری حاوی پاراگرافهای سفیدی بود که بعدا در گروهها و کانالها مرئی و خوانا میشد.
آنچه در این چند روزه غایب است، تایید اطلاعرسانهای مهم (informant) است. مردم طی سالها به تدریج به برخی از افراد، گروهها، شبکهها، و کانالها اعتماد کرده بودند و تایید آنها بر اخبار، موجب پذیرش مردم میشد. در تکثر رسانهای موجود هر بخشی از جامعه به یک یا چند اطلاعرسان مهم اتکا میکرد ولی در نهایت، آنچه پذیرفته میشد برآیندی از اخبار و تحلیلها بود.
ممنوعیت یا محدودیت منجر به عدم اطلاعرسانی این گروههای مرجع رسانهای باعث شده تا مردم در سردرگمی و بیاطلاعی و بیرسانگی، به شبکههای ماهوارهای واگذار شوند. مرجعیتی که سالهای اخیر، توسط برخی روزنامهها و خبرگزاریهای داخلی، به زحمت به داخل کشور برگردانده شده بود، دوباره به سرعت به خارج کشور منتقل خواهد شد.
بنابراین، اولین پیشنهاد این است که لااقل امکان ارتباطات اجتماعی کشور از طریق شبکههای اطلاعرسانی داخلی فراهم شود تا مردم معمولی بتوانند در اولین گام تفسیر درستتری از وقایع کشور داشته باشند، پس از آن میشود راجع به راهکارها سخن گفت.
۲۱۶۲۱۶