به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، داستاننویسی یکی از هنرهای جذاب هفتگانه است. هنری که در هر اثر هنری و حتی در هر برند معتبری نقش اصلی را برعهده دارد. زمانی که بازی ویدئویی استراتژیستی انجام میدهید، درواقع در یک داستانی مشارکت میکنید. وقتی که برندی ساخته میشود، داستانی تعریف شده و برای شرکت شخصیتی درنظر گرفته میشود. در فیلم، عکس، نقاشی، حتی در بسیاری از موسیقیها داستانی درحال تعریف است.
چه کتاب داستان بخوانید چه از مطالعه فراری باشید، همواره درگیر داستانی هستید. به همین دلیل است که داستاننویسی هنری است که امروزه علاقمندان فراوانی دارد. البته اگر داستان نخوانید و مطالعه فراوان نداشته باشید، به گفته نویسندگان مطرح کشور هرگز نمیتوانید داستاننویس شوید.
برخی نویسندگان کشورمان توصیههایی به داستاننویسان تازهکار داشتهاند که در ادامه میخوانید:
نویسندگی فقط به استمرار است
مرتضی برزگر، نویسنده در توصیه به داستاننویسان تازه کار به خبرنگار ایلنا گفت: اینکه هنرجویان داستاننویسی به چه سطحی میرسد بستگی به تلاش و مداومتشان دارد. به عقیده من همه میتوانند نویسنده شوند و به استعداد اعتقاد چندانی ندارم. اما سطح هنرجویان در نویسندگی متفاوت است، یکی ممکن است مانند چخوف شود، دیگری هدایت، حتی ممکن است برخی هنرجویان برتر از داستایوفسکی شوند.
او افزود: به طور کلی حکم قطعی نمیتوان درباره موفقیت داستاننویسان و سطح آنها در میان نویسندگان مطرح صادر کرد چراکه در داستاننویسی مدرن بسایر جوانیم و باید تجربه بیشتری در این زمینه کسب کنیم.
برزگر دلیل عدم اقبال ناشران از انتشار و خوانندگان از مطالعه داستانهای کوتاه را اندک بودن تعداد داستانهای کوتاه خوب نامید و گفت: حتی نویسندگان خوب نیز چند داستان خوب معدود دارند و مابقی یا متوسط هستند و یا ضعیف. به همین دلیل اقبال کلی به رمان همچنان بیشتر بوده و چه ناشران چه مخاطبان، رمانهای بلند را به داستانهای کوتاه ترجیح میدهند.
بارها بازنویسی کنید
مرتضی سرهنگی، نویسنده حوزه دفاع مقدس و انقلاب به خبرنگار ایلنا گفت: برای نگارش خوب و نویسنده خوبی شدن باید بسیار بخوانیم، بسیار بنویسیم و بارها نوشتههای خود را بازنویسی کنیم. نویسنده باید استمرار داشته باشد در نوشتن و باید نوشته خود را بارها بازنویسی کند.
آموزش، بهترین راه نویسنده شدن
مسعود بربر، نویسنده و مدرس داستاننویسی، درباره جایگاه کلاسها و کارگاههای آموزش داستاننویسی به خبرنگار ایلنا گفت: آموزش در این حوزه برای هنرجویان بسیار مفید است، اما اگر در مدارس اصول ابتدایی نگارش و عناصر داستاننویسی آموزش داده میشد، شاید نیازی به این کلاسها نبود. در آن صورت، افراد از پایه با مفاهیم ساختار، زاویه دید و شخصیتپردازی آشنا میشدند و کارگاهها تنها نقش تکمیلی داشتند.
بربر میگوید: نویسندههای تازهکار باید از انتشار زودهنگام آثارشان بپرهیزند. بسیاری از ما اشتباه کردیم که قبل از یادگیری کافی کتاب منتشر کردیم. اگر نویسنده در کارگاهها استعداد و توانش را نشان دهد، راه دیده شدن آثارش هموار میشود. حتی ناشران سختگیر نیز زمانی به آثار توجه میکنند که مطمئن شوند نویسنده پایههای فنی را آموخته است.
