به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایلنا به نقل از «آرتنت نیوز» نوشت: در المپیک زمستانی امسال از هفتم فوریه (هجدهم بهمنماه) تا چهاردهم مارس (بیست و سوم اسفندماه) از یک اثر دیده نشده از لئوناردو داوینچی پردهبرداری شد.
این اثر یک نقاشی عظیمِ ناتمامِ دیواری و سقفی است که قرنها در دل قلعه «اسفورزا». پنهان مانده بود. این اثر در اغلب مواقع به دلیل مرمت، پشت داربستها از دید عموم مخفی مانده بود.
چرا لئونادرو برای هنر جهان مهم است؟
لئوناردو داوینچی یکی از نادرترین چهرههای تاریخ هنر است؛ هنرمندی که مرز میان هنر، علم و تفکر فلسفی را درنوردید. او نقاشی را صرفاً ابزار زیبایی نمیدانست، بلکه آن را راهی برای شناخت جهان، بدن انسان، طبیعت و قوانین پنهان هستی میدید. آثارش، از «مونالیزا» تا «شام آخر»، نقطه تلاقی دقت علمی، تخیل هنری و نگاه انسانیاند؛ جایی که نور، آناتومی، پرسپکتیو و روانشناسی چهره به وحدتی کمنظیر میرسند. اهمیت داوینچی در تاریخ هنر، نه فقط در شاهکارهایش، بلکه در این است که هنر را به دانشی زنده و جستوجوگر بدل کرد؛ هنری که پرسش میپرسد، میکاود و فراتر از زمان خود میاندیشد.
بازدید محدود از «سالا دله آسه» در میانه مرمت
بازدیدکنندگان از ۷ فوریه تا ۱۴ مارس (بیش از پنج هفته) اجازه دارند از داربست ۲۰ فوتی داخل تالار «سالا دله آسه» واقع در قلعه اسفورزا بالا بروند و مرمتگران را در حال کار روی دیوارنگاره لئوناردو از نزدیک مشاهده نمایند.
پس از این بازه، فضا دوباره برای ۱۸ ماه بسته خواهد شد؛ موضوعی که این دسترسی محدود را به فرصتی نادر برای تماشای اثر در میانه فرآیند مرمت بدل میکند.
اصالت اثر و زمینه تاریخی خلق آن
این نقاشی که حدود سال ۱۴۹۸ آغاز شده و مدتها زیر لایههایی از گچ پنهان بوده است، اثر دیده نشده لئوناردو داوینچیست که به تازگی دوباره به عنوان اثری اصیل از استاد رنسانس، مورد ارزیابی قرار گرفته است.
بر اساس نامههای تاریخی «لودوویکو اسفورزا»، دوک میلان، این تالار در سال ۱۴۹۸ بهدست لئوناردو و کارگاهش نقاشی شد. دیوارها و سقف گنبدی تالار با شکوهی چشمگیر آراسته شدند: نقشِ پیچکهایی درهمتنیده زیر پرگولا، سایهبانی ساختهشده از ۱۶ درخت، و تکرنگهایی از ریشهها و صخرهها. اما در سال ۱۴۹۹ بود که با تصرف میلان بهدست فرانسه، اسفورزا و لئوناردو ناچار به فرار شدند.
چند قرن فراموشی
در ادامه این روند تاریخی، در سدههای بعد، قلعهی مذکور، کاربریِ نظامی یافته و به همین واسطه بوده که دیوارهای «سالا دله آسه» رنگآمیزی شند و نقاشی داوینچی زیر گچ و رنگ مدفون و پنهان شد و به مرور خاطرات و راویتهایی که درباره آن وجود داشت کمرنگ و کمرنگتر شد.
اواخر قرن نوزدهم بود که ردهایی از رنگ اصلی کشف شد. تلاشهای مرمتی در طول قرن بیستم سرانجام دیوارنگاره را به طور کامل آشکار کرد؛ اما با این حال، یک نوع از رنگهای آن با عنوان «تمپرای» به شکلی بسیار ظریف و شکننده، باقی ماند.
شیوههای مرمت کنونی
مرمتگران در حال حاضر برای پاکسازی سطح نقاشی، از کاغذ برنج ژاپنی به همراه آب دییونیزه استفاده میکنند، تا به این واسطه نمکهایی را که به دیوار نفوذ کردهاند، به نرمی خارج کنند؛ روشی دقیق که برای حفاظت از لایههای حساس رنگ به کار میرود.
روایت چندرسانهای از لئوناردو در دربار اسفورزا
همزمان، در «اتاقهای پانورامیک» قلعه، یک چیدمان چندرسانهای تازه، تاریخچه «سالا دله آسه» و نقش لئوناردو در دربار اسفورزا را روایت میکند. لئوناردو از محبوبان دوک بود و در همان دوره، «شام آخر» را در کلیسای سانتا ماریا دله گراتسیهی میلان خلق کرد.
درباره قلعه کهن «اسفورزا»
قلعه اسفورزا (Castello Sforzesco) یکی از مهمترین نمادهای تاریخی و فرهنگی میلان است؛ بنایی که در قلب رنسانس ایتالیا، همزمان کارکردی نظامی، سیاسی و هنری داشته است. این قلعه در سده پانزدهم به دست خاندان اسفورزا بازسازی شد و به مرکزی برای قدرت و حمایت از هنر بدل گشت. حضور هنرمندانی چون لئوناردو داوینچی در پروژههای تزئینی و معماری آن، قلعه اسفورزا را از یک دژ صرف به فضایی فرهنگی و اندیشمندانه ارتقا داد. امروز این بنا نهتنها یادگار تاریخ پرتنش میلان است، بلکه همچون موزهای زنده، پیوند میان قدرت، هنر و حافظه تاریخی را به نمایش میگذارد.
بازگشایی بخش «لئوناردسکیها» در پیناکوتکا
از ۲۱ ژانویه، اتاق بیست و یکم پیناکوتکای قلعه نیز با طراحی کاملاً جدید به روی عموم بازگشایی میشود؛ بخشی که به «لئوناردسکیها» (هنرمندانی آموزشدیده در کارگاه لئوناردو یا بهشدت متأثر از او) اختصاص دارد و شامل مرمتها و آثار تازه افزوده است.