به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، انیمیشن سینمایی «ژولیت و شاه» به کارگردانی اشکان رهگذر که برای اولین بار سال گذشته در جشنواره فیلم فجر اکران شد، در سینماهای کشور در حال اکران است.
این انیمیشن سینمایی روایتی تاریخی مربوط به دوره قاجار و ناصرالدین شاه دارد که با دستمایه قرار دادن سفر او به اروپا قصهای تاریخی را روایت میکند.
به بهانه اکران «ژولیت و شاه» با اشکان رهگذر گفتوگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید:
ایده اولیه «ژولیت و شاه» چگونه شکل گرفت؟
تاریخ همیشه در حرفه و روند کاری من نقش ویژهای داشته، وقتی کار انیمیشن را شروع کردم ایدهها و انگیزههای بسیاری مبتنی بر تاریخ داشتم، همان زمان یک انیمیشن کوتاه درباره گربه مخصوص ناصرالدین شاه به نام ببری خان ساختم که خیلی هم با استقبال روبرو شد.
همیشه دوره قاجار برای من جذاب بوده و به لحاظ زیباییشناختی و تاریخ هنر، چه به لحاظ اتفاقات تاریخی، چه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی تأثیرات بسیاری بر کشور ما داشته است. وقتی درگیر ساخت فیلم بلند انیمیشن شدم این موضوع همچنان در ذهن من بود و فکر کردم که یک سناریو مبتنی بر سفرهای ناصرالدین شاه و اتفاقاتی که در زمینه هنر و فرهنگ رخ داده، بنویسم و اثری در این حوزه بسازم.
روایت من البته به صورت کاملاً مستند نیست بلکه با استفاده از عناصر روایی که انیمیشن و سینما در اختیار ما میگذارد قصهای مربوط به آن دوران را روایت کردیم.
جدا از جزئیات قصه، در کلیات مسائلی چون ورود تئاتر مدرن به ایران را در «ژولیت و شاه» مربوط به دوره قاجار میبینیم. آیا در این کلیات روایت شما مبتنی بر واقعیت است؟
ما میدانیم که سفرهای ناصرالدین شاه به اروپا تأثیرات بسیاری بر او داشته، او وقتی به اروپا میرود با خود خیلی چیزها میآورد و فرهنگ و اتفاقات آنجا را پیگیری میکرده و از آن فرهنگ تأثیرپذیر بوده و بر اساس علایق خودش آن تأثیرات را در داخل کشور اجرایی میکرده است.
اما در جزئیات ورود تئاتر غربی به ایران به این شکل نبوده و داستان اینچنین عاشقانهای هم نداشته است. تئاتر غربی توسط امینالدوله با بازنگری نمایش «خسیس» اثر مولیر وارد ایران میشود. در آن زمان این نمایشنامه مناسب زمان و زبان آن دوران ایران آداپته میشود و روی صحنه میرود. در واقع سفر رفتن ناصرالدین شاه و تأثیر گرفتن از فرهنگ غرب واقعیتی است که در «ژولیت و شاه» میبینیم اما در جزئیات قطعاً تغییراتی وجود دارد.
در کشور ما نگرش غالب به انیمیشن اینگونه است که مخاطب اصلی این سینما کودکان هستند. به نظر شما کودکی که «ژولیت و شاه» را ببیند دچار برداشت درستی از تاریخ میشود یا خیر؟
در وهله اول باید بگویم این نگرش که در جامعه ما جا افتاده و سینمای انیمیشن را صرفاً برای کودکان میداند، اشتباه است و باید این نگاه اشتباه را اصلاح کنیم و لازم است جامعه بداند که انیمیشن مدیومی فقط برای بچهها و کوچکترها نیست بلکه در همه جای دنیا آثار بسیاری برای بزرگسالان ساخته میشود.