آموزش، بهترین راه شروع داستاننویسی
کاوه فولادینسب، نویسنده و مدرس داستاننویسی به خبرنگار ایلنا گفت: آموزش سه کار اساسی انجام میدهد؛ نخست، انتقال دانش و ساختار است. بسیاری از کسانی که به کلاس میآیند، با مفاهیمی مثل «زاویهدید»، «پیرنگ»، «نقطهی اوج» یا «کشمکش درونی» آشنا نیستند. آموختن این عناصر، به آنها کمک میکند که بهجای نوشتن غریزی، بهصورت آگاهانه و هدفمند بنویسند.
او افزود: دومین فایده کارگاهها ایجاد تداوم در نوشتن است. بسیاری از افراد علاقهمند، سالها در ذهنشان ایده دارند، اما نمینویسند. حضور در یک گروه منظم باعث میشود در چرخه نوشتن و بازنویسی بمانند. هر هفته چیزی بنویسند، بخوانند، نقد شوند، و دوباره بنویسند. این روند باعث میشود نوشتن از یک فعالیت احساسی و مقطعی، به یک کار مداوم و حرفهای تبدیل شود.
فولادینسب تاکید کرد: سومین کارکرد آموزش، ساختن فضا و شبکهی ارتباطی است. نویسندگی کاری انفرادی است، اما رشد در خلأ ممکن نیست. در کارگاه، هنرجویان با نویسندگان دیگر، منتقدان و ناشران آشنا میشوند. بسیاری از همکاریها، ترجمهها، و چاپ اولین کتابها از همین فضا شکل گرفته است.
او افزود: یکی از مشکلات سیستم آموزشی ما این است که هنوز نوشتن را «درس فرعی» میداند. در مدارس و دانشگاهها به مهارت نوشتن جدی نگاه نمیشود، در حالیکه نوشتن یعنی تفکر منظم. اگر از کودکی مهارت نوشتن آموزش داده شود، در بزرگسالی نیاز به کارگاههای پرهزینه کمتر میشود.
این مدرس داستاننویسی گفت: در کشورهای توسعهیافته، کارگاههای نویسندگی بخشی از نظام فرهنگیاند. دانشجو در کنار یادگیری تکنیک، تاریخ ادبیات، فلسفهی هنر و نظریهی روایت میخواند. در ایران هم میتوانیم چنین مدلی را پیاده کنیم تا نویسندگی از حالت سلیقهای و تجربی خارج شود.
فولادینسب دربارهی تجربه خودش در برگزاری کارگاهها بیان کرد: در طول سالها تدریس، هنرجویانی داشتهام که ابتدا با تردید وارد کلاس شدند و تصور میکردند آموزش تاثیری ندارد، اما حالا نویسندههایی هستند که آثارشان منتشر شده یا در حال نگارش رماناند. این نشان میدهد که استعداد، اگر در مسیر درست هدایت شود، میتواند به نتیجه برسد.
مطالعه داستانهای خوب
علی شروقی، مدرس داستاننویسی به خبرنگار ایلنا گفت: من شخصا معتقدم بهترین شیوه یادگیری داستان این است که داستانهای خوب بخوانید و بدانید چگونه داستان بخوانید و به چه مواردی در داستانها باید توجه کنید.
او افزود: اگر ابتدا یاد بگیرید چه مخاطبی باشد برای داستان و به چه جزئیاتی در داستان توجه کند، زمینه شما برای داستاننویسی آماده شده و اگر قصد داشته باشید داستاننویس شوید، داستان نویس بهتری خواهید شد. البته من معتقد نیستم هرکسی که داستان مینویسد، لزوما داستاننویس خوبی است.
شروقی تاکید کرد: همه استعداد نویسندگی دارند و همه میتوانند بنویسند. کلاس در صورتی میتواند داستاننویس پرورش دهد که به هنرجویان بیاموزد چطور داستان بخوانند و چه داستانهایی بخوانند. اگر فردی قصد داشته باشد صرفا با حضور در کلاس داستان نویس شود، هرگز موفق نخواهد شد.
او افزود: اگر هنرجویان به اجبار کلاس مینویسند و نوشتنشان منوط به اجبار کلاس باشد، هرگز نویسنده جدی و حرفهای نخواهند شد. ممکن است چند داستان خوب هم بنویسند ولی نویسنده شدن با این امر متفاوت است. اگر کسی ممارست را نداشته باشد و فقط وابسته به کلاس باشد هرگز داستاننویس در معنای حرفهای نخواهد شد.
59243