جلایی پور گفت: خط آشوب صرفا خط مخالفت با جمهوری اسلامی نیست بلکه به معنای تکه تکه شدن کشور است. من همواره تاکید کرده‌ام که اگر نخبگان به جمهوری اسلامی منتقد هستند باید انتقادات خود را مطرح کنند و بهترین اقدام در این زمینه، روش اصلاحی است حتی اگر حکومت به شیوه‌های اصلاحی پاسخ مناسبی ندهد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، حمیدرضا جلائی‌پور فعال سیاسی اصلاح طلب با تاکید براین که کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی تنها راه ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی را برپایی «آشوب سراسری» در ایران می‌بینند، گفت: این موضوع به‌خصوص مورد علاقه نیروهای اسرائیلی - ترامپیستی یا «ترامپیاهو» است و به همین دلیل در موج سوم اعتراضات نیروهای آشوبگر آنها فعال شدند.

به روایت ایرنا، مشروح گفت‌وگوی وی به شرح زیر است:

 ارزیابی شما از شکل‌گیری اعتراضات روزهای اخیر چیست و این اعتراضات به چه دلیلی به‌وجود آمد.

جلایی‌پور: اگر اجازه بدهید قبل از اینکه به دلایل شکل‌گیری اعتراضات بپردازیم خوب است اتفاقات اخیر را مرور کنیم. البته نظرسنجی‌ها هم از قبل نارضایتی مردم را نشان می‌داد اما از هفتم و هشتم دی‌ماه شاهد اعتراض کسبه در تهران و نقاط دیگر کشور بودیم. اعتراضات از خیابان شوش در جنوب شهر تهران آغاز شد. معترضین حرف معقولی داشتند و می‌گفتند؛ نه می‌توانیم جنسی بخریم و نه می‌توانیم جنسی بفروشیم، چگونه از پس پول اجاره مغازه، بیمه و مالیات برآییم. واقعا مردم به دلیل رشد آسانسوری قیمت ارز مستأصل شده بودند.

خوشبختانه اتفاق بسیار مهمی در آن مقطع افتاد؛ دولت و نیروی انتظامی ۱۲ روز همراه معترضین بودند یعنی آنها را درک کرده بودند. دولت همدلی بسیار خوبی با معترضان داشت، نیروی انتظامی هم کنار کسبه مغازه‌بسته قرار گرفت. از آنجایی که گرایش من در جامعه‌شناسی تا اندازه‌ای مشاهده رفتارهای جمعی از نزدیک است لذا رفتم و از نزدیک اتفاقات اخیر را رصد کردم.

به خیابان شوش رفتم و مغازه‌های بسته را از نزدیک دیدم، در خیابان طالقانی هم تاسیساتی‌هایی که مغازه‌های خود را بسته بودند را دیدم، همچنین مغازه‌های بسته لاستیک‌فروش‌های خیابان ناصرخسرو را هم از نزدیک مشاهده کردم. دولت با معترضین همراهی خوبی کرد، نیروی انتظامی هم در مقابل کسبه معترض قرار نگرفت بلکه در کنارشان بود. این یک فراز از اعتراض ها بود که مربوط به کسبه شهری بود و حتی اعتراض بازاریان هم نبود.

فراز دوم، مربوط به نقاط محروم و شهرهای کوچک مانند ملکشاهی، آبدانان در ایلام و مرودشت بود. اگر وضعیت این شهرها را مورد مطالعه قرار دهید، می‌بینید که میزان بیکاری در آنها بسیار گسترده است و حتی گفته می‌شود حدود ۴۰ درصد جمعیت این شهرها را جوانان بیکار تشکیل می‌دهند. ما در این نقاط هم اعتراضاتی را داشتیم که البته کمی با اعتراض کسبه در تهران متفاوت بود، بخشی از اعتراضات در این شهرها قدری جنبه خشونت‌آمیز پیدا کرد به طوری که پایگاه نیروی انتظامی و سپاه توسط بخشی از این جمعیت جوانان بیکار و البته نه همه آنها محاصره شد.

فراز سوم این اعتراضات به اعتقاد من از شب‌های پنجشنبه و جمعه آغاز شد که بسیار شدت گرفت و به اوج خود رسید. این اعتراض شهری مبتنی بر خشونت طراحی‌شده، بسیار موضوع عجیبی بود. اگر توجه کرده باشید ما در گذشته هم در کشور اعتراضاتی را شاهد بودیم که ممکن بود به شکسته شدن شیشه برخی اماکن هم منجر شود و مردم در شعارهای مطرح شده از الفاظ تندی استفاده کنند اما در ۲۵ سال گذشته هیچگاه شاهد چنین صحنه‌هایی نبودیم که به مراکز پارکینگ اتوبوس‌های شرکت واحد تعرض شود و ۷۰ اتوبوس آسیب ببینند، از چرخه خدمت‌رسانی خارج یا به آتش کشیده شوند.

