درس ماندلا برای آفریقای جنوبی یک شعار نبود؛ یک انتخاب دشوار بود: انتخاب میان شعله‌ور کردن شکاف‌ها یا مهار آن‌ها با اخلاق و عقل سیاسی. ایران نیز امروز در برابر همین انتخاب ایستاده است. آینده کشور به میزان شجاعت ما در ترجیح آشتی اخلاقی بر تسویه‌حساب، و در مقدم داشتن سرنوشت ملت بر خشم‌های انباشته گره خورده است. این مسیر - که بدخواهان ایران عامدانه می‌کوشند آن را مسدود کنند - تنها راهی است که به ثبات، همزیستی و آینده‌ای قابل زیستن می‌انجامد.

گروه اندیشه: رضا نصری در کانال خود یادداشتی نوشته در باره نفی خشونت با توجه به آن چه در چندهفته اخیر در ایران شاهد آن بوده است. او برای اثبات حرکت خشونت پرهیز ایرانیان، به جنبش ماندلا و خاطرات او متوسل شد. این یادداشت در زیر از نظرتان می گذرد: 

****

میلیون ها استقبال کننده او را دچار فراموشی در وعده هایش نکرد

در آوریل ۱۹۹۳، ساعاتی پس از ترور کریس هانی، رهبر محبوب حزب کمونیست آفریقای جنوبی، به دست یک مرد سفیدپوست، کشوری که تازه از زیر سایه سنگین آپارتاید بیرون آمده بود، ناگهان در آستانه انفجار خشم و انتقام قرار گرفت.

در میان بخش بزرگی از جامعه سیاه‌پوست، میل به تلافی علیه سفیدپوستان به‌سرعت اوج می‌گرفت و خطر فروغلتیدن کشور به خشونتی فراگیر، بیش از هر زمان دیگر محسوس بود. در چنین لحظه‌ای، نلسون ماندلا با یک پیام تلویزیونی کوتاه، سنجیده و سرنوشت‌ساز، صحنه را تغییر داد.

او واقعیت را پنهان نکرد. گفت قاتل، مردی سفیدپوست بوده است؛ و تصریح کرد که می‌توان عملکرد او را به همه سفیدپوستان تعمیم داد و مسیر نفرت و انتقام را در پیش گرفت. اما درست در همین نقطه، مکثی آگاهانه ایجاد کرد و توجه افکار عمومی را به نکته‌ای تعیین‌کننده معطوف ساخت: زنی که پلیس را از ماجرا باخبر کرده بود نیز سفیدپوست بود؛ راننده آمبولانسی که مجروح را به بیمارستان رساند هم از همان جامعه سفیدپوستان می‌آمد!

ماندلا در آن لحظه قصد تطهیر گذشته یا انکار رنج تاریخی سیاه‌پوستان را نداشت. او به‌خوبی می‌دانست زخم‌ها عمیق‌اند و خشم، ریشه‌دار. اما هم‌زمان دریافته بود که آینده یک ملت نه با تعمیم خطا شکل می‌گیرد و نه با سیاست انتقام.

او در آن مقطع، و در سراسر زندگی سیاسی خود، همواره کوشید با زدودن نفرت و نفی منطق تلافی، سیاست را به جایگاه تشخیص اخلاقی، تمایز مسئولیت‌ها و خویشتن‌داری جمعی بازگرداند.همین نگاه بود که آفریقای جنوبی را از لغزش به سوی جنگ داخلی دور نگه داشت.

فقط یک رهبر بزرگ می تواند بدون هراس از تهمت ها چنین بکند: ماندلا برای سعادت
مردم آفریقای جنوبی اعم از سفید و سیاه، این گونه با دشمن خونخوارش به صلح و سازش رسید. 

ایران امروز نیز بیش از هر زمان دیگر به چنین روحیه‌ای نیاز دارد؛ روحیه‌ای که نفی هویت جمعی یک گروه و مشروعیت‌بخشی به انتقام و خشونت افقی را برنمی‌تابد، و اجازه نمی‌دهد خشم، هرچند قابل فهم، به حذف «دیگری» بینجامد. روحیه‌ای که سیاست را از منطق حذف و تلافی جدا می‌کند و آن را به مسئولیت، عقلانیت و کرامت انسانی پیوند می‌زند.

جامعه ایران، جامعه‌ای متکثر است و بار سنگینی از گلایه‌های فروخورده و بی‌اعتمادی انباشته را با خود حمل می‌کند. عبور از این وضعیت بدون بازسازی زبان گفت‌وگو، بدون پرهیز آگاهانه از برچسب‌زنی جمعی و بدون مهار گسترش فرهنگ نفرت و خشونت ممکن نخواهد بود.

درس ماندلا برای آفریقای جنوبی یک شعار نبود؛ یک انتخاب دشوار بود: انتخاب میان شعله‌ور کردن شکاف‌ها یا مهار آن‌ها با اخلاق و عقل سیاسی. ایران نیز امروز در برابر همین انتخاب ایستاده است. آینده کشور به میزان شجاعت ما در ترجیح آشتی اخلاقی بر تسویه‌حساب، و در مقدم داشتن سرنوشت ملت بر خشم‌های انباشته گره خورده است. این مسیر - که بدخواهان ایران عامدانه می‌کوشند آن را مسدود کنند - تنها راهی است که به ثبات، همزیستی و آینده‌ای قابل زیستن می‌انجامد.

ماندلا سمت راست و گاندی سمت چپ،
رهبران موفق دو نهضت خشونت پرهیز در آفریقای جنوبی و هند در قرن بیستم

۲۱۶۲۱۶