به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین قدس آنلاین نوشت: داستان سریال حول محور بازگشت «داوود» به همراه مادرش به روستای زادگاهش میچرخد؛ بازگشتی که او را درگیر چالشهای خانوادگی، رقابت بر سر کسب و کار و کشف رازی مشکوک میکند. تقابل میان امید، منفعتطلبی و ایستادگی، هسته اصلی روایت این مجموعه را تشکیل میدهد.سهیلیزاده که آثار پرمخاطبی چون «دلنوازان»، «فاصلهها» و «ترانه مادری» را برای سیما ساخته است حالا پس از هشت سال دوری از تلویزیون با اثری متفاوت به آنتن برگشته است. در «روزی روزگاری آبادی» بازیگرانی چون فاطمه گودرزی، محمد فیلی، سیاوش خیرابی، محمدجواد جعفرپور، سعید نعمتی، امیر دژاکام و یدالله شادمانی ایفای نقش میکنند و تا ۳۰ قسمت میهمان خانههای مردم است.
نقش «داوود» را محمدجواد جعفرپور بازی میکند که در کودکی با کارگردانهای بزرگی چون زندهیاد داریوش مهرجویی و رضا میرکریمی در فیلمهای «نارنجیپوش» و «به همین سادگی» کار کرده و همبازی علی نصیریان در فیلم «شکارچی شنبه» بوده است. او پس از بازی در سریال «هیولا» ساخته مهران مدیری، به عنوان بازیگر طنز شناخته شد و در چند سریال تلویزیونی، مجموعه نمایش خانگی و فیلم سینمایی نقشآفرینی کرد.
چرا نتیجه کار، تماشایی نمیشود؟
به گفته خودش، بازی در سریالهای تلویزیونی چندان مورد علاقهاش نیست و بیشتر در حال کسب تجربه است. او درباره ایفای نقش داوود در سریال «روزی روزگاری آبادی» میگوید: نتیجه کار آن طور که دلم میخواست نبود چون آنچه مردم در قاب تلویزیون میبینند، نتیجه کار گروهی است و اگر تدارکات هم در پشت صحنه عملکرد خوبی نداشته باشد در محصول نهایی، مؤثر است.
به باور او، تلویزیون در انتخاب عوامل تولید، دقت و حساسیت زیادی ندارد و به همین دلیل، نتیجه آثار هم تماشایی نمیشود و آن اتفاقی که بتواند مردم را پای کار بنشاند، نمیافتد یعنی هر چقدر هم فیلمنامه و کارگردانی خوب باشد و بازیگران هم کارشان را به درستی انجام دهند، در نهایت همه اعضای تیم باید به درستی کار کنند تا اثری تماشایی مقابل دیدگان مخاطبان قرار گیرد.
جعفرپور با بیان اینکه هر پیشنهادی را قبول نمیکند، خاطرنشان میکند: پیش از «روزی روزگاری آبادی» بازی در سه سریال تلویزیونی دیگر هم به من پیشنهاد شد ولی بازی در این سریال را به دلیل فیلمنامه خوب و کارگران باتجربهاش قبول کردم. ضمن اینکه پیام سریال هم بسیار ارزشمند است؛ اینکه هر کدام از ما هر جا که هستیم باید برای آبادانی کشورمان قدم برداریم.
او یکی از مشکلات جدی در تولید سریالهای تلویزیونی را فشار تولید از سوی مدیران سیما دانسته و توضیح میدهد: مدیران میخواهند سریال در زمان کم و با بودجه محدودی ساخته شود به همین دلیل حین ساخت این مجموعه، فشار مضاعفی روی گروه بود که حتماً روزانه 6 یا 7 دقیقه فیلمبرداری داشته باشند و اگر این زمان به 5دقیقه میرسید، عوامل بازخواست میشدند. جعفرپور که در سریال «سلمان فارسی» هم نقشآفرینی کرده، میگوید: برخورد دستوری سبب افت کیفیت بسیاری از تولیدات تلویزیونی شده است، ولی در مجموعه آقای میرباقری اصلاً این رویه و فشار وجود نداشت.