در جریان تجمعات اعتراضی اخیر در شهر رشت یک درمانگاه تخصصی در آتش سوخت، بازار قدیمی این شهر به آتش کشیده شد و ۶۰ مغازه دچار حریق شد و در آتش سوخت و اداره مالیات خیابان نظام‌آباد نیز تخریب شد، ما تاکنون هرگز شاهد چنین صحنه‌هایی نبودیم. آیا این رفتارها کار معترضان است؟ چنین اقداماتی حتی کار اغتشاشگران هم نیست و به اعتقاد من مختص کسی است که ماموریت دارد چنین مکان‌هایی را که در شرایط جنگی جزو مراکز دولتی و درآمدی کشور محسوب می‌شوند، تخریب کند.

در فراز سوم، در شب‌های پنجشنبه و جمعه بیشتر شاهد چنین بحران‌هایی بودیم. ما شاهد حضور معترضانی بودیم که برخی از آنها رفتارهای خشونت‌آمیزی داشتند ولی در آن دو شب‌ شاهد نیروی عامل جنگ شهری بودیم که به دنبال ایجاد و گسترش جنگ شهری بودند و بسیار نگران‌کننده بود. به نظر می‌رسید گویا کسانی تمایل دارند شهرهای بزرگ ایران را به صحنه جنگ و آشوب بکشانند.

براساس رصد رسانه‌های خارجی در طول ۱۰ سال گذشته؛ به این نتیجه رسیده‌ام که عصاره اظهارات این رسانه‌ها به‌ویژه رسانه‌های صهیونیستی عبارت از این است که کسی حریف جمهوری اسلامی نمی‌شود و کشورهای غربی هم جان سربازان خود را برای جنگیدن با جمهوری اسلامی به خطر نمی‌اندازند چرا که پیشتر این کار را تجربه کرده‌اند و با ۴۰۰ هزار نیروی نظامی در افغانستان و عراق کاری را انجام دادند و موفق نشدند و آمریکا ناچار شد افغانستان را ترک کند.

اسرائیلی‌ها راه ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی را «آشوب سراسری» می‌دانند

بنابراین کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی تنها راه پیش روی خود برای ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی را در برپایی «آشوب سراسری» در ایران می‌بینند که این موضوع به‌خصوص مورد علاقه نیروهای اسرائیلی - ترامپیستی یا «ترامپیاهو» است، به همین دلیل به نظر می‌رسد در موج سوم اعتراضات یعنی در شب‌های پنجشنبه و جمعه، نیروهای آشوبگر آنها فعال شدند.

اتفاق دیگری که رخ داد و به اعتقاد بسیاری، اتفاق مهمی است، حمایت مردمی بود که از روز شنبه هفته گذشته آغاز شد، یکشنبه بیشتر شد و در روز دوشنبه به اوج خود رسید و این چیزی است که دشمنان ایران آن را نمی‌فهمند، نمی‌بینند یا می‌توان گفت نمی‌خواهند ببینند. ما شاهد بودیم که برای تشییع پیکر نیروهای مردمی و انتظامی، سربازان و درجه‌دارانی که در جریان این آشوب‌ها جان خود را از دست دادند، هزاران و ده‌ها هزار نفر شرکت کردند و روز دوشنبه نیز ما شاهد اجتماع جمعیت‌های میلیونی در سراسر ایران بودیم.

از این‌رو موج چهارم این واقعه {اعتراضات} شکل‌گیری یک «جنبش مردمی حفاظت از ایران» است و در این مسیر مردم خودشان به صورت خودجوش حرکت کردند و به صحنه آمدند.

در شرایط فعلی کشور، دولت و مجموعه حاکمیت چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند تا مشکلات انبوه مردم حل شود

جلایی‌پور: اولین نکته این است که در نهایت تاسف باید گفت در ۲۵ سال گذشته هر تعداد اعتراضات جمعی که صورت گرفته، همه اهالی علوم اجتماعی از قبل نسبت به آن هشدار داده بودند. هیچ‌کدام از این اعتراضات غیرمنتظره نبود فقط کسی نمی‌توانست دقیقا پیش‌بینی کند که این خیزش اعتراضی چه ساعت و زمانی اتفاق خواهد افتاد اما متاسفانه توجهی نسبت به این هشدارها صورت نگرفت.

