به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایسنا، صالح رامسری، مدیر نشر معین درباره تأثیر تکنرخی شدن ارز و به تبع آن حذف ارز ترجیحی کاغذ بر نشر کتاب در کشورمان با تأکید براینکه این انتشارات سالهاست کاغذ دولتی دریافت نکرده و کتابهای خود را با کاغذ آزاد منتشر میکند، گفت: دولت از ابتدا نباید وارد این موضوع میشد؛ بعد از تغییر دولتها هم سیاستهای خرید کتاب و نحوه تخصیص کاغذ تغییر کرد؛ مثلا از برخی از ناشران کتاب میخریدند و کاغذ را هم به همه ناشران نمیدادند. نشر ما اصلاً کاغذ دولتی نمیگرفت، در واقع تکلیف خودمان را مشخص کرده بودیم و کاغذ را با ارز آزاد میخریدیم. همچنان هم کاغذ آزاد میخریم و زمانی که قیمت کاغذ بالا میرود طبیعتا قیمت کتاب نیز بالا میرود.
او ادامه داد: تصور کنید چاپ اول کتاب «بقچه» هوشنگ مرادی کرمانی را با کاغذ آزاد با قیمت ۷۰۰ هزار تومان چاپ کردیم. بعد از ۳ سال، هر جلد آن ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان شده است؛ زمان انتشار آن کاغذ را با بندی ۲ میلیون و ۴۵۰ هزار تومان خریده بودم. حالا کاغذ بندی ۳ میلیون تومان شده است، نمیتوانم کتاب را با قیمت قبل به بازار عرضه کنم، پس مجبورم کتاب را به قیمت ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش دهم. در نهایت دود این کار به چشم خواننده میرود و تیراژ کتاب پایین میآید.
رامسری با اشاره به اینکه نرخ کاغذ وابستگی تنگاتنگی با نرخ ارز دارد و با افزایش قیمت دلار قیمت کاغذ نیز افزایش پیدا میکند، بیان کرد: اما کاغذفروش این را درنظر نمیگیرد که شش ماه پیش با دلار ۱۱۰ تومانی کاغذ را وارد کرده، امروز همان کاغذ را با دلار ۱۶۰ هزار تومان به من ناشر میفروشد. فقط کاغذ هم نیست. با افزایش قیمتها چسب گران میشود، مقوا گران میشود، فیلم و زینک هم گران میشود، همه مانند مهرههای دومینو با هم در ارتباط هستند. ناشر چه باید بکند؟ من ناشر مجبور میشوم تیراژ کتاب را پایین بیاورم و قیمت را افزایش دهم، چارهای جز این ندارم. برخی از ناشران، کتابی را که شش ماه پیش چاپ کرده بودند برچسب (لیبل) زده و قیمتش را تغییر میدهند. در یک بازار آشفته و بیسروته گرفتار شدهایم.
او درباره اینکه برای تغییر وضعیت چه میشود کرد، گفت: این مسئله را ناشر نمیتواند تعیین کند بلکه دولت باید وارد این مسئله شده و آن را درست کند، زیرا کاغذ از مجاری دولتی وارد میشود و دولت باید آن را حل کند.
این فعال فرهنگی با بیان اینکه افزایش قیمت کاغذ منجر به کاهش تیراژ و افزایش قیمت کتاب میشود، ادامه داد: نتیجه همه اتفاقات این است که مردم دیگر کتاب نمیخوانند. ناشر نمیتواند تصمیم بگیرد زیرا مدیریت دست آنها نیست و در جای دیگری است.
لیما صالح رامسری همچنین درباره پیشبینیاش برای نمایشگاه کتاب تهران نیز گفت: به سهم خودم میگویم در نمایشگاه شرکت نمیکنم زیرا برای حضور در نمایشگاه باید کتاب داشته باشم. الآن ۴۲ عنوان کتابم چاپش تمام شده است اما با این وضعیت کاغذ، نمیتوانم آنها را تجدید چاپ کنم. نمونهاش کتاب هفتجلدی «یادداشتهای اسدالله علم» است که کاغذ بسیاری میخواهد. واحد فروش هر روز اعلام میکند کتاب را تجدید چاپ کنید، خواهان دارد، اما نمیتوانم چاپ کنم. اگر کاغذ بندی ۳ میلیون بگیرم باید این کتاب را ۱۰ میلیون تومان قیمتگذاری کنم که باز کم است. چه کسی برای یک دوره کتاب حاضر است ۱۰ میلیون تومان بدهد؟ قشر کتابخوان ما طبقه متوسط هستند و از پس هزینهها برنمیآیند. آدمهای سرمایهدار کتاب نمیخوانند.
این ناشر درباره اینکه با این روند ممکن است چراغ نشر خاموش شود، گفت: دارد خاموش میشود. خیلی از همکاران ما کار نشر را کنار گذاشتهاند. ما در پخش کتاب نیز فعال بودیم و کتابها را با چکهای مدتدار از ناشران میگرفتیم اما حالا ناشران چک مدتدار قبول نمیکنند، درصد تخفیف را بالا بردهاند اما نقدی میگیرند یعنی من موزع هم باید به کتابفروش نقدی بدهم، و خود به خود این چرخه فلج میشود. وقتی من ناشر بیش از ۴۰ عنوان کتابم از کتابهای احمد محمود و هوشنگ مرادی کرمانی تا کتاب «کمدی الهی» را نمیتوانم منتشر کنم، باید چه کنم؟ من میگویم نمیتوانم در نمایشگاه کتاب شرکت کنم. زمانی میتوانم در نمایشگاه شرکت کنم که کتاب داشته باشم. اگر کتاب نداشته باشم چرا حضور داشته باشم؟
59243