به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، کتاب «صهیونیسم؛ مقدمهای بسیار کوتاه» تالیف مایکل استانیسلاوسکی با ترجمه محمدرضا غلامی شکارسرائی در انتشارات شوند به چاپ رسید. این اثر تلاشی است برای ارائه روایتی موجز از تاریخ صهیونیسم؛ روایتی که از مباحث نظری پیرامون هویت یهودیان به مثابه دین یا ملت آغاز میشود و تا تحولات سیاسی دهه ۱۹۹۰ ادامه مییابد.
کتاب در ۱۰ فصل تدوین شده که عناوین فصول آن عبارتاند از: «یهودیان؛ دین یا ملت؟»، «ناسیونالیسم مدرن یهودی»، «تئودور هرتزل و خلق جنبش صهیونیستی ۱۹۱۷- ۱۹۹۷)»، «عصر وایزمن و بیانیه بالفور»، «صهیونیسم سوسیالیستی و تجدیدنظرطلب، ۱۹۱۷- ۱۹۳۹»،« صهیونیسم در جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن»، «صهیونیسم در یک دولت یهودی ۱۹۶۷- ۱۹۴۸»، «ناسیونالیسم و موعودگرایی ۱۹۹۷- ۱۹۶۷»، «چرخش به راست ۱۹۷۷- ۱۹۹۵»، «تحولات صهیونیسم از ۱۹۹۵».
جنبش صهیونیسم یکی از مناقشهبرانگیزترین پدیدههای سیاسی و هویتی تاریخ مدرن به شمار میرود. این جنبش که خود را پاسخی به رنجها و تبعیضهای تاریخی یهودیان معرفی میکند، در عمل به شعار و استعمار سرزمینی منجر شد که صاحبان اصلی و ساکنان دیرینه آن فلسطینیان بودند.
کتاب صهیونیسم... تلاشی است برای ارائه روایتی موجز از تاریخ صهیونیسم؛ روایتی که از مباحث نظری پیرامون هویت یهودیان به مثابه دین یا ملت آغاز میشود و تا تحولات سیاسی دهه ۱۹۹۰ ادامه مییابد.
کتاب با این پرسش آغاز میشود که آیا یهودیان صرفاً پیروان یک دین خاصاند یا ملتی واحد یا تاریخی مشترک؟ مولف نشان میدهد که صهیونیسم، به عنوان بازتعریفی مدرن، یهودیان را نه صرفاً در مقام یک اجتماع دینی بلکه به مثابه «ملت» صورتبندی کرده است. این بازتعریف به دال مرکزی گفتمان صهیونیستی بدل شده است؛ دالی که زنجیرهای از دالهای همارز همچون «بازگشت»، «میهن»، «آزادی» و «دولت» را به یکدیگر پیوند میدهد.
در این میان اما دال شناور - «فلسطین» بیسرنوشت رها شده است؛ سرزمینی که در روایت صهیونیسم همچون صفحهای سفید در نظر گرفته شده تا هویت نوینی بر آن نگاشته شود. استانیسلاوسکی نیز در روایت خویش، به جای پرداختن به این دال شناور و معنابخشیهای متعارض پیرامون آن، عمدتاً همان روایت صهیونیستی را دنبال میکند؛ روایتی که فلسطین را نه به مثابه وطن زیسته مردمانی با فرهنگ، تاریخ و حافظه جمعی، بلکه به سان پسزمینهای خاموش برای تحقق آرزوهای دیگران بازنمایی میکند.
در ادامه کتاب، مولف به شکلگیری ناسیونالیسم مدرن یهودی در اروپای شرقی و نقش چهرههایی چون اسمولنسکین میپردازد. اندیشمندانی نظیر او کوشیدند زبان رهبری را از سطح یک دال صرفاً مذهبی به دال ملی ارتقا دهند و مهاجرت به فلسطین را به مثابه راه رستگاری و بازسازی هویت یهودی معرفی کنند.