اگر توجه کنید آخرین آن همین جنگ ۱۲ روزه بود که مردم در آن شرایط حرکت جمعی «دفاع از ایران» به راه انداختند و البته آن هم در نوع خود یک جنبش خودجوش و مردمی بود ولی اگر دقت کرده باشید بعد از جنگ ۱۲ روزه مجموعه مدیریت کشور تقریبا یک مقدار به سمت تنظیمات کارخانه بازگشت. البته دولت هم قصد داشت طرح‌هایی را اجرا کند که در برنامه‌های اقتصادی این حرکت را نشان داده و به نظر من تصمیم خوبی است اما اولین نکته این است که باید به «روندهای نارضایتی‌زا» توجه داشت و آن را درمان کرد.

ما در دو دهه گذشته به‌طور مرتب اعتراضات جمعی داشته‌ایم اما نکته‌ای که در حال حاضر می‌توان به آن پرداخت و قدری رو به آینده صحبت کرد این است که به اعتقاد من، مردم ایران و جنبش مردمی حفاظت از این کشور یک مقدار خطر جنگ شهری و آشوب را از بالای سر ایران کاهش داده است و تا حدودی در شرایط عادی بسر می‌بریم اما برای عبور از این وضعیت دو اقدام باید انجام داد.

اولین اقدام باید در بازه «کوتاه مدت» شکل گیرد تا بتوانیم از پیچ نیروهای مدافع آشوب در ایران که ماهواره و امکانات بین‌المللی در اختیار دارند و می‌توانند از زبان رئیس جمهور آمریکا، ایران را تهدید و دل مردم ما را خالی کنند، عبور کنیم. دیدید که رئیس جمهور نامتعادل آمریکا در جنگ ۱۲ روزه به مردم گفت که تهران را خالی کنند، این تهدید یعنی ممکن است جان ۱۰ میلیون انسان به خطر بیفتد.

اتحاد حاکمیت، دولت و نیروهای جامعه مدنی حفظ شود تا از این پیچ مهم عبور کنیم

رئیس جمهور آمریکا در اعتراضات اخیر هم گفت ما ضامن اسلحه‌هایمان را کشیده‌ایم و آماده هستیم و این به معنای تهدید یک ملت است. 

نکته دوم این است که در کوتاه مدت باید از نیروهای انتظامی که از امنیت کشور دفاع می‌کنند، حفاظت شود. شما نگاه کنید در جنگ ۱۲ روزه زمانی که ایران را موشک باران کردند و فرماندهان را به شهادت رساندند، کدام نیرو با دشمن مقابله کرد؟ البته که نیروی موشکی ما بود که این کار را انجام داد و اگر این نیرو نبود ایران را نیز مانند سوریه می‌کردند.

اما اگر بخواهیم به اصل مطلب بپردازیم باید دید که در میان‌مدت چه اقداماتی نیاز است تا انجام دهیم؟ ما در میان مدت باید دو اقدام انجام دهیم که به اعتقاد من یکی از آنها، اقدامی {طرح اصلاح نظام یارانه‌ای} است که دولت آقای دکتر پزشکیان به آن نزدیک شده و ما امیدوارم در راه دستیابی به آن موفق شود زیرا اگر این موفقیت برای دولت حاصل شود، کاری که در طول ۱۰ تا ۱۵ سال گذشته انجام نشده بود، محقق خواهد شد.

اکنون به نظر می‌رسد دولت در حال ایجاد انسجام میان بانک مرکزی با وزارتخانه‌های اقتصاد و دارایی، جهاد کشاورزی، صنعت، معدن و تجارت و سازمان برنامه و بودجه است تا بتوانند به مردم گزارش بدهند که چگونه می‌خواهند مشکلات اقتصادی را سر و سامان بدهند و این اقدامی بود که در ۱۶ ماه گذشته شکل نگرفته بود. لذا نخستین اقدامی که باید انجام شود این است که تیم اقتصادی بتواند مشکل معیشتی مردم را سر و سامان بخشد و یا حداقل از تشدید آن جلوگیری کند.

