شایعه و جریان‌های تندرو همچون دو نوک یک پیکان‌اند که رابطه‌ای مستقیم با یکدیگر دارند. در واقع، شایعه برای آنان ابزاری کم‌هزینه، اثرگذار و سریع است؛ ابزاری که سوپرانقلابی‌ها با استفاده از آن می‌توانند بدون ورود رسمی به میدان نقد کارشناسی، رقبای سیاسی خود را در موضع دفاعی قرار دهند

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، «حسن روحانی و محمدجواد ظریف توسط نیروهای امنیتی و قضایی بازداشت شدند.» این بخشی از ادعایی است که ابوالقاسم جراره، نماینده مجلس، و میثم نادی، قائم‌مقام جبهه شریان، در گفت‌وگو با علی علیزاده بیان کردند؛ ادعایی که به‌سرعت تکذیب شد و حتی کامبیز مهدی‌زاده، داماد روحانی، نیز در اعلام موضعی آن را «کاسبی با امنیت ملی» خواند؛ اقدامی که به گفته او فضای اعتماد و هم‌افزایی در کشور را تضعیف می‌کند.

هرچند این نخستین‌بار نیست که شایعه‌ای علیه حسن روحانی و دولتمردانش از سوی اشخاص و جریان‌های تندرو منتشر می‌شود، اما نکته مهم این است که تندروها با استفاده از این حربه، فضای روانی جامعه را در کوتاه‌مدت تحت تأثیر قرار می‌دهند.

شایعه به‌مثابه ابزار سیاسی

شایعه و جریان‌های تندرو همچون دو نوک یک پیکان‌اند که رابطه‌ای مستقیم با یکدیگر دارند. در واقع، شایعه برای آنان ابزاری کم‌هزینه، اثرگذار و سریع است؛ ابزاری که سوپرانقلابی‌ها با استفاده از آن می‌توانند بدون ورود رسمی به میدان نقد کارشناسی، رقبای سیاسی خود را در موضع دفاعی قرار دهند. این جریان‌ها معمولاً با طرح ادعاهایی کلی و هشدارآمیز، فضای افکار عمومی را ملتهب می‌کنند؛ ادعاهایی که در بسیاری موارد پس از مدتی یا تکذیب می‌شوند یا اساساً به وقوع نمی‌پیوندند، اما اثر روانی خود را بر جامعه گذاشته‌اند.

در واقع، هنگامی که دلواپسان نتوانند خواسته‌های خود را از طریق راه‌های قانونی برآورده کنند، به استراتژی‌های همیشگی خود روی می‌آورند: فشار، ادعا و شایعه. بنابراین، آنچه اخیرا در قالب ادعای بازداشت حسن روحانی و محمدجواد ظریف مطرح شد، نه یک اتفاق تازه است و نه یک اشتباه ساده. این همان سناریوی آشنایی است که جریان‌های تندرو در مقاطع مختلف به کار گرفته‌اند؛ سناریویی مبتنی بر شایعه، اتهام و ایجاد التهاب، بدون آن‌که مسئولیت پیامدهایش را بپذیرند.

مانند، ادعای مجتبی ذوالنوری، نماینده قم در مجلس که تیر ماه سال ۹۷ مدعی شده بود که پسر روحانی، رئیس جمهور وقت ۳ تابعیتی است. ادعایی که با تکذیب حسام‌الدین آشنا، مشاور سابق رئیس‌جمهوری همراه شده بود. آشنا در توئیتی نوشته بود: «نماینده‌ای در مصاحبه با روزنامه اعتماد اتهاماتی را متوجه پسر رئیس جمهور کرده است. این اتهامات تکذیب می شود. آن پسر نه تابعیت جای دیگری را دارد، نه کارت اقامت، نه ویزای بلندمدت، نه ویزای کوتاه‌مدت و نه اصلا سفر خارجی می‌رود! او قبلا هم دروغهایی علیه رئیس جمهور مطرح کرده بود.»

