به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، پاسخ به سؤالِ یک پرسشگر از مرکز ملی پاسخگوئی به سوالات دینی ارائه شده است:
زندگی این شخصیت بزرگوار را برای ما فقط در حوادث جانگداز کربلا ذکر کرده اند. در صورتی که در زیارتنامه آن عزیز اول به عبدصالح ملقب شده اند.
در روایات نیز داریم که پیامبران در دعاهای خود میگفته اند خدایا مارا در زمره بندگان صالح خود قرار بده.
مگر دیگراصحاب امام حسین(علیه السلام)در رکاب آن امام جنگ وبه شهادت نرسیده اند که فقط حضرت عباس(علیه السلام)به این مقام نایل گردیده است؟ و این مقام در صورت طی سلسله مراحل طولانی حاصل میشود.
ایا ما انسانهای معمولی نیز میتوانیم در این مسیر قدم بگذاریم ودر حد توان ادامه دهیم؟
در توضیح این ویژگی(عبد صالح) باید دانست:
انسانها در مشکلات و امتحانهای روزگار شناخته می شوند و قدر و منزلت خود را هم به خود و هم دیگران به اثبات می رسانند.
آیه شریفه، هدف خلقت انسانها را بیان می کند؛ می فرماید:
ما جن و انس را تنها برای عبادت خلق کردیم.(1)
باید دید عبادت به چه معناست؟ آیا عبادت یک سری اعمال و حرکات است که در آن قصد قربت و نزدیکی به معبود هستی نیست؟
اگر اینگونه باشد، ابلیس یکی از عابدترین موجودات عالم است. زیرا به فرموده امیرالمؤمنین در نهج البلاغه، شش هزار سال عبادت ظاهری کرد.(2)
عبادت از عَبَدَ است. عبد یعنی بنده؛ بنده در مقابل مولای خود اختیاری نمی بیند. بنده باید در بست مطیع مولایش باشد و از دستورات او سرپیچی نکند.
بنابراین هدف از خلقت انسان بندگی بوده است. و اینکه انسانها در دنیا مورد آزمایش قرار می گیرند. همین است که تمرین بندگی نموده؛ در برابر دستورات الهی مطیع محض باشند.
عباس علیه السلام به مقام بندگی، آن هم در حد اعلی، رسیده بود. در ادامه زیارت توضیح می دهد که بنده کیست : «المطیع لله»؛ کسی که فرمانبردار دستورات الهی است؛ تکالیفش را درست انجام می دهد.
«و لرسوله»؛ مطیع پیامبر خدا نیز هست، بعد از پیامبر خدا مطیع اولی الأمر یعنی امامان معصوم علیهم السلام: امام علی ، امام حسن و امام حسین بود؛ چرا که در ادامه زیارت هست: «و لأمیرالمؤمنین و الحسن و الحسین».
وی مطیع محض امام زمانش بود تا نتیجتا به این جایگاه رسید. آن بزرگوار با امام حسین از مدینه خارج شد، به مکه آمد و از آنجا نیز راهی کربلا... تا عصر تاسوعا که برایش امان نامه آوردند. اما عباس نپذیرفت و فرمود: «لا حاجة لنا فی أمانکم...»؛ ما نیازی به امان شما نداریم؛ امان خدا بهتر است از امان فرزند سمیه. (3)
شب عاشورا هم وقتی امام حسین صلوات الله علیه اصحاب را مرخص کرد در حالی که خطاب به یارانش می فرمود:
اکنون از تاریکی شب استفاده کنید ... از این محل متفرق شوید و مرا با این قوم تنها بگذارید؛ زیرا اینان فقط با من کار دارند؛ ناگهان عباس از جا بلند شده و عرضه داشت:
«و لِمَ نفعل ذلک؟»؛ ما چنین کاری نمی کنیم! «لنبقی بعدک؟»؛ آیا بعد از تو زنده بمانیم؟ «لا أرانا الله ذلک أبدا»، خدا چنین روزی را نیاورد. (4)
این ویژگی است که او را بین شهدای کربلا ممتاز نموده؛ در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است:
إن للعباس عندالله تبارک وتعالی لمنزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامه؛ یعنی عباس نزد خداوند متعال منزلتی دارد که روز قیامت تمام شهیدان (نمی فرماید انسانهای عادی) به مقام او غبطه می خورند.(5)
و همه این ویژگی ها در سایر شهدا نبود؛ گرچه آنان نیز جزو عباد صالح به حساب می آیند؛ ولی در مرتبه ای کمتر از مرتبه حضرت عباس (ع).
پی نوشتها:
1. ذاریات(51)، آیه56.
2. نهج البلاغة، ترجمه شهیدی، ص: 211، ناشر: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی،تهران،سال چاپ: 1378 ش
3. تاریخ الأمم و الملوک ، أبوجعفر محمد بن جریر الطبری ج5،ص:415 ، بیروت، دار التراث ، ط الثانیة، 1387/1967.
4. همان، ج5، ص:419.
5. أمالی الصدوق، ص: 463، ناشر: اعلمی، مکان چاپ: بیروت،سال چاپ: 1400 ق.