اقدام دوم همین اقدامی است که در واقع آغاز شده و نیازی به تاکید آن نیست. زمانی که آمریکا و اسراییل به ایران حمله کردند، دیگر بحث توطئه در میان نبود، بلکه حمله به کشور صورت گرفته بود لذا همه نیروهای امنیتی، نظامی و اطلاعاتی ایران در برابر حمله دشمن باید همواره دستشان روی ماشه باشد از این‌رو من روی این موضوع تکیه نمی‌کنم زیرا یک امر بسیار راهبردی است.

عامل دیگری که می‌خواهم روی آن تاکید کنم این است که به اعتقاد من همانگونه که ما به تیم اقتصادی منسجم و کارآمد نیاز داریم در عین حال به یک تیم دیپلماتیک خلاق و فعال هم نیازمندیم. تیم دیپلماسی کشور باید تقویت شود زیرا نخستین هدف این است که تیم دیپلماسی باید کار خودش را انجام دهد. دیپلمات‌های ما باید روی دیپلماسی کار کنند و هدف هم باید این باشد که خطر جنگ از بالای سر ایران کوتاه شود.

به اعتقاد من هدف بعدی نیز باید خروج کشور از تحریم‌ها باشد زیرا تحریم‌ها ایران را تضعیف می‌کند، معیشت مردم را بر هم می‌زند، مردم هم مرتب از چنین وضعیتی ناراضی هستند و در نتیجه جامعه را به مخاطره می‌اندازد از این رو باید به یک «دیپلماسی فعال» برگردیم. حال این پرسش برای برخی بوجود می‌آید که چه باید کرد؟ اتفاقا این «دیپلماسی خلاق» است که به ما می‌گوید چه کاری باید انجام داد. دیپلماسی را باید ساخت و اینگونه نیست که از ابتدا بگوییم نقشه‌ دیپلماسی اینگونه است و همه چیز تمام شود بلکه ما باید خودمان دیپلماسی را بسازیم.

من معتقدم باید نخست از مرحله فعلی یعنی خطی که می‌خواست ایران را به آشوب بکشانند، عبور کنیم و در گام بعدی از شرایط جنگی عبور کنیم، به این معنا که در بازارهای کشور نوعی ثبات احساس شود و نرخ ارز با این سرعت، بالا و پایین نشود اگر چنین اتفاقی در کشور بیفتد بخش‌های اصلی جامعه احساس امنیت خواهند کرد.

دیپلماسی باید ایران را از شرایط بقا به سمت «توسعه درون‌زا» ببرد

لذا دیپلماسی باید کشور را از شرایط فعلی خارج کند. آن زمان حدس من این است که ایران آماده می‌شود از این شرایط «بقا و ناامنی» به سمت یک «توسعه درون‌زا» برود نه توسعه قطری.

قطر، طی ده‌ها سال تجهیزات و ادوات نظامی به این کشور وارد کرده است ولی زمانی که رژیم صهیونیستی حمله کرد، نتوانستند از کشورشان دفاع کنند و در جریان آن حمله، بهترین افسر امنیتی - اطلاعاتی این کشور را کشتند اما ایران کشوری است که می‌تواند در این جهان ناامن، امنیت را برای خود ایجاد کند، از این‌رو به نظر می‌رسد ما می‌توانیم کشور را به طرف ریل توسعه سوق دهیم.

 شما در صحبت‌هایتان اشاره کردید که در فراز دوم شاهد خشونتی بودیم که از سوی نیروهای بیگانه شکل گرفت. ما سال‌هاست که در کشور منتظر تصویب قانونی هستیم که مردم بتوانند در مکان‌های مشخص و بر اساس اصول خاص تجمع برگزار کنند تا هم این تجمع قابل کنترل باشد و هم دشمن نتواند بر آن موج سواری کند. به نظر جنابعالی چرا چنین امکانی در کشور ایجاد نمی‌شود و درصورت تصویب قانون لازم آیا دوباره شاهد تکرار فاز دوم و سوم این اعتراضات خواهیم بود؟

جلایی‌پور: این موضوع برمی‌گردد به اینکه ما موضوع اعتراضات را جدی بگیریم به این معنا که حکمرانی کشور زمینه‌های اعتراضی را قبل از بروز اعتراض باید درمان کند و یکی از راه‌ها همین موضوعی است که به آن اشاره کردید. یک عده از مردم از وضعیت موجود ناراحتند و اعتراض دارند لذا باید محل‌ها، ضوابط و قوانینی برای این منظور و بیان اعتراض مردم ایجاد شود.