یکی دیگر از عجیب ترین شایعاتی که از سوی تندروها مطرح شده از سوی محمود نبویان، نماینده دیگر تهران در مجلس است. او و جریانش که بارها با پیوستن ایران به کنوانسیون FATF مخالفت کرده و سال ها مانع اجرا شدن آن در ایران شدند؛ در خرداد ماه سال ۹۶ و در اظهاراتی که هیچ گاه آن را ثابت نکرد، به خداوند متعال قسم یاد کرده و گفته بود: «می خواهم خبر جدید به شما بدهم، آنهایی که غیرت دارند گوش کنند، آمریکایی ها گفته‌اند به شرطی با ایران رابطه بانکی را برقرار می‌کنیم که حاج قاسم سلیمانی را به ما تحویل دهید و رفته‌اند تعهد این کار را به آمریکا داده‌اند و برگشته‌اند، به خدا قسم! وزیر مملکت رفته به آمریکا تعهد داده برگشته، اسم حاج قاسم در FATF  آمده، این دردها را ما باید کجا بگوییم؟»

نبویان که به بیان این مدل اظهارنظرها شهره است، سال گذشته نیز در جریان مخالفت با حضور برخی چهره های نزدیک به حسن روحانی و اصلاح طلب، خطاب به رئیس دولت چهاردهم نوشت: «جناب آقای پزشکیان، آیا جمع شدن اغتشاشگران و حامیان آن‌ها در دولت شما خبر از برنامه‌ریزی برای اغتشاش گسترده و به هم ریختن نظم عمومی و آرامش مردم می‌دهد؟»

یکی دیگر از شایعاتی که توسط تندروها و به نقل از حسین کریمی قدوسی در فضای رسانه ای منتشر شد، مربوط به ادعاها علیه حسین فریدون بردار حسن روحانی بود. او مدعی شده بود که؛ «یکی از پرونده‌های حسین فریدون "تقلید صدای رئیس‌جمهور" است؛ در یک مورد وی با تقلید صدای روحانی طی تماس‌هایی با مراکز اقتصادی در راستای ترخیص کالاهای غیر مجاز اقدام کرده و از آنها خواسته تا جلوی واردات این کالاها را نگیرند. در مورد دیگر نیز فریدون با تقلید صدای رئیس‌جمهور طی تماسی با مولاوردی معاون روحانی به وی اعلام می کند که از انجام یک سفر خودداری کند. مولاوردی هم که گمان می کند این دستور توسط رئیس‌جمهور داده شده از انجام آن سفر خودداری می کند.»

در این میان، از مهم ترین شایعاتی که از سوی تندروها مطرح شده، دیدار سید محمد خاتمی با جورج سورس است. ادعایی که بارها از زبان حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان بیان و با وجود تکذیبیه های فراوان، او سندی برای اثبات حرف خود ارائه نکرده است. 

شایعات پرتکرار؛ از اقتصاد تا سیاست

در ماه‌های گذشته هم، نمونه‌های متعددی از این شایعه‌سازی‌ها در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی دیده شده است؛ از شایعه استعفای مسعود پزشکیان از ریاست جمهوری، ترور ابراهیم رئیسی از سوی اسرائیل علی رغم تکذیب چندباره ستاد کل نیروهای مسلح و حتی ادعای افزایش ناگهانی قیمت بنزین. ادعاهایی که اغلب بدون ذکر منبع و گاهی با استناد به «شنیده‌ها» منتشر شده‌اند.

هر چند که شایعه، پدیده‌ای تازه در سیاست ایران نیست، اما تبدیل به ابزاری جدی برای اعمال فشار سیاسی شده است. سوپرانقلابی ها با بهره‌گیری از حساسیت‌های معیشتی و اجتماعی و وضعیت سیاسی، تلاش می‌کنند روایت خود را بر افکار عمومی تحمیل کنند؛ روایتی که لزوماً مبتنی بر واقعیت نیست، اما اثرگذار است. مانند ادعای اجرا شدن قانون عفاف و حجاب در حالی که حساست های زیادی متوجه این قانون است و شورای عالی امنیت ملی اجرای آن را صلاح نداسته است.

مقابله با این وضعیت، نه صرفاً با برخوردهای سلبی، بلکه با شفافیت، سرعت عمل و بازسازی اعتماد عمومی ممکن خواهد بود. از سوی دیگر، تندروها هر گاه شرایط را برای تسویه حساب های سیاسی از جریان یا شخص مورد غضب خود فراهم ببیند، دست به انتشار این نوع ادعاها می زنند، اقدامی که گویی هیچ گاه پایانی برای آن نیست و احتمالا باز هم شاهد انتشار شایعات بیشتر از سوی این جریان سیاسی باشیم. 

۳۱۲۱۵

منبع: خبرآنلاین