به گزارش خبرآنلاین حسن بهشتی پور به روزنامه فرهیختگان گفت:
*انتظار این بود که پیوست رسانهای قوی در مذاکرات داشته باشیم که چنین اتفاقی نیفتاد. جا داشت که دستگاه دیپلماسی در مورد موضوعات مذاکرات، پیوستی رسانهای ارائه کند. ازآنجاییکه ایران تأکید کرده ما حاضر نیستیم در شرایط دستوری مذاکره کنیم، طرف مقابل چهار شاخص را مشخص کرده که برای ما حداقل در یک مورد که موضوع هستهای بود، قابلمذاکره بود و بقیه را قبول نداشتیم. اما اینکه چه اتفاقی افتاده که ما حاضر به مذاکره شدیم نیاز به پیوستی برای تبیین افکار عمومی داشت.
*نکته دیگر در مورد محل مذاکرات بود. دیدید، طرف مقابل با چه ترفندهایی به سمت فضاسازی رسانهای رفت تا مذاکرات پیش از شروع، شکست بخورد. مثل اقدامی که رسانه آمریکایی_صهیونی آکسیوس انجام داد. اینها به سمت تولید روایتهایی رفتند که ضدمنافع ما بود. این روایت روی این بستر سوار میشود که کشورهای منطقه تلاش میکنند که منطقه به سمت جنگ نرود؛ اما اینکه آمریکا بهخاطر کشورهای منطقه پذیرش محل مذاکره را پذیرفته است، فضاسازی رسانهای است.
*اینکه ایران ترجیح میدهد که مذاکرات در مسقط برگزار شود به این خاطر است که مسقط در دورههای قبلی نشان داده کاملاً بیطرف است و تلاش کرده هم به نفع ایران موضعگیری نکند هم به نفع آمریکا. این گزاره مهمی است که محل مذاکرات در کشوری باشد که بیطرفیاش محرز باشد درحالیکه ترکیه عضو ناتوست. عملاً در موضعگیریهایش یکی به نعل یکی به میخ میزند و کاملاً زیگزاگی عمل میکند. اصل این است که ترکیه از بهنتیجهرسیدن مذاکرات با طرف آمریکایی استقبال میکند؛ اما بهخاطر منافع خودش نه بهخاطر دلسوزی برای مردم ایران. واقعیت آن است که ترکیه کشوری بیطرف نیست و مواضع متضاد، متناقض و مذبذب دارد. برایناساس ترکیه مکان مناسبی برای گفتوگو میان طرفین نبود.
*نکته دیگر آنکه عمان، مرکز رسانهای نیست و رقابتهای رسانهای در عمان وجود ندارد؛ اما در طرف ترکیهای رقابت رسانهای شدید میان سیانان ترک و منابع مختلف غربی که آنجا حضور دارند، وجود دارد. این فضاسازی رسانهای و مطبوعاتی روی روند مذاکرات بسیار اثرگذار است کمااینکه پیشازاین در ژنو و وین شاهد نتایج فضاسازی مذاکراتی و فشار بیرون مذاکراتی بودیم. وقتی مذاکرات در عمان برگزار میشود عملاً فشار مذاکراتی وجود ندارد یا بسیار کم است و ازاینجهت، تصمیم ایران تصمیم درستی بود. ضمن اینکه طرف آمریکایی هم از این ماجرا ضرر نمیکردند به این خاطر که آنها میخواستند جنبه محرمانگی مذاکرات حفظ شود به این معنا که چیزی بیرون از مذاکرات در فرایند مذاکرات تأثیر نگذارد بهخصوص در جنبه رسانهای.
*نکته دیگر اینکه مذاکرات از نگاه ایران غیرمستقیم است. در چنین وضعیتی وزیر خارجه عمان برای انتقال پیام مناسبتر است تا آقای فیدان. مهم است که آنچه مطرح میشود عین آن به طرف مقابل مطرح و تحتتأثیر نظر کشور ثالث قرار نگیرد. درحالیکه با واسطهگری ترکیه احتمال تأثیرگذاری نظر این کشور، وجود داشت.
*این مذاکرات مثل دور اول مذاکرات که منجر به جنگ شد، بیشتر ارزیابی است برای رسیدن به دستور کار مشترک. مهم است که دو طرف دستور کار مشترک مذاکراتی داشته باشند. در حال حاضر دو طرف دو دستور کار دارند. یک دیکتهای است که آمریکاییها دارند و روی تحقق آن تأکید دارند؛ 1. تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم 60درصد 2. پذیرش غنیسازی صفر درصد 3. برد موشکها به 500 کیلومتر محدود شود. 4. تعهد داده شود در کشورهای منطقهای مداخلهای انجام ندهید.
*طرف ایرانی میگوید، مذاکره میکنم برای؛ 1. مدیریت بحران و جلوگیری از جنگ، 2. نشان دادن حسن نیت به دنیا و حل مسئله از طریق مذاکرات 3. تلاش بر لغو و کاهش تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران.
*قاعدتاً در دور اول و دوم مذاکرات، دو طرف باید به سمت رسیدن به دستور کار مشترک حرکت کنند. آن زمان میشود قضاوت کرد که مذاکرات به نتیجه خواهد رسید یا خیر. فعلاً که آقای عراقچی خبر از پیشرفت داده و امیدواریم که به دستور کار مذاکراتی مشترک میان دو طرف برسیم. مشترک کردن دستور کار آغاز مذاکره هدفمند برای رسیدن به (نگوشیشن) است. فرق است میان گفتوگو و دیالوگ، دو طرف در حال دیالوگ کردن هستند اما «نگوشیشن» یا «مذاکرات رسمی» زمانی است که دستوری برای مذاکرات وجود داشته باشد.
*ترامپ کلاً اهل گفتوگو و معامله است؛ اما گفتوگو را همانطور که در کتابش توضیح داده با تهدید پیش میبرد. شب پیش از شروع مذاکره هم دم از مذاکره زده است هم ایران را تهدید کرده است. استراتژی ترامپ این است که تهدید و مذاکره را با هم پیش ببرد به این منظور که بتواند خواستههای خودش را به طرف مقابل، تحمیل کند. اینکه بگویم ترامپ واقعاً دنبال مذاکره است، درست است؛ اما به شرطی که به آنچه میخواهد برسد. اگر نرسد آیا حاضر به جنگ است؟ خود او منتقد جنگی بود که بوش پسر، اوباما و بایدن در افغانستان و عراق ادامه دادند و تأکید داشت که ما میلیاردها دلار خرج کردیم و به نتیجهای نرسیدیم؛ به همین منظور او به دنبال زدن یک ضربه و بهرهبرداریکردن از آن است. اینکه میخواهد خودش را با جنگی طولانیمدت در منطقه درگیر کند؟ طبیعتاً نمیخواهد. تصور ذهنی ترامپ این است که میتواند یک ضربه قاطع و دقیق بزند و ایران را تسلیم کند و با این تصور مذاکره میکند که بگوید من اتمام حجت کردم.
17302