اتفاقا معتقد نیستم که مثلا منطقه ای مانند کویر در نظر گرفته شود تا معترضان در آنجا تجمع کرده و نظراتشان را مطرح کنند بلکه باید مکان معقولی در نظر گرفته شود که معترضان سخنان خود را بیان کنند. درست مانند موج نخست اعتراضات که حکومت متوجه نارضایتی کسبه شد و با آنها همدردی کرد.

چه اشکالی وجود دارد که دیگر بخش‌ها و گروه‌های جامعه که نارضایتی‌هایی دارند و معترض هستند در مکان‌ و زمان و با حساب و کتاب مشخص بتوانند تجمعاتی برگزار کنند؛ اینکه یک عده نیمه شب قصد تخریب و ویرانی شهرهای کشور را داشته باشند و تا جایی هم که در توان داشتند این کار را انجام دادند پذیرفتنی نیست. شما ببینید به ۳۵ ایستگاه مرکزی اتوبوس آسیب جدی وارد کردند این دقیقا خط تخریب یک کشور است از این‌رو انجام چنین اقداماتی ضروری است و ضمن اینکه اقدامات دیگری هم باید صورت بگیرد.

من واقعا خجالت می‌کشم؛ یک آدمی مانند پسر شاه، که ۶۰ میلیون دلار از این کشور خارج کرده، ۵۰ سال هم است که خارج از کشور خوشگذرانی می‌کند و گزارشی هم به کسی نداده که با این ۶۰ میلیون دلار چه کاری انجام داده و حتی خانواده خود را هم اداره نکرده است. یعنی وقتی در جریان جنگ ۱۲ روزه به ایران حمله شد، همانطور که همه دوستان شاهد هستند و فیلم‌های آن هم موجود است؛ خانواده ایشان استوری می‌کردند که «اسراییل بزن»! این شخص یک موجود ضد ایرانی است.

شما نگاه کنید در جنبش مهسا یا همان خیزش اعتراضی سال ۱۴۰۱ این فرد در همان زمان دو سفر به اسرائیل انجام داد. واقعا انسان خجالت می‌کشد که چرا در ایران نام چنین موجودی به زبان آورده شود. به اعتقاد من آنها نام ایران را مصادره می‌کنند البته تعداد کسانی هم که نام او را به زبان جاری کردند اندک بود اما همان تعداد اندک هم زیاد است. این موضوع برمی‌گردد به اینکه جریان‌های مختلف سیاسی در صدا و سیما حضور داشته باشند، سخن بگویند زیرا صدا و سیما باید نماینده ۹۰ میلیون جمعیت باشد.

صدا و سیما نباید فقط برای ۱۵ درصد مردم باشد/ تئوری ۱۵ درصد شکست خورد

درسی که از این اعتراضات می‌توان گرفت این است که تئوری «۱۵ درصد» شکست خورده است، اینکه ما ۱۵ درصد مردم را داریم و به آنها توجه می‌کنیم، صدا و سیمای ما به همین ۱۵ درصد اختصاص دارد و هیچ چیز هم از جای خود تکان نخواهد خورد! این سخن اشتباهی است.

اتفاقی که در فاز اول، دوم و سوم در همین ۱۵ الی ۱۶ روز افتاد این بود که ناراضی‌های آن طرف به صحنه آمدند و خارج از کشور نیز بلندگوی آنها شدند در صورتی که صدا و سیما نباید چنین کاری انجام می‌داد. صدا و سیما حتی‌الامکان باید به ۹۰ یا حداقل ۷۰ میلیون ایرانی و نه فقط به آن ۱۵ درصد آنها اختصاص پیدا کند.

در پاسخ به این پرسش که چه کاری باید انجام داد، باید گفت که نهادها باید فراگیر شوند. علاوه بر این بسیار مهم است که انتخابات‌ فراگیر باشد، بسیار حائز اهمیت است که رسانه‌های عمومی فراگیر عمل کرده و فقط برای ۱۵ درصد عمل نکنند. بسیار ضروری است که استخدام‌ها برای همه افراد شایسته و هر کسی که معیارهای لازم را دارند صورت بگیرد. لذا ما باید به این سمت حرکت کنیم و در فرصتی که کشور در وضعیت آرامش قرار دارد اینگونه اقدامات را انجام دهیم

در غیر اینصورت کارها بر زمین می‌ماند و با بحران‌ مواجه خواهیم شد و مردم کشور به زحمت خواهند افتاد؛ چه جوان مردم کشته شود، چه سرباز جوانی که در نیروی انتظامی خدمت می‌کند و چه جوان بسیجی کشته شود، فرقی نمی‌کند زیرا همه این جوانان ایرانی هستند، همه اینها فرزندان و سرمایه‌های این کشور هستند، لذا ما باید به سمتی حرکت کنیم که به اینجا نرسیم.