فیلم «ژولیت و شاه» در ابتدا با این تصویر آغاز میشود که ما در آن تأکید داریم این فیلم مبتنی بر واقعیت نیست بلکه یک شوخی با تاریخ است. بنابراین ما در همان ابتدا به مخاطبمان میگوییم که این فیلم را یک مستند واقعی نبیند.
به نظر من اگر یک اثر نمایشی بتواند برای بچهها سوال ایجاد کند و آنها را نسبت به تاریخ علاقهمند و کنجکاو کند کار خود را انجام داده و تأثیرش میتواند مفید باشد. من در پرداختن به «شاهنامه» هم در اثر قبلیام دقیقاً نعل به نعل پیش نرفتم و اتفاقاتی در شاهنامه را به صورت فیلم و انیمیشن درآوردم و در واقع آن فیلم هم برداشتی آزاد از «شاهنامه» بود؛ به این مدل پرداختها در ادبیات و سینما اصطلاحاً تاریخ آلترناتیو گفته میشود؛ یعنی شما یک گزینه جایگزین برای تاریخ ارائه میدهید.
این پرداخت قطعاً در وهله اول میتواند بچهها را با شخصیتهای تاریخی آشنا کند و ممکن است برای آشنایی بیشتر با این شخصیتها برای مطالعه ترغیب شود.
«ژولیت و شاه» به مفاهیمی مثل تقابل سنت و مدرنیته میپردازد که فهم همه آنها برای کودکان امکانپذیر نیست. مخاطب هدف این فیلم چه قشری است؟
بله ما در شعارهای تبلیغاتیمان هم «ژولیت و شاه» را اثری معرفی کردهایم که انیمیشنی است برای بزرگترها همراه با کوچکترها؛ به این معنا که «ژولیت و شاه» انیمیشنی مناسب کودکان خردسال نیست؛ شاید بچهها هم بتوانند این اثر را ببیند و با آن ارتباط برقرار کنند اما باید آن را با بزرگترها ببینند چون میتوانند از بزرگترها توضیح بگیرند و اصطلاح بینالمللیاش انیمیشنهای PG است، انیمیشنهایی که بچههای هفت یا هشت سال به بالا همراه با بزرگترها میبینند تا توضیحات تکمیلی را همراه فیلم از بزرگترها دریافت کنند. به هیچ عنوان توصیه نمیکنم که «ژولیت و شاه» میتواند برای بچهها به تنهایی جالب باشد.
پرداختن به تاریخ در یک اثر انیمیشن رویکردی نو به حساب میآید. با توجه به اینکه این مدیوم در ایران یک مدیوم نو و تازه است، به لحاظ بصری از چه مکتبی الهام گرفتید؟ و با چالش آشنایی مخاطب با ساختار بصری و روایی تازه چگونه مواجه شدید؟
ایران در انیمیشن مکتبی ندارد، به هر حال انیمیشن ایران در فرمت صنعتی خودش بسیار نوپاست و شکلگیری یک مکتب نیاز به تداوم دارد تا بتواند مولفههای خود را پیدا کند و از دل این مولفهها یک مکتب انیمیشن ایرانی بیرون بیاید. این مسیر طولانی است و امیدواریم یک روزی سینمای انیمیشن ما به یک مکتب مشخص برسد.
با توجه به این شرایط برای اینکه ما بخواهیم یک انیمیشن تولید کنیم ناخودآگاه باید به سراغ یکی از مکاتب مطرح در دنیا برویم؛ مکاتبی مثل انیمه ژاپن یا مکتب انیمیشنهای فرانسوی، بلژیکی و کشورهای شرق اروپا یا دیگر مکاتب. در وهله اول به سناریو توجه داریم، اینکه سناریو چه حال و هوایی دارد و به چه مکتبی میتواند نزدیک باشد. پس از اینکه مکتب مناسب را پیدا کردیم مولفههای ایرانی را در آن جایگذاری میکنیم.