چرا این همه سریال معمولی؟
به گفته این بازیگر جوان، در حال حاضر آنتن تلویزیون پر از سریال است و دلیلی ندارد این قدر سریال پشت سر هم تولید و پخش شود وقتی با بودجه 10سریال معمولی میشود پنج سریال خوب ساخت. وی میافزاید: همین کمیگرایی موجب شده تا بازیگرانی که سالها در تلویزیون کار کردهاند، دیگر به سمت این رسانه فراگیر نیایند. خود من هم دیگر تمایلی به همکاری با تلویزیون ندارم.
بازیگر سریال «پدرپسری» میگوید: سریال «روزی روزگاری آبادی» فیلمنامه خوب و ارزشمندی با موضوع آبادانی کشور دارد و بر توجه به ظرفیتهای اقلیمی و بومی ایران تمرکز میکند، ولی ای کاش، نتیجه بهتر از آنچه میشد که الان روی آنتن است.
او با بیان اینکه به عنوان یک بازیگر، دغدغه رونق تولید دارد و برایش مهم بوده که فیلمنامه این سریال به چنین دغدغه مهمی میپردازد، خاطرنشان میکند: چنین پیامی با ساخت یک اثر باکیفیت میتوانست اثرگذاری بیشتری روی مخاطبان داشته باشد ولی اگر قرار باشد به خاطر محدودیتهای مالی و زمانی، کیفیت کار افت کند، محتوای ارزشمند هم منتقل نمیشود. کما اینکه برخی سریالهای خوب به دلیل فقر مالی و زمانی در اجرا، اثری راضیکننده و قابل قبول از کار درنیامدند.
به باور وی، ضعف فیلمنامه و کمبود نویسنده از دیگر مشکلات پیش روی صدا و سیماست و خاطرنشان میکند: آقای حسن وارسته نویسنده خوبی است که سریال «روزی روزگاری آبادی» را همزمان با نگارش و ساخت سریال «بهار شیرازی» برای سیما نوشته بود، یعنی صدا و سیما هیچ نویسنده دیگری ندارد که یک نفر چندین کار همزمان را انجام دهد؟
«هیولا» مسیر بازیگری من را تغییر داد
او با اشاره به تمرکز تلویزیون روی کمدی و آثار اجتماعی با لحن طنز، میگوید: مردم قالب طنز را دوست دارند و لحن کمدی در آثار ملودرام هم راه یافته است. البته من خودم را بازیگر طنز نمیدانم ولی بیشتر آثاری که در این سالها بازی کردهام، درونمایه کمدی داشتند.
در واقع آثاری که پس از «هیولا» بازی کردم کارهایی نبوده که دوست داشته باشم ولی تجربه میکنم و پیش میروم، شاید همین تجربهها به من کمک کند تا در سالهای آینده فیلم و سریالهای بهتری بازی کنم چون هنوز به عنوان یک چهره در ذهن مخاطب شناخته نمیشوم و راه زیادی پیش رو دارم، با وجود اینکه 19 سال پیش و از هشت سالگی وارد سینما شدم ولی هنوز خودم را اول مسیر بازیگری میدانم.
جعفرپور درباره اینکه بازی در سریال هیولا چقدر در تعیین مسیر حرفهایاش مؤثر بوده، توضیح میدهد: پس از بازی در سریال جلالالدین (سال 92) که نقش کودکی مولانا را بازی کردم، با وقفهای چند ساله و گذر از دوران بلوغ با سریال هیولا به نمایش خانگی آمدم. پس از آن من را به عنوان بازیگری با قابلیتهای کمدی شناختند و چندین پیشنهاد به من شد، در واقع پس از هیولا، نقشهایی شبیه به همان نقش به من پیشنهاد میشد چون فکر میکردند یک بار جواب داده پس دوباره هم جواب میدهد.