البته من قبول دارم که بحث دخالت خارجی، موضوع کمی نیست، تردیدی وجود ندارد که زمانی که اسراییل در جنگ ۱۲ روزه شکست خورده موضوع را رها نمی‌کند. دفعه قبل با جنگنده‌های اف-۳۵ و هِرمِس از آسمان آمد و به کشورمان ضربه وارد کرد و این بار از زمین آمده است تا با طریق دیگری مثل سر بریدن، به آتش کشیدن اتوبوس و اموال عمومی و بهداری، درمانگاه به کشور و شهرهای ایران آسیب برساند.

لذا ما باید از کشور و مهین‌مان محافظت کنیم و این اقدام زمانی باید صورت گیرد که شرایط کشور در حالت عادی قرار گرفته است اما متاسفانه زمانی که شرایط در کشور به حالت آرامش می‌رسد، مسئولان و مدیریت کشور ما نیز به تنظیمات کارخانه بازمی‌گردند! و این موضوع بسیار نگران‌کننده است.

جنابعالی پاره‌ای شرایط را برای زمانی که کشور در شرایط حالت عادی قرار دارد برای حاکمیت احصاء کردید، نخبگان و بخش‌های روشنفکر جامعه چه وظیفه‌ای برای حفظ این انسجام اجتماعی بر عهده دارند؟

جلایی‌پور: به اعتقاد من این افراد وظیفه سنگینی بر عهده دارند؛ ایران در خطر است. یکی از اقدامات مهمی که نخبگان و روشنفکران جامعه باید انجام دهند و از این نظر انتقادهایی نیز به آنها دارم، این است که آنها تصور می‌کنند جمهوری اسلامی در خطر است در حالی که ایران در معرض خطر قرار دارد.

خط آشوب صرفا خط مخالفت با جمهوری اسلامی نیست بلکه به معنای تکه تکه شدن کشور است. من همواره تاکید کرده‌ام که اگر نخبگان به جمهوری اسلامی منتقد هستند باید انتقادات خود را مطرح کنند و بهترین اقدام در این زمینه، روش اصلاحی است حتی اگر حکومت به شیوه‌های اصلاحی پاسخ مناسبی ندهد.

ما در عین حال باید بدانیم دشمن به‌دنبال چه چیزی است. به اعتقاد من خط آشوب این است که می‌خواهند کشور را بهم بریزند. چه خوشایند ما باشد چه نباشد، بازی بزرگی در دنیا آغاز شده است. در این بازی بزرگ، آمریکا تلاش دارد به نحوی با کشور چین مقابله کند و نمی‌خواهد خود را در خاورمیانه درگیر سازد و این کار را با تکنولوژی آمریکایی به دست اسرائیل سپرده است.

راهبرد اسرائیل برتری در منطقه است و یک ایران قوی را دوست ندارد و البته علاقه‌ای هم به ترکیه قوی ندارد حتی عربستان قوی را هم نمی‌خواهد. ما باید در این میان توجه داشته باشیم که در آن بازی بزرگ قرار است چه بلایی بر سر ایران بیاورند و بیش از گذشته از کشورمان محافظت کنیم. دلخوری از شرایط کشور نباید در دفاع ما از ایران اثر بگذارد.

این نکته را یادآور شوم که به عقیده من می‌توان از آقای دکتر عبدالکریم سروش به عنوان یک الگو در میان نخبگان یاد کرد زیرا با وجود اینکه در ۳۰ سال گذشته نسبت به ایشان بسیار سخت‌گیری شد، کلاس‌هایش به هم خورد، از این کشور رفت و خانواده‌ وی رنج فراوانی کشیدند اما ایشان دو حرکت انجام داد. اولین کاری که انجام داد این بود روز اول جنگ ۱۲ روزه، رژیم صهیونیستی را محکوم کرد و صبر نکرد که ببیند این جنگ به کدام سو ختم خواهد شد، این طرف پیروز خواهد شد یا آنطرف، بلکه جنگ علیه ایران را محکوم کرد زیرا در مرحله نخست ما باید از کشورمان محافظت کنیم.