برای انیمیشن «ژولیت و شاه» ما مکتب دیزنی را انتخاب کردیم که البته مربوط به دوران رنسانس دیزنی در دهه ۸۰-۹۰ تا ۲۰۰۰ میشود. ما در این مکتب برای طراحی و فضاسازی مولفههای ایرانی را به کار بردیم و شکل و شمایل جدیدی خلق شد که شبیه آثار دوران کلاسیک دیزنی یا پسا کلاسیک دیزنی است ولی به لحاظ تصویری ماهیت ایرانی را دارد.
انیمیشن ایران در این موضوع واقعاً در مرحله آزمون و خطاست تا بتواند مولفههای خودش را پیدا کند.
چرا مکتب دوران رنسانس دیزنی را انتخاب کردید؟
در اثر قبلیام «آخرین داستان» بیشتر به سمت انیمه رفتم و این مکتب را برای آن مناسب میدانستم. در «ژولیت و شاه» چون قرار بود اثرم یک مقدار کمیک و فانتزی باشد و شخصیتهایش خیلی خشک نبودند و کمی به فضای کمدی و رقص نزدیک میشد و در واقع جنب و جوش زیادی در اثر وجود داشت، این مکتب را انتخاب کردم چرا که در این مکتب ماهیت متحرکسازی بالایی وجود دارد.
ساخت «ژولیت و شاه» چقدر زمان برد؟
از لحظه شکلگیری ایده اولیه تا خروجی نهایی حدود ۶ سال طول کشید که البته از این مدت زمان حدود ۳ سالش مفید بود چون حدود یک تا یک سال و نیم درگیر توسعه ایده اولیهمان بودیم، سپس سناریو نوشته شده و چند بار بازنویسی انجام دادیم و حدود یک سال تا یک سال و نیم هم با سرمایهگذار اثر درگیری حقوقی داشتیم که پروژه تقریباً متوقف شد و ما بیشتر به دنبال رفع مشکلات حقوقی بودیم.
اگر مسائل حقوقی و مالی وجود نداشته باشد و از طرفی جامعه در ثبات باشد و اتفاقاتی که این سالها در کشورمان رخ داد، تکرار نشود و همه چیز فراهم باشد ساخت یک انیمیشن سینمایی حدود دو سال و نیم تا سه سال زمان میبرد.
آیا زمان ساخت یک انیمیشن در کشور ما بالاتر از استاندارد جهانی نیست؟ با سرعت پایین تولیدات به نظر شما ویژگی بهروز بودن از این سینما حذف نمیشود؟
اگر سال گذشته یا دو سال قبل درباره زمان ساخت یک انیمیشن سینمایی از من سوال میپرسیدید، به نظرم ساخت یک اثر ۴ سال زمان نیاز داشت اما امروز با توجه به پیشرفتهایی که در حوزه تکنولوژی به وجود آمده و تجربههای بیشتری ما کسب کردهایم دو سال تا دو سال و نیم یا حتی سه سال زمان روندی منطقی و منطبق با استاندارد جهانی است.
در کشوری چون آمریکا و کمپانیهای بزرگی مثل پیکسار هم زمان ساخت یک انیمیشن سینمایی کمتر از دو تا سه سال نیست. ماهیت انیمیشن سینمایی همینطور است که هیچوقت نمیتواند نسبت به اتفاقات جامعه بهروز باشد. اگر در جامعه اتفاقی رخ دهد میتوان طی دو تا شش ماه یک فیلم زنده سینمایی ساخت اما انیمیشن اینگونه نیست و ساختش چند سال زمان میبرد.
اگر سرعت ساخت انیمیشن سینمایی در ایران به استانداردهای جهانی نزدیک است. چرا تا امروز صاحب مکتب انیمیشن نشدیم و چطور میتوانیم چنین مکتبی داشته باشیم؟
پتانسیلهای خیلی زیادی در داخل کشور داریم، استودیوهای زیادی هستند که انیمیشن سینمایی تولید میکنند و تجربیات خوبی هم در این سالها کسب کردهاند.
