ملودرام یکی از گونه‌های مورد علاقه فیلمسازان ایرانی به حساب می‌آید که بخشی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران را در خود جای داده است. یکی از کارگردان‌های موفق در این ژانر، رسول صدرعاملی است که طی چهار دهه چند اثر درخشان و ماندگار در این باب ساخته و روانه پرده نقره‌ای کرده و فیلم سینمایی «قایق‌سواری در تهران» را به جشنواره چهل‌وچهارم ارائه کرده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایرنا، «خونبارش» ساخته امیر قویدل که براساس داستانی واقعی شکل گرفته بود، نخستین تجربه سینمایی صدرعاملی در مقام تهیه‌کننده به حساب می‌آید که اکران عمومی موفقی داشته و بارها هم از شبکه‌های مختلف تلویزیونی پخش شده است. با شروع جنگ هشت ساله، صدرعاملی نیز برای ساخت نخستین فیلمش به سراغ داستانی مرتبط با جنگ رفته و «رهایی» را با بازی داوود رشیدی ساخت که مایه‌های ملودرام آن کاملا به چشم آمده و در رده سینمای ضدجنگ قرار می‌گیرد.

«گل‌های داودی» یکی از بهترین ملودرام‌های دهه شصت است که در آن صدرعاملی داستانی ساده اما جذاب را به خوبی روایت کرده و رنگ و بویی عاشقانه را نیز بر آن حاکم کرده است. فیلم درباره پسر جوان نابینایی است که در آستانه ازدواج با دختری نابینا قرار داشته و برای بازگشت پدر زندانی‌اش لحظه‌شماری می‌کند که در نهایت با کشته شدن پدر در زندان، به یک فاجعه ختم می‌شود. کارگردانی خوب و سنجیده وی را می‌توان از نقاط قوت فیلم دانست که با توجه به جوانی صدرعاملی تعجب‌برانگیز جلوه می‌کند. فروش فوق العاده فیلم،گل‌های داودی را به پرفروش‌ترین فیلم سال تبدیل کرده و جای پای صدرعاملی را در سینمای ایران محکم‌تر کرد. وی پس از این موفقیت همه جانبه، فیلم جاده‌ای«پاییزان» را با شرکت بازیگرانی همچون: داریوش ارجمند، امین تارخ و کتایون ریاحی ساخت که داستان نویی در آن زمان داشته و به همین خاطر نیز مورد توجه مخاطب عام قرار گرفت. البته نباید از فرم تبلیغات هوشمندانه صدرعاملی برای کشاندن مردم به سینماها غافل شد.

در دهه هفتاد آثار صدر عاملی بیش از گذشته جامعه‌محور شده و فیلمساز بیشتر هم و غم خود را صرف قشر نوجوان جامعه کرده است. وی پس از فیلم به نمایش درنیامده سمفونی تهران با پس‌زمینه کودک و نوجوان، فیلم تحسین شده «دختری با کفش‌های کتانی» را براساس فیلمنامه‌ای از فریدون فرهودی و پیمان قاسم‌خانی ساخت. فیلمی درباره دختر نوجوانی که در بحران بلوغ خود دچار اشتباهاتی شده و مشکلاتی را از سر می‌گذراند که سر آخر به پختگی فکری‌اش منجر می‌شود. صدر عاملی در این فیلم عالی کار کرده و داستانی جذاب را به بهترین شکل کارگردانی کرده و ایجاز را سرلوحه کارش قرار داده است. اخذ یک بازی درخشان از پگاه آهنگرانی دیگر نقطه قوت کار صدرعاملی در دختری با کفش‌های کتانی به حساب می‌آید.

پس از نمایش موفق فیلم یاد شده، وی دومین قسمت سه گانه خود را با عنوان «من ترانه ۱۵ سال دارم» را جلوی دوربین برد که بهترین و کامل‌ترین فیلم از یک مجموعه سه فیلمی محسوب می‌شود. فیلم داستان ترانه دختر نوجوانی است که با پسری همسن و سال خود برخلاف نظر خانواده پسر ازدواج کرده و ماجرای بچه دار شدنش پس از عقدی کوتاه مدت مشکل‌آفرین می‌شود. صدرعاملی شخصیت تداعی فیلم قبلی را در اینجا تکامل بخشیده و ترانه‌ای را خلق کرده که برای نگه داشتن فرزندش به آب و آتش می‌زند.

«دیشب باباتو دیدم آیدا»که براساس قصه‌ای از مرجان شیرمحمدی نوشته شده، داستان دختر نوجوانی است که پی به رازی در رابطه با پدر خویش برده و حال در کلنجار برای پنهان کردن و فاش نکردن آن به سر می‌برد. فیلمنامه فیلم فوق برخلاف دو فیلم قبلی صدرعاملی، فاقد کشش دراماتیک لازم بوده و مخاطب برای همذات‌پنداری با قهرمان فیلم دچار مشکلات اساسی است. در این میان بازی ضعیف سوفی کیانی هم مزید برعلت شده و ضعف‌های کار را نمایان‌تر کرده است. البته نباید از بازی‌های تاثیرگذار الهام پاوه نژاد و خاطره اسدی به سادگی گذشت که فیلم را قابل تحمل‌تر کرده است.

