به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، به نقل از پدال، اگر از علاقهمندان و دنبالکنندگان مطالب و اخبار نظامی باشید، احتمالاً تاکنون با اصطلاحاتی مثل جنگنده نسل چهارم یا نسل پنجم مواجه شدهاید؛ اما این نسلها چه معنایی دارد؟
نسلبندی جنگندهها درواقع یک سیستم دستهبندی تاریخی است که برای درک بهتر سرعت و ماهیت تغییرات بنیادی در طراحی هواپیماهای جنگی پس از جنگ جهانی دوم ایجاد شده است. این دستهبندی نه توسط یک نهاد واحد و رسمی، بلکه اغلب بهصورت پسینی (بعد از وقوع) توسط کارشناسان، مورخان نظامی و صنعتگران هوانوردی شکل گرفته است تا بتوانند تفاوتهای کیفی اساسی بین هواپیماها را در طول زمان تفکیک کنند.
مهمترین معیار برای تعیین یک نسل جدید، ظهور یک یا چند فناوری محوری است که بهطور ریشهای تواناییهای جنگی هواپیما را ارتقا میدهد و آن را از نسل قبلی متمایز میسازد. برای مثال، یکی از مهمترین جهشها، جایگزینی موتورهای پیستونی با موتورهای توربوجت بود که امکان پرواز با سرعتهای بالاتر را فراهم کرد و باعث شکلگیری نسل اول جنگندهها شد. بهطور خلاصه، نسلبندیها نشاندهنده پیشرفتهایی است معماری اصلی در طراحی هواپیما را تغییر میدهد؛ زمانی که یک هواپیمای جدید با ترکیبی از فناوریهای پیشرو، بهطور کامل فلسفهٔ نبرد هوایی پیشین را منسوخ میکند.
نسل اول، آغاز عصر جت، از دهه ۱۹۴۰ تا اوایل دهه ۱۹۵۰
پس از پایان جنگ جهانی دوم، ورود موتور جت انقلابی در طراحی هواپیماهای رزمی ایجاد کرد و دورهای جدید در نبردهای هوایی آغاز شد. جنگندههای نسل اول، درواقع نخستین تلاشهای بشر برای بهکارگیری فناوری جت در میدان نبرد بودند. این هواپیماها هنوز شباهت زیادی به جنگندههای ملخی جنگ جهانی دوم داشتند اما بهجای موتور پیستونی، به موتور توربوجت مجهز شده بودند که سرعت و ارتفاع بیشتری را ممکن میکرد. از نظر فناوری، هنوز خبری از رادارهای رزمی، موشکهای هوا به هوا یا سامانههای الکترونیکی نبود و خلبان ناچار بود با مهارت شخصی و دید چشمی هدف را پیدا و منهدم کند. جنگ کره در اوایل دههٔ ۵۰ اولین میدان واقعی نبرد میان جنگندههای جت بود و در آن میگ ۱۵ شوروی و F-۸۶ سیبر آمریکا رودررو شدند. یکی دیگر نمونههای مشهور این نسل مسراشمیت Me ۲۶۲ آلمانی بود که نخستین جت جنگی تاریخ محسوب میشود. این جنگندهها با وجود محدودیتهای فراوان در کنترل و پایداری، نقطهٔ آغاز راهی شدند که بعدها جنگهای هوایی را دگرگون کرد.
نسل دوم، عصر سرعت و موشک، از دهه ۱۹۵۰ تا اواخر دهه ۱۹۶۰
با پیشرفت سریع فناوری و رقابت شدید در دوران جنگ سرد، نسل دوم جنگندهها وارد صحنه شدند. این نسل نماد گذار از پرواز زیرصوت به سرعتهای مافوق صوت بود و توانایی رسیدن به سرعتی بیش از دو برابر سرعت صوت را داشت. طراحیها با دماغههای باریک، بالهای کوچک و بدنههایی آیرودینامیک برای عبور از دیوار صوتی، کاملاً تحت تأثیر نیاز به ارتفاع و سرعت بیشتر شکل گرفتند. در این نسل برای نخستین بار رادارهای رزمی هرچند ابتدایی در این هواپیماها نصب و امکان استفاده از موشکهای هوا به هوا فراهم شد که انقلاب بزرگی در تاکتیکهای نبرد هوایی محسوب میشد. در این دوران، جنگندههایی چون میگ ۲۱ شوروی، F-۱۴۰ آمریکا و میراژ III فرانسه به نماد سرعت و قدرت تبدیل شدند. این نسل در جنگ ویتنام، درگیریهای هند و پاکستان و جنگهای اعراب و اسرائیل نقش برجسته داشت. هرچند تمرکز بیشازحد بر سرعت گاه باعث کاهش چابکی و مانورپذیری جنگندههای نسل دوم شد اما پیریزی نبردهای هدایتشده با موشک را برای نسلهای بعد فراهم ساخت.
نسل سوم، تعادل میان سرعت و مانور، از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰
نسل سوم جنگندهها به دنبال برقراری تعادل میان سرعت بالا و مانورپذیری بود. طراحان دریافتند که در نبردهای هوایی واقعی، چابکی و توان مانور اهمیتی کمتر از سرعت ندارد. به همین دلیل این نسل با اصلاح ساختار بالها، بهبود کنترل پرواز و ترکیب موشک و توپ برای نبردهای نزدیک متولد شد. سیستمهای الکترونیکی پیشرفتهتر و سامانههای کنترل آتش قابلاعتمادتر به خلبان اجازه میداد تا اهداف را با دقت بیشتری ردیابی کند. F-۴ فانتوم II آمریکا در این دوره به یک افسانه بدل شد و در بسیاری از کشورها ازجمله ایران، دههها بعد نیز در خدمت باقی ماند. در سوی مقابل، شوروی با میگ ۲۳ و فرانسه با میراژ F۱ قدرت خود را نشان دادند. نبردهای جنگ ویتنام و جنگ یومکیپور عرصه آزمایش این نسل از جنگندهها بود، نسلی که نشان داد نبرد هوایی دیگر صرفاً مسابقهٔ سرعت نیست، بلکه هماهنگی میان خلبان، سامانههای الکترونیکی و تسلیحات هوشمند اهمیت دارد.
