به گزارش خبرآنلاین، به استحضار مردم شهیدپرور ایران میرساند حضرت آیتالله العظمی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در حمله مشترک آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی در صبح شنبه نهم اسفند ماه به شهادت رسیدند.
در پی جنایت آمریکا و رژیم صهیونیستی در به شهادت رساندن مقام معظم رهبری، ۴۰ روز عزای عمومی و ۷ روز تعطیل رسمی اعلام شد.
زندگینامه رهبر انقلاب اسلامی سید علی حسینی خامنهای
حضرت آیتالله سید علی خامنهای، فرزند مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین حاج سید جواد حسینی خامنهای، در روز 29 فروردین ماه 1318 برابر با 28 صفر 1358ق، در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود. ایشان دومین پسر خانواده هستند. زندگی سید جواد خامنهای مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده بود. همسر و فرزندانش نیز معنای عمیق قناعت و سادهزیستی را از او یاد گرفته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر بزرگوار در ضمن بیان نخستین خاطرههای زندگی خود از وضع و حال زندگی خانوادهشان چنین میگویند:
«پدرم روحانی معروفی بود، امّا خیلی پارسا و گوشهگیر... زندگی ما بهسختی میگذشت. من یادم هست شبهایی اتفاق میافتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت برای ما شام تهیّه میکرد و... آن شام هم نان و کشمش بود».
امّا خانهای را که خانواده سیّد جواد در آن زندگی میکردند، رهبر انقلاب چنین توصیف میکنند:
«منزل پدری من که در آن متولد شدهام تا چهار پنج سالگی من یک خانه 60 الی 70 متری در محله فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفهای! هنگامی که برای پدرم میهمان میآمد (و معمولاً پدر بنا بر اینکه روحانی و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیرزمین میرفتیم تا مهمان برود. بعد عدهای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم».
رهبر انقلاب از دوران کودکی در خانوادهای فقیر، امّا روحانی و روحانیپرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگی به همراه برادر بزرگش، سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر دوران تحصیل ابتدایی را در مدرسه تازهتأسیس اسلامی «دارالتعلیم دیانتی» گذراندند.
در حوزه علمیه
ایشان پس از آشنایی با جامعالمقدمات و صرف و نحو در دبیرستان، وارد حوزه علمیه شدند و نزد پدر و دیگر اساتید وقت ادبیات و مقدمات را خواندند.
در باره انگیزه ورود به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت میگویند:«عامل و موجب اصلی در انتخاب این راه نورانی روحانیت، پدرم بودند و مادرم نیز علاقهمند و مشوق بودند».
ایشان کتب ادبی از قبیل «جامعالمقدمات»، «سیوطی»، «مغنی» را نزد مدرسان مدرسه «سلیمانخان» و«نواب» خواندند و پدرش نیز بر درس فرزندانش نظارت میکردند.
کتاب «معالم» را نیز در همان دوره خواندند. سپس «شرایع الإسلام» و «شرح لمعه» را در محضر پدرش و مقداری را نزد مرحوم «آقا میرزا مدرس یزدی» و «رسائل» و «مکاسب» را در حضور مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی و بقیه دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرش خواندند و دوره مقدمات و سطح را بهطور کمسابقه و شگفتانگیزی در پنج سال و نیم به اتمام رساندند. پدرشان مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهمی در پیشرفت این فرزند برومند داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب، در زمینه منطق و فلسفه، کتاب «منظومه» سبزواری را ابتدا نزد «مرحوم آیتالله میرزا جوادآقا تهرانی» و بعدها نزد مرحوم «شیخ رضا ایسی» خواندند.
در حوزه علمیه نجف اشرف
آیتالله خامنهای که از هیجده سالگی در مشهد، درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ، مرحوم آیتاللهالعظمی میلانی شروع کرده بودند، در سال 1336 به قصد زیارت عتبات عالیات، عازم نجف اشرف شدند و با شرکت در درسهای خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف، از جمله مرحوم سید محسن حکیم، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، سید یحیی یزدی و میرزا حسن بجنوردی، اوضاع درس و تدریس و تحقیق آن حوزه علمیه را پسندیدند و قصد اقامت در آنجا نمودند، ولی پدر موافقت نفرمودند؛ لذا پس از مدّتی، به مشهد بازگشتند.
در حوزه علمیه قم
آیتالله خامنهای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالی در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگانی چون مرحوم آیتاللهالعظمی بروجردی، امام خمینی، شیخ مرتضی حائری یزدی و علامه طباطبائی استفاده کردند. در سال 1343، برای مواظبت از پدر که یک چشمشان بر اثر «آب مروارید» نابینا شده بود، به مشهد هجرت کردند؛ خود در این باره فرمودهاند:
«به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد. بههرحال، به دنبال کار و وظیفه خود رفتم. اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان بری است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام دادهام».