امام رضا(ع) برای مردم ایران همواره از احترام ویژه‌ای برخوردار است و این امر از نسلی به نسل دیگر نیز منتقل می‌شود. فیلمسازان کشورمان نیز از مردمشان جدا نبوده و همواره علاقه‌ای قلبی به ساخت آثاری در این رابطه دارند. رسول صدرعاملی نیز با چنین شور و علاقه‌ای به ساخت یک سه گانه در رابطه با زائرین امام هشتم(ع) مبادرت ورزید. «هر شب تنهایی»، داستان زن جوان نویسنده رادیو است که مبتلا به سرطان شده و از عمل جراحی نیز وحشت دارد. سفر چند روزه او و همسرش به مشهد به نیت آرامش روحی او، شاکله فیلم را تشکیل داده و به خوبی مخاطب را با خود همراه و همدل می‌سازد. تنها مشکل فیلم، کندی ریتم در نیمه‌های آن و نیز ساختار و میزانسن‌های تا حدودی تلویزیونی فیلم است که کیفیت نهایی کار را مقداری پایین آورده است. اما «شب» به عنوان دومین فیلم از این سری، از کیفیت والاتری برخوردار بوده و شخصیت‌های اندک فیلم خوب پرداخت شده و صاحب هویت مستقلی هستند. ایده همراه شدن سرباز جوان با سابقه‌داری کهنه‌کار آن هم در زمانی که برف شهر را پوشانده و هتل‌ها و مسافرخانه‌ها پر از مسافر است، ایده جذابی است که در دستان صدرعاملی به فیلمی جمع و جور و دوست داشتنی تبدیل شده است. نقطه قوت فیلم نیز بازی‌های عالی بازیگران فیلم شامل:امین حیایی، عزت‌الله انتظامی و خسرو شکیبایی است که کیفیت ویژه‌ای به آن بخشیده‌اند.

«در انتظار معجزه» که در جشنواره سی‌ام به نمایش درآمده و از کیفتی کاملا معمولی برخوردار است، سومین قسمت از این تریلوژی محسوب می‌شود. فیلمی که در قیاس با دوتای دیگر از قصه‌ای ضعیف تر و کارگردانی دور از انتظاری برخوردار است که دوستداران آثار صدرعاملی را ناامید کرد.

«زندگی با چشمان بسته» که توقیفی موقت را از سر گذرانده، یکی دیگر از ملودرام‌های جامعه محور این فیلمساز است. فیلمی با شخصیت‌های اندک که در محله‌ای قدیمی می‌گذرد. در اینجا هم صدرعاملی، دختری جوان که در معرض اتهامی اخلاقی قرار گرفته را قهرمان داستان قرار داده و تنش‌ها را پیرامون آن شکل می‌دهد. فیلمنامه هم با وجود تک لحظه‌های درخشان، آن عمق لازم را نداشته و شخصیت‌ها تقریبا کپی کمرنگی از آثار موفق صدرعاملی هستند که همه اینها تا حدودی فیلم را از کیفیت انداخته و به فیلمی متوسط در کارنامه فیلمسازی صدرعاملی تبدیل کرده است.

«سال دوم دانشکده من» دیگر فیلم این فیلمساز به حساب می‌آید که در اکران عمومی چندان مورد توجه قرار نگرفت. یک ملودرام دخترانه با تم عشق و خیانت که قواملازم را پیدا نکرده و در بسیاری لحظات به قالب تله فیلم نزدیک می‌شود. هر چند که صدرعاملی در این فیلم به سیاق دوران طلایی‌اش در سینما، بازی درخشانی از سها نیاستی در نقش اصلی فیلمش گرفته و به این شکل بخشی از نقاط ضعف فیلم خود را پوشانده است.

«زیبا صدایم کن» آخرین ساخته سینمایی به نمایش درآمده از رسول صدرعاملی، بازگشت موفق این فیلمساز کهنه کار به جهان ملودرام به حساب می آید که قهرمان آن باز هم دختری در آستانه جوانی است. یک ملودرام خوش ساخت و پرکشش پدر و دختری که خسرو برای جشن تولد شانزده سالگی دخترش زیبا از آسایشگاه روانی فرار کرده و حال باید رابطه درهم ریخته اش با او را ترمیم کند. فیلم با وجود مدت زمان نزدیک به دوساعته اش، خوب پیش رفته و از ریتم نمی افتد. در عین حال بازی های درخشان امین حیایی و ژولیت رضاعی را با خود دارد که جزو نقاط قوت آن به حساب می آیند.

حال باید دید رسول صدرعاملی با فیلم تازه خود «قایق‌سواری در تهران» با بازی سحر دولتشاهی و پیمان قاسم‌خانی می‌تواند موفقیت فیلم‌های مطرح پیشین خود را تکرار کند؟

۲۴۲۲۴۳

منبع: ایرنا