به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، موسیقی از همان ابتدای رسمیت یافتن و پس از ورود تجهیزات پخش و ضبط، از جمله گرامافون و تاسیس ایستگاههای رادیویی، مسیر پرفراز و نشیبی را پیموده است. ناگفته پیداست که وقایع سیاسی و اجتماعی تاثیر جدی و مهمی بر کم و کیف هنر داشته و دارند. در میان هنرها، موسیقی از بقیه پرمخاطبتر است و شاید به توان گفت بیش از دیگر رشتهها از جامعه و وقایع جمعی تاثیر میگیرد. با این حساب است که باید گفت موسیقی مسیر پر فراز و نشیبی را پیموده تا به ما رسیده است. حال اینکه موسیقی ایرانی شاید بیش از دیگر سبکها درگیر وقایع بیرونی بوده است.
تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران در دهههای چهل، شرایطی را رقم زد که موسیقی از یک سرگرمی صرف فراتر رفت و به رسانهای برای بیان احساسات، همدلی اجتماعی و بازتاب دغدغههای انسانی بدل شد. دهه شصت نیز با وجود فاصله زمانی و گذشت دو دهه، چنین بوده است. تعدادی از آهنگسازان، ترانهسرایان و نوازندگان در این دو دوره، ارتباطی زنده و مستقیم با جامعه برقرار میکردند و موسیقی را در متن زندگی مردم جاری میساختند.
ایلنا در همین باره با فرانک ماشاالهی (نوازنده و مدرس سنتور) گفتگو کرده است. ماشاالهی با تحلیل ویژگیهای موسیقی دهههای چهل و شصت، از نقش ترانههای معناگرا، ملودیهای قابل زمزمه و اجرای زنده نوازندگان میگوید. او در بخشی از صحبتهایش تأکید کرد که پیوند عمیق موسیقی آن دوران، با احساسات و زندگی مردم، عاملی تعیینکننده در ماندگاری این آثار بوده است.
موسیقی دهههای گذشته با معنا و دغدغههای انسانی شکل گرفته بود
ماشاالهی با بیان اینکه موسیقی در دو دهه چهل و شصت، بیش از هر چیز بر معنا و دغدغههای انسانی و اجتماعی استوار بوده، گفت: در مقاطع مذکور، ملودیها به گونهای ساخته میشدند که در ذهن میماندند. ترانهها نیز حامل پیامهایی بودند. این موارد باعث میشد، شنونده خودش را در موسیقی پیدا کند و با آن ارتباط عاطفی برقرار نماید.
وی با اشاره به شرایط اجتماعی دهههای چهل و بخصوص شصت، تجربه جنگ و بازسازی و تغییرات گسترده رخ داده در جامعه، اظهار داشت: موسیقی به پاسخی برای نیاز جامعه به آرامش و همدلی تبدیل شده بود و هنرمندان تلاش میکردند احساسات جمعی را بازتاب دهند و محدودیتها نیز آنها را به خلاقیتهای عمیقتر سوق میداد.
این نوازنده سنتور با بیان اینکه ترانهسرایان و آهنگسازان آن دوران، شناخت دقیقی از فضای اجتماعی داشتند، ادامه داد: یکی از موضوعات مهم در آثار هنرمندان گذشته این بود که مفاهیم عمیق را با زبانی ساده و صادقانه منتقل میکردند. همچنین اغراق و شعارزدگی در آثار کمتر دیده میشد. در واقع همین صداقت بود که ماندگاری موسیقی و را رقم میزد.
معنا و پیام، موسیقی گذشته را از تولیدات امروز متمایز میکرد
این نوازنده با تأکید بر تفاوت ماهوی موسیقی گذشته و امروز، افزود: سرعت بالای تولید در موسیقی امروز، فرصت شکلگیری ارتباط عمیق با مخاطب را کمتر کرده است، اما موسیقی آن دوران به دلیل پیوند با زندگی مردم، همچنان شنیده میشود.
وی در ادامه توضیحاتش بیان کرد: در دهههای گذشته تمامی سازها به صورت زنده اجرا میشدند، این شیوه اجرا احترام به مخاطب بود و احساس آهنگساز و نوازنده به طور مستقیم منتقل میشد؛ در حالی که امروز استفاده گسترده از سمپلها این ارتباط انسانی را کمرنگ کرده است.
تکنیک امروز جای عمق معنای گذشته را نمیگیرد
این مدرس سنتور در پاسخ به این سوال که نسلهای جدید چقدر با موسیقی گذشته ارتباط میگیرند، گفت: به طور مشخص نسلهای جوانتر با موسیقی قدیم ارتباط برقرار میکنند که دلیل این گرایش و تمایل، «کیفیت اجرا»، «صداقت بیان» و «عمقِ معنایی» است که در آثار گذشتگان دیده و احساس میشود. به طور کلی وجود تمام این مولفهها باعث شده، حتی مخاطبان امروز نیز بتوانند با آن آثار ارتباط برقرار کنند.
ماشاالهی با تأکید بر نقش صداقت در خلق اثر، افزود: همچنین موسیقی آن دوران برای بیان احساسات واقعی و پیامهای انسانی ساخته میشد و همین صداقت درک میشد و ماندگار میماند.
ماشاالهی با اذعان به پیشرفتهای فنی در دنیای امروز، ادامه داد: در دنیای امروز امکانات تکنیکی افزایش یافته است، اما عمق معنا و پیوند اجتماعی که در آثار گذشته وجود داشت، هنوز جایگزینی پیدا نکرده است.
وی با تاکید بر اینکه درآن دوران موسیقی سنتی، پاپ و محلی به صورت همزمان وجود داشتهاند، گفت: در گذشته و البته در دهههای چهل و شصت مخاطب امکان انتخاب داشت. در آن مقاطع آثار هنرمندانی چون پرویز مشکاتیان، محمدرضا شجریان، بابک بیات و ناصر چشمآذر، طیف گستردهای از سلیقهها را پوشش میداد.
ماشاالهی بیان کرد: موسیقی آن دوره بر پایه تعامل شعر و ملودی ساخته میشد. گاهی شعر الهامبخش موسیقی بود و گاهی ملودی، اما این دو عنصر در کنار هم به آثاری ماندگار منجر میشدند.
رسانهها در شنیده شدن موسیقی کمکاری نکنند
این مدرس سنتور در بخش دیگری از صحبتهایش رعایت حقوق مولفان در عرصه هنر را بسیار مهم شمرد و بیان کرد: بازخوانی آثار قدیمی زمانی ارزشمند است که با اجازه صاحبان اثر و با وفاداری به روح اصلی موسیقی انجام شود.
ماشاالهی درباره نقش رسانهها در شنیده شدن موسیقی گفت: در گذشته رسانهها باعث میشدند موسیقی در زندگی روزمره مردم جریان داشته باشد و ترانهها به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شوند. استفاده از سازها و دستگاههای موسیقی ایرانی هویت مشخصی به آثار میداد. این موسیقی فقط سرگرمکننده نبود، بلکه حامل هویت فرهنگی و ملی بود.
این مدرس سنتور آثار فرهاد مهراد را مثال زد. او گفت: قطعاتی مانند «جمعه» و «گنجشکک اشیمشی» هنوز شنیده میشوند، به این دلیل که فرهاد نماد موسیقی عاشقانه و اجتماعی آن دوران بود و آثارش با احساسات مردم پیوند داشت.