او اضافه میکند: من هنوز اول راه بازیگری هستم و تجربههای نقشهایم در زمان بچگی کاملاً متفاوت از دوران جوانیام بوده است. اگرچه در کودکی با کارگردانها و بازیگران بزرگی کار کردم ولی تا حدی از جایگاه آنها مطلع بودم مثلاً حامد بهداد در «نارنجیپوش» به من میگفت داریوش مهرجویی حق به گردن سینمای ایران دارد. البته تجربیاتی که دارم سبب نمیشود خودم را گم کنم و صدم را برای بازیگری میگذارم. معتقدم همه باید کارشان را به درستی انجام دهند تا نتیجه کار، مورد رضایت مخاطب باشد.
قربانی زمان پخش یا روند تولید؟
اگرچه یکی از دلایل دیده نشدن سریالها، زمان پخش بد است اما جعفرپور معتقد است روزی روزگاری آبادی قربانی زمان پخش نشده و میگوید: اگر سریالی برای مردم جذاب باشد، تلویزیون را روشن میکنند، دلیل دیده نشدن سریالهای شبانه تلویزیون، کیفیت پایین آنهاست چون تلویزیون میخواهد حتماً سریالها را به آنتن برساند و سرعت تولید و فشار کار را بالا میبرد که سبب افت کیفیت میشود. به نظرم این سریال قربانی سرعت تولید شد وگرنه فیلمنامه خوبی داشت و اگر بیشتر به آن بها میدادند، کار باکیفیتتری روی آنتن میرفت.
بازیگر نقش داوود با اشاره به فشار بالای کاری، تعدد لوکیشنها و کثرت بازیگران سریال خاطرنشان میکند: یکی از لوکیشنهای اصلی سریال خارج از تهران بود و روزی چهار پنج ساعت در مسیر رفت و برگشت به «زرندیه» بودیم. او معتقد است برای تولید یک اثر خوب باید اجزای مختلف به درستی کار کنند؛ از راننده گرفته تا تدارکات، گریمور، نورپرداز و دیگر عوامل پشت صحنه تا آنچه جلو دوربین میرود، مورد قبول مخاطب باشد ولی این سریال مدتی مدیر تولید نداشت و مسئول تدارکات، مدیر تولید شده بود و یکی از رانندگان هم مدیر تدارکات.
او اضافه میکند: بازیگر هم با این شرایط باید جلو دوربین میرفت و کارش را خوب انجام میداد در حالی که اتفاقهای متفرقه به بازیگر ربطی ندارد مثلاً اینکه راننده صبح دنبال گریمور نمیرفت، او سر صحنه دیر میرسید و خوب گریم نمیکرد یا طراح لباس به دلیل محدودیت بودجه، انتخاب خوبی برای لباس بازیگر نداشت. گاهی دوستانم به من متلک میانداختند که به جز همان پیراهن نارنجی، لباس دیگری نداشتی بپوشی! اینها موجب میشود آدم دیگر دلش نخواهد با تلویزیون کار کند در حالی که تلویزیون با گستردگی و فراگیری زیادی که دارد آرزوی هر بازیگری برای دیده شدن و کسب محبوبیت است.
وی تأکید میکند: فکر نمیکنم بعد از روزی روزگاری آبادی، تا مدتها با تلویزیون کار کنم و میخواهم مدتی استراحت کنم. در این مدت پیشنهاد نمایش خانگی نداشتم ولی با کمپانی عامریان فیلم در چند فیلم کمدی بازی خواهم کرد.
این بازیگر که هنوز خودش را در جایی که مستحقش است نمیبیند، عنوان میکند: هنوز در حال کسب تجربه هستم، باید بیشتر تمرین و مطالعه کنم، بیشتر خودم را بشناسم و ببینم از این حرفه و خودم چه میخواهم. منتظر نقشی هستم که بتوانم خودم را در آن به چالش بکشم، نقشی که آزمون سختی برای من باشد چون نقشهای سخت، عیار بازیگر را مشخص میکند.
59243