بارها تنش و تشنج در خیابان‌ها و صدمات مالی و جانی به کشور و مردم را سبب شده. باید اندیشید که چرا چنین اعتراضاتی صورت می‌گیرد و اساساً صدای نقد و اعتراض چگونه باید باشد و بیان شود و بالاتر از آن، شنیده شود.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه اطلاعات نوشت:بارها از سوی دلسوزان گفته شد که باید فضای خاص و مجوزهای ویژه برای اعتراضات و میتینگ‌های جریانات سیاسی صادر و فراهم شود تا هزینه‌های جانی و مالی و سیاسی به حداقل برسد و زیرساخت‌های توسعه و زمینه‌های رشد و رفعت جامعه پدیدار شود.

بی‌توجهی به این مسائل، متأسفانه همانند بسیاری از مشکلات، مثل بازسازی مناطق جنگی یا جلوگیری از فسادهای سازمان یافته یا نوسازی صنایع و زیرساخت‌هایی که امروز دچار ناترازی شده‌اند، بخش زیادی از مردم ایران را آزرده ساخت.

عدم پاسخگویی و توسل به نظم سخت، اگرچه ضروری و غیرقابل اجتناب است، اما اثر کوتاه مدت دارد و موجب اضطراب سیستم و جامعه می‌شود، لذا هیچ نظام و حکومتی نمی‌تواند با گام‌های کوتاه و مضطرب به توسعه و امنیت و اقتدار برسد. حکومت ایران از ابتدا با خیزش و حضور ملت ایران برقرار شد و بر اساس عهد و قانون و خواست ملی، می‌باید بر دوش و خروش ملت بزرگ و شرافتمند این سرزمین استمرار یابد. 

وقایع   و مصایب اخیر، نشان‌دهندۀ بسیاری از مشکلات و فقدان‌ها در جامعه، و سستی‌ها و آسیب‌های درون نظام و دولت است. پس از جنگ ۱۲ روزه که انسجام ملی به اوج رسید، فرصت بزرگی برای ترمیم شکاف دولت ـ ملت به وجود آمد. متأسفانه اتحاد شوم راست‌گرایی افراطی، انجمن حجتیه و مافیای تراستی و کاسبان تحریم، سمت و سوی وفاق و همدلی و اصلاح جامعه و نوسازی نظام اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را نمی‌توانست بپذیرد.

پس با ادبیات تحکّم و تحجّر به دولت وفاق به ریاست مسعود پزشکیان حمله‌ور شدند و به جای کوشش در رفع ناترازی‌ها و بهبود مشکلاتی نظیر تورم و فقر و نارسایی‌های اقتصادی و اجتماعی، مسائل فرعی و کوچک را برنامه‌ریزی و برجسته ساختند. آزرده کردن چهره‌های ورزشی و هنری، به هم زدن جلسات قانونی و دارای مجوز نظیر کنسرتها و میزگردهای استادان و دانشجویان، سرکشی در خیابان به بهانه پوشش، اشاعۀ فرهنگ لمپنی از طریق فیلم‌ فارسی‌های جدید، دخالت در امور دانشگاهها و مراکز فرهنگی و آموزشی و...، نه تنها مردم را آزرده کرد، که دولت را نیز دچار آشفتگی نمود و سرعت آن در خدمت‌رسانی به ملت را به صورت چشمگیری کاهش داد.

اما بدتر از همه، حضور جاسوسان و عوامل صهیونیستی بود که در جنگ ۱۲ روزه، خیانت بزرگ کردند و صدمات عظیم وارد ساختند. لطف الهی و حضور مستمر ملت و خلوص دولت سبب شد تا آن یورش شیطانی و توطئۀ جنایتکارانه به سرانجام نرسد و مقاومت جانانه به نقطۀ اوج رسیده، ضربات کاری به رژیم صهیونیستی وارد آید. پایان جنگ ۱۲ روزه، سرآغازی جدید برای دولت و مردم بود اما با بی‌توجهی و عدم پیگیری توطئه‌ها و خدعه‌های خرابکارانه و تروریستی، اعتراض مسالمت‌آمیز مردم به خون و آتش و مرگ و آشوب کشیده شد. مصیبت و فاجعه از یک سو، و حضور نیروهای انتظامی و امنیتی که فراتر از حدّ تصور به میدان آمدند از سوی دیگر، زمینه را برای کاهش و پایان دادن به این بحران عجیب و دامنه‌دار فراهم کرد. 

درس‌های این بحران، از توطئه‌های صهیونیستی در قتل و قتال خیابانی، صدمات و حملات به اماکن و بانک‌ها و مساجد و شعارهای ساختارشکن و نکوهیده، باید همه ما را بیدار کند. ایران، ظرف حیات و شرف و امنیت همه ماست. اگر این ظرف بشکند، هیچ مأمن دیگری نخواهیم داشت.

پس چگونه و از کدام روزن، چنین آسیب بزرگی وارد شد و دشمنان ایران چنین فاجعه‌ای را رقم زدند؟ این همه تروریست و آدمکش از کجا وارد کشور شدند و به گفته مقام معظم رهبری هزاران نفر از هموطنان را دچار داغ و مصیبت کردند؟ چگونه پای بیگانه به این خاک مقدس باز شد تا بتواند فرزندان برگزیده و برازنده ما را هدف قرار دهد؟ 

به این پرسش‌ها و زمینه‌های آن بیندیشیم و نگران ایران و منابع و مردم آن باشیم، زیرا هر توطئه و بحرانی، مقدمه و زاینده همان در زمان و مکان دیگر است.

17302