در این بخش نیز میتوان فرایند تثبیت گفتمان صهیونیستی را مشاهده کرد: عبری، وطن، ملت و مهاجرت در قالب زنجیرهای همارز گرد هم آمدند تا معنای تازهای از «هویت یهودی» ساخته و بازتولید شود. با این حال، آنچه در روایت استانیسلاوسکی غایب است، حضور پادگفتمان فلسطینی است؛ پادگفتمانی که میتوانست این زنجیره معنایی را گسسته و معنای بدیلی از همان سرزمین ارائه کند. از منظر این پادگفتمان، فلسطین نه «سرزمین موعود» خالی از سکنه، بلکه خانهای زنده و پرتحرک است؛ خانهای با بازارها، مزارع و مساجد که حیات اجتماعی و فرهنگی مردمانش در جریان است.
حذف این پادگفتمان از روایت کتاب، نشانهای گویا از سوگیری نهان در متن آن است. آنجا که کتاب به روایت تئودور هرتزل میپردازد، داستان جنبش سیاسی صهیونیسم صورتی تازه و منسجمتر مییابد. هرتزل در مقام معمار این جنبش توانست ایده پراکنده و ناهمگون را به گفتمانی سازمانیافته بدل سازد. در ادامه تاسیس اسرائیل در سال ۱۹۲۸ و جنگهای نخستین، نقطه اوج روایت کتاب است. با این حال تمرکز مولف، بیش از آنکه بر «نکبت» فلسطینیان باشد، بر چالشهای تثبیت دولت نوپا معطوف است.
در این میان، واقعیت آوارگی صدها هزار فلسطینی و ویرانی گسترده روستاها و شکلگیری زنجیرهای از رنج انسانی که پیامدهای آن تا امروز استمرار یافته است، به حاشیه رانده میشود. این حاشیهنشینی بار دیگر نشان میدهد که چگونه گفتمان صهیونیستی توانسته است متن اصلی روایت را در اختیار گیرد و پادگفتمانی فلسطینی را به سطحی کمرنگ و فروعی بکاهد.
در مقابل پادگفتمانی فلسطینی حول دالهایی چون «انتفاضه»، «مقاومت» و «حق بازگشت» شکل گرفت و کوشید روایت بیبدیلی از همان واقعیت ارائه دهد. با این همه، در روایت استانیسلاوسکی بار دیگر صدای فلسطین کمرنگ میشود. او تحولات این دوره را عمدتاً از منظر سیاست داخلی اسرائیل و بحرانهای هویتی آن بررسی میکند، بیآنکه به پیامدهای عینی شهرکسازی و اشغال بر زندگی روزمره فلسطین توجه کافی نشان دهد. حتی در شرح چرخش به راستهای دهه هفتاد و ظهور حزب لیکود، تمرکز اصلی بر تحولات درونگفتمانی صهیونیستی است، در حالی که تاثیرات مخرب این روند بر زیست جهان فلسطینیان در حاشیه قرار گیرد.
در فصلهای پایانی، نویسنده به تحولات پس از سال ۱۹۹۵ و روند صلح میپردازد. با این حال روایت او همچنان در چارچوب گفتمان صهیونیست باقی میماند. انتفاضه و اشکال گوناگون مقاومت فلسطینی صرفاً به مثابه نشانههایی از بحران برای اسرائیل بازنمایی میشوند، نه به عنوان گفتمانی مستقل و بدیل که در برابر صهیونیسم ایستادگی کرده است. به این ترتیب، کتاب به شکلی آگاهانه یا ناخودآگاه، تداوم همان عدم توازن تاریخی را بازتولید میکند؛ اسرائیل در مرکز روایت قرار دارد و فلسطین به حاشیه رانده میشود.
برآیند مباحثه ارائهشده نشان میدهد که کتاب «صهیونیسم؛ مقدمهای بسیار کوتاه» اثری ارزشمند برای فهم تاریخ درونی صهیونیسم است، اما به عنوان تحلیلی جامع از یکی منازعات بنیادین جهان معاصر، متنی ناکافی و یکسویه است. از منظر نظریه گفتمان، استانیسلاوسکی عملاً تنها به بازنمایی گفتمان صهیونیستی پرداخته و پادگفتمان فلسطینی را حذف کرده است.
کتاب «صهیونیسم، مقدمهای بسیار کوتاه» تالیف مایکل استانیسلاوسکی با ترجمه محمدرضا غلامی شکارسرائی در ۱۵۸ صفحه به بهای ۲۲۰ هزار تومان در انتشارات شوند به چاپ رسیده است.
۲۵۹