اگر ما تعداد بالایی مثل ۱۰ استودیو داشته باشیم و افراد بیشتری در این استودیوها کار کنند و ما هر سال ۱۰ تا ۱۵ پروژه داشته باشیم که هر سال ۵ یا ۶ انیمیشن سینمایی اکران شود میتوانیم به شکلگیری مکتب امیدوارتر باشیم. شاید امروز هم چنین شرایطی وجود داشته باشد و سالانه همین تعداد انیمیشن سینمایی اکران کنیم اما وضعیت ناپایداری داریم، بعضی از استودیوها از منابع دولتی استفاده میکنند که تعدادشان خیلی محدود است اما اکثر فعالان این حوزه امروز به مهاجرت فکر میکنند یا در پی فراهم کردن شرایط لازم برای مهاجرت هستند، بنابراین ما در حال از دست دادن منابع انسانیمان هستیم و با این وضعیت نمیتوانم به آینده انیمیشن کشورمان امیدوار باشم. کاش شرایط بهتر شود و فعالان این حوزه در کشور بمانند، در این کشور کار کنند و هر سال شاهد تولیدات بیشتری باشیم.
در اثر قبلیتان برای صداپیشهها از بازیگران مطرحی استفاده کردید که میتوان «آخرین داستان» را یک انیمیشن سینمایی پربازیگر دانست اما در «ژولیت و شاه» فقط از یک بازیگر مطرح و برای دیگر بازیگران از صداپیشهها استفاده کردید. دلیل این تغییر رویکرد چیست؟
بله در «آخرین داستان» صداپیشههای ما بازیگران مطرحی هستند اما در «ژولیت و شاه» فقط از حامد بهداد به عنوان بازیگر استفاده کردیم و دیگر افراد فعالان حوزه دوبله هستند که شاید شاخصترین چهره ما آقای نصرالله مدقالچی است.
دلیل همکاری با صداپیشهها در دوبله «ژولیت و شاه» این بود که میخواستم صدا را در مرحله پیشتولید با استوری برد ضبط کنم و زمانی که هنوز تصاویر برایمان شکل نگرفته بود برایم راحتتر بود که با فعالان حوزه دوبله کار کنم، چون برای نقشسازی صداسازی میتواند اهمیت بالایی داشته باشد و فعالان حرفهای دوبله تجربه بیشتری در این حوزه دارند و سرعت کار با فعالان دوبله هم بسیار بیشتر است.
حامد بهداد هم تجربه خیلی خوبی در حوزه دوبله دارد و حضورش در این اثر خیلی اتفاقی بود، یک بار در اکرانهای مردمی «آخرین داستان» با هم صحبت میکردیم، او صدایی در ذهنش داشت که صدای یک پیرزن بود و چند دیالوگ با آن صدا بیان کرد که من همانجا صدای حامد بهداد را برای نقش مهد علیا بسیار مناسب دیدم. از طرفی برای ما مهم بود صداپیشهای این نقش را اجرا کند که توانایی خوانندگی هم داشته باشد و حامد بهداد این توانایی را داشت.
آیا از شرایط اکران رضایت دارد؟
شرایط اصلاً مساعد نیست و این وضعیت به سینما مربوط نمیشود بلکه امروز هیچکس سینما نمیرود. سینما رفتن در شرایط حاضر آخرین چیزی است که به ذهن مردم میآید. این اتفاق در شرایطی رخ داده که بر خلاف «آخرین داستان» که ۲۰ تا ۳۰ سالن تک سانس بیشتر نداشت با تلاش تیم فیلمیران که پخش «ژولیت و شاه» را برعهده دارد خوشبختانه تعداد سالنها بسیار افزایش داشته اما شرایط جامعه به شکلی نیست که کسی بتواند به سینما برود.