عبدالکریم سروش الگوی نیروهای مدنی نخبه است

نکته دوم، زمانی که نتانیاهو یا ترامپ ایران را تهدید کردند و رئیس‌جمهور آمریکا گفت گلنگدن را کشیده همه چیز آماده است، ایشان در سن ۸۰ سالگی با انتشار ویدئویی این اقدام را محکوم کرد آنها را محکوم کرد. به اعتقاد من این شخص الگوی نیروهای مدنی نخبه است تا ما از این وضعیت خطیر خارج شویم. وضعیتی که می‌تواند به سرنوشت میلیون‌ها ایرانی آسیب برساند و ما این را به چشم دیده‌ایم.

اکنون در شرایطی زندگی می‌کنیم که تلویزیون‌های ماهواره‌ای مثل اینترنشنال که یک رسانه اسراییلی و به اعتقاد من بخشی از ارتش اسراییل است، یا بی‌بی‌سی که ادعای حرفه‌ای بودن می‌کند، به قول خودشان چهار کارشناس را آورده و همه حرف‌ آنها این است که چرا دخالت بشردوستانه صورت نمی‌گیرد! یعنی چرا ترامپ به ایران حمله نمی‌کند؟!

ما با چنین موجوداتی طرف هستیم که ذیل یک رسانه، تمامیت ایران را تهدید و دعوت به جنگ علیه ایران می‌کنند. در یک چنین شرایطی به اعتقاد من نیروهای مدنی نخبه وظیفه دارند، حتی اگر حکومت هم توجهی به اینها نکند. شخصا با وجود اینکه به نیمی از کتاب‌های من مجوز ندادند و تا الان چهار بار به منزل ما آمدند و همه جا را تفتیش کردند و خودم را هم زندانی کردند، ۲۴ سال ممنوع‌الخروج بودم، پسرم نیز در وضعیت بلاتکلیفی بسر می‌برد و پنج بار او را به زندان انفرادی انداختند؛ اما با وجود همه اینها معتقدم که باید از این کشور دفاع کنیم و نباید فرصت‌طلبی کرد.

انسان منقلب می‌شود وقتی می‌بیند همان ساعتی که ترامپ ایران را تهدید کرد و گفت گلنگدن را کشیده‌ایم و آماده هستیم در حالی که آقای دکتر سروش آن اقدام درخشان را انجام داد اما یک عده‌ای حدود ساعت ۱:۳۰ نیمه شب آن نامه را امضا کردند که باید از این حکومت جدا شویم. این حرکات خطرناک است، و مدنی نیست.

شما گفتید مساله دشمن جمهوی اسلامی نیست بلکه ایران و تمامیت ایران است. افرادی مانند دکتر سروش ممکن است به تجربیات چند دهه گذشته‌شان مراجعه و چنین نتیجه‌گیری انجام دهند اما به نظر شما نسل Z هم می‌تواند به چنین نتیجه‌گیری برسد؟

جلایی‌پور: نکته‌ای که مطرح کردید بسیار حائز اهمیت است و به اعتقاد من در زمان بروز بحران نمی‌توان به درمان آن پرداخت و علاج واقعه پیش از حادثه باید صورت بگیرد. متاسفانه در دو دهه گذشته، تئوری مبنی بر اینکه ما ۱۵ درصد مردم را داریم و نگران ۸۵ درصد بقیه نیستیم و همچنین با وجود امکاناتی که صدا و سیما در اختیار دارد، در برقراری ارتباط با جوانان موفقیتی حاصل نشد.

جوانانی که من امروز در کشور مشاهده می‌کنم در فضا و حال و هوای دیگری به سر می‌برند و شخصیت مرجعی ندارند و در شرایط بسیار سختی قرار گرفته‌اند. لذا نکته‌ای که شما مطرح کردید به این موضوع برمی‌گردد به اینکه زمانی که ما از پیچ‌های بحرانی عبور می‌کنیم توجه لازم را داشته باشیم.

چه اشکالی دارد که نمایندگان واقعی و نه نمایندگان باسمه‌ای (غیرواقعی) دهه هشتادی‌ها در صدا و سیما حضور پیدا کنند و نظراتشان را مطرح و برنامه‌های خودشان را ارائه دهند.

نکته دیگری که هیچ‌گاه به آن توجه نکردیم و کسی هم مسئولیت آن را نمی‌پذیرد این است که روشن شود چرا سند توسعه چشم‌انداز ۲۰ ساله به اهداف مورد نظر خود نرسید و اینکه امروز در کشور بیکاری وجود دارد و جوانان سر کار نیستند. ما ۲.۵ میلیون جوان در کشور داریم که درس نمی‌خوانند، از شغل و مهارتی هم برخوردار نیستند و در کف خیابان قرار دارند. وجود این تعداد جوان بیکار در کشور بسیار نگران‌کننده است.