نسل چهارم، عصر اویونیک و چندمنظورگی، از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط دهه ۱۹۹۰
در دهههای پایانی قرن بیستم، فناوری دیجیتال بهسرعت پیشرفت کرد و نسلی تازه از جنگندهها را پدید آورد که نهتنها سریع و چابک بودند، بلکه میتوانستند مأموریتهای گوناگونی را انجام دهند. اصطلاح Multirole یا چندمنظوره، ویژگی شاخص جنگندههای نسل چهارم شد. این هواپیماها مجهز به سیستمهای الکترونیکی بسیار پیشرفته (اویونیک)، رادارهای داپلر پالسی، نمایشگرهای دیجیتال کابین و سامانههای پرواز با سیم بودند که ثبات و مانور را به سطحی بیسابقه رساندند. جنگندههایی چون F-۱۵ ایگل و F-۱۶ فالکون در آمریکا، سوخوی Su-۲۷ و میگ ۲۹ در روسیه و میراژ ۲۰۰۰ در فرانسه، نماد این عصر محسوب میشوند. جنگندههای نسل چهارم توانایی درگیری ماورای دید داشتند و میتوانستند موشکهای هدایتشونده دوربرد را شلیک کنند. جنگ خلیجفارس در سال ۱۹۹۱ نقطهٔ اوج نسل چهارم بود، جایی که تلفیق قدرت هوایی و فناوری دیجیتال برتری مسلم هوایی را برای نیروهای ائتلاف رقم زد. نسخههای پیشرفتهتر مانند یوروفایتر تایفون و رافال که به رادارهای AESA مجهز شدند، بهعنوان نسل ۴.۵ شناخته میشوند و تا امروز در خدمت هستند.
نسل پنجم، پنهانکاری و شبکه هوشمند، از اوایل دهه ۲۰۰۰ تا امروز
نسل پنجم جنگندهها بر پایه دستاوردهای نسل چهارم بنا شد اما با افزودن یک قابلیت انقلابی یعنی پنهانکاری یا قابلیت رادارگریزی، جهشی بنیادین در فناوری هواپیماهای جنگی ایجاد کرد. این هواپیماها با طراحی خاص بدنه، زوایای پیچیده و مواد جاذب رادار ساخته میشوند و تسلیحات را داخل بدنه حمل میکنند تا از دید سامانههای ردگیری مخفی بمانند. در این نسل همچنین، همگرایی سنسورها به یک اصل اساسی تبدیل شد؛ بدین معنا که دادههای جمعآوری شده توسط رادار، سنسورهای فروسرخ و سیستمهای جنگ الکترونیک، همگی توسط رایانههای مرکزی پردازش و به یک تصویر واحد و کامل برای خلبان تبدیل میشوند. جنگندههایی مانند F-۲۲ رپتور و F-۳۵ لایتنینگ ایالاتمتحده، سوخوی Su-۵۷ روسیه و چنگدو J۲۰ چین نمونههای بارز این نسل هستند. در نسل پنجم، خلبان دیگر فقط هدایتکننده نیست؛ او فرماندهٔ یک شبکه اطلاعاتی است که دادهها از سطح زمین، دریا و فضا را دریافت میکند و تصمیمهای تاکتیکی را بر اساس هوش تراکمی سیستم اتخاذ میکند. ارتباطات رمزنگاریشده و قابلیت مقابله با تهدیدات الکترونیک هم از دیگر ویژگیهای جنگندههای نسل پنجم است.
نسل ششم، عصر هوش مصنوعی، دهه ۲۰۳۰
در حال حاضر جهان در آستانهٔ ورود به نسل ششم جنگندهها قرار دارد؛ نسلی که هنوز در مرحلهٔ طراحی و آزمایش اولیه قرار دارد اما مفاهیم آن بسیار فراتر از تصور است. این هواپیماها نهتنها قرار است پنهانتر و سریعتر باشند، بلکه از هوش مصنوعی پیشرفته برای تحلیل میدان نبرد، اتخاذ تصمیمات تاکتیکی و همکاری با سایر سامانهها استفاده خواهند کرد. مفهوم وینگمن یا پهپاد همپَر، یکی از ویژگیهای کلیدی این نسل است؛ جنگندهٔ اصلی با چند پهپاد هوشمند همراه میشود که تحت فرمان آن عمل کرده و مأموریتهای خطرناک را انجام میدهند. سلاحهای انرژی هدایتشده مانند لیزرهای رزمی، ارتباطات کوانتومی، بدنههای مجهز به حسگرهای هوشمند و سیستمهای کنترل حرارتی از دیگر فناوریهای مورد انتظار هستند. طرحهایی چون F-۴۷ در آمریکا و FCAS توسعهٔ مشترک فرانسه آلمان و اسپانیا، جنگندههای نسل ششم در دست توسعه هستند. با ورود این جنگندهها، نبرد هوایی آینده احتمالاً ترکیبی از انسان و ماشین، تصمیمگیری مشترک و سرعت فراتر از تصور خواهد بود و مرز بین خلبان و سیستمهای خودکار بهشدت کمرنگ خواهد شد.
۲۲۷۳۲۲