از این‌رو باید به جد بررسی شود که چرا سند چشم‌انداز ۲۰ ساله اجرا نشده و به چه دلیل حرکت‌های ضدتوسعه‌ای در ایران شکل گرفت. به نظر می‌رسد آن زمان مقامات کشور به این موضوع واقف نبودند و تصور نمی‌کردند که یک روزی کشور به جایی خواهد رسید که خاموشی داشته باشیم. از این‌رو اقدامی که ما در حال حاضر باید انجام دهیم این است که کشور هرچه سریع‌تر در مدار توسعه قرار بگیرد.

به اعتقاد من توسعه به معنای ایجاد توانایی است. اگر نتوانیم برای یک جوان بیکار کاری انجام دهیم و برای او اشتغال ایجاد کنیم چه توقعی از او داریم، طبیعی است چنین اعتراضاتی توسط جوانان شکل بگیرد اگر این جوان اعتراض نکند چه کاری انجام دهد. اتفاقا رفتار معترضین از این جهت تا حدودی معقول به نظر می‌رسد.

ما در این کشور مردمان بسیار خوبی داریم و باید قدردان آنها باشیم، باید از فرصت استفاده کنیم و هر چه در توان داریم برای مردم این مرز و بوم به‌کار گیریم. شما نگاه کنید اکثریت جمعیت کشورمان ایران، در شب‌های پنجشنبه و جمعه به جمع معترضین نپیوستند، و جمع کثیری از این جمعیت روز دوشنبه (۲۲ دی‌ماه) در یک اجتماع میلیونی در کشور حضور پیدا کردند. حاکمیت و دولت باید قدر این ملت را بدانند و من امیدوارم بعد از موجی که از سر کشور گذشت مجددا به تنظیمات کارخانه برنگردیم.

ارزیابی‌تان از آینده مواجهه نسل Z با این تجاوزات چیست؟ اگر به عنوان مثال ۱۰ سال بعد چنین حمله‌ای یا چنین دخالت‌هایی از سوی کشورهای خارجی صورت بگیرد، نسل Z چگونه برخورد خواهد کرد؟

جلایی‌پور: این موضوع به رفتاری برمی‌گردد که حاکمیت با افکار عمومی انجام خواهد داد. مشکلی که اکنون در کشور با آن مواجه هستیم انحصار رسانه‌ای است که باید در راستای حل آن تلاش کنیم. جوانان ما باید بتوانند همه تجربیات را آنهم با یک کار اقناعی و نه با کار تبلیغی با هم مقایسه کنند.

مشکلی که در حال حاضر در صدا و سیمای ما وجود دارد این است که هر بار بحرانی در کشور اتفاق می‌افتد اعلام می‌کند «ما در جنگ روایت‌ها شکست خوردیم» و به معنای آن است که دوباره باید تبلیغات کنیم تا در جنگ بعدی پیروزی شویم. در حالی که چنین تصوری اشتباه است از این‌رو باید کار ترویجی و اقناعی صورت گیرد آن هم برای جامعه متکثری مانند ایران. به اعتقاد من باید به چنین جامعه‌ای احترام گذاشت خصوصا به حرکتی که مردم در آخرین موج خطر برای حفظ ایران انجام دادند.

اگر در پایان نکته‌ای باقی مانده است؛ بفرمایید.

جلایی‌پور: من اطمینان دارم که کشور با سربلندی از این پیچ خطرناک عبور خواهد کرد و آرامش به کشور باز خواهد گشت، مردم ایران انصافا گل کاشتند و اقدام بزرگی انجام دادند تنها نگرانی من از این موضوع است که مدیریت کشور بعد از این آرامش، مجددا به تنظیمات کارخانه بازگردد.

کشور اکنون در وضعیت بقا قرار دارد، باید از فرصت استفاده کنیم و ایران را روی ریل توسعه قرار دهیم. یک زمانی توسعه را در برابر امنیت قرار می‌دادند اما من اکنون معتقدم که شرط امنیت ملی ایران، توسعه است. شرط دیگر توسعه کشور این است که اعتراضی در کشور شکل نگیرد.

در حال حاضر، اتفاقات اخیر، ایران را در تیتر خبری جهان قرار داده است. البته درست است که مردم همانند گذشته حضور پیدا کردند و کار را آبرومندانه به اتمام رسانند اما اگر مردم اینگونه به صحنه نیامده بودند کشور در وضعیت نگران‌کننده‌ای قرار می‌گرفت.

31216

منبع: ایرنا