ایشان در مشهد از ادامه درس دستبرنداشتند و جز ایام تعطیل یا مبازره و زندان و مسافرت، بهطور رسمی تحصیلات فقهی و اصولی خود را تا سال 1347 در محضر اساتید بزرگ حوزه مشهد، بهویژه آیتالله میلانی ادامه دادند. همچنین از سال 1343 که در مشهد ماندگار شدند، در کنار تحصیل و مراقبت از پدر پیر و بیمار، به تدریس کتب فقه و اصول و معارف دینی به طلاب جوان و دانشجویان نیز میپرداختند.
مبارزات سیاسی
آیتالله خامنهای به گفته خویش: «از شاگردان فقهی، اصولی، سیاسی و انقلابی امام خمینی (ره) هستند». امّا نخستین جرقههای سیاسی و مبارزاتی و دشمنی با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام، شهید سید مجتبی نواب صفوی در ذهن ایشان زده است. هنگامی که نواب صفوی با عدهای از فدائیان اسلام در سال 31 به مشهد رفته، در مدرسه سلیمانخان، سخنرانی پر هیجان و بیدارکنندهای در موضوع احیای اسلام و حاکمیت احکام الهی و فریب و نیرنگ شاه و انگلیس و دروغگویی آنان به ملّت ایران، ایراد کردند.
آیتالله خامنهای که آن روز، از طلاب جوان مدرسه سلیمانخان بودند، بهشدت تحت تأثیر سخنان آتشین نواب واقع شدند. ایشان میگویند: «همان وقت جرقههای انگیزش انقلاب اسلامی بهوسیله نواب صفوی در من به وجود آمده و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد».
همراه با نهضت امام خمینی (ره)
آیتالله خامنهای از سال 1341 که در قم حضور داشتند و حرکت انقلابی و اعتراضآمیز امام خمینی علیه سیاستهای ضد اسلامی و آمریکاپسند محمدرضا شاه پهلوی، آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسی شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیبهای فراوان و شکنجهها و تبعیدها و زندانها مبارزه کردند و در این مسیر از هیچ خطری نترسیدند. نخستین بار در محرم سال 1383 از سوی امام خمینی (قدس سره) مأموریت یافتند که پیام ایشان را به آیتالله میلانی و علمای خراسان در خصوص چگونگی برنامههای تبلیغاتی روحانیون در ماه محرم و افشاگری علیه سیاستهای آمریکایی شاه و اوضاع ایران و حوادث قم، برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز برای تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستای پیام امام خمینی، به تبلیغ و افشاگری علیه رژیم پهلوی و آمریکا پرداختند.
اولین بازداشت
بدین خاطر در 9 محرم برابر با 12 خرداد 1342 دستگیر و یک شب بازداشت شدند و فردای آن روز به شرط اینکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پیش آمدن حادثه خونین 15 خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آورده، تحویل بازداشتگاه نظامی دادند و ده روز در آنجا با سختترین شرایط و شکنجه و آزارها زندانی شدند.
دومین بازداشت
در بهمن 1342 برابر با رمضان 1383، آیتالله خامنهای با عدهای از دوستانشان بر اساس برنامه حسابشدهای به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو سه روز توقف در کرمان و سخنرانی و منبر و دیدار با علما و طلاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانیها و افشاگریهای پرشور ایشان بهویژه در ششم بهمن، سالگرد انتخابات و رفراندوم قلابی شاه، مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روز پانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن(ع) بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابی ایشان در افشاگری سیاستهای شیطانی و آمریکایی رژیم پهلوی، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه بهصورت انفرادی در زندان «قزل قلعه» زندانی شدند و انواع اهانتها و شکنجهها را تحمل کردند.
سومین و چهارمین بازداشت
کلاسهای تفسیر و حدیث و اندیشه اسلامی ایشان در مشهد و تهران با استقبال کمنظیر جوانان پرشور و انقلابی مواجه شد. همین فعالیتها سبب عصبانیت ساواک شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند؛ بدین خاطر در سال 1345 در تهران مخفیانه زندگی میکردند و یک سال بعد (1346) دستگیر و محبوس شدند. همین فعالیتهای علمی و برگزاری جلسات و تدریس و روشنگری عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواک جهنمی پهلوی در سال 1349 نیز دستگیر و زندانی گردند.
پنجمین بازداشت
حضرت آیتالله خامنهای، در باره پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک مینویسد:
«از سال 48 زمینه حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاههای جاری رژیم پیشین نیز نسبت به من، که به قرائن دریافته بودند چنین جریانی نمیتواند با افرادی از قبیل من در ارتباط نباشد، افزایش یافت. سال 50 مجدداً و برای پنجمین بار به زندان افتادم. برخوردهای خشونتآمیز ساواک در زندان آشکارا نشان میداد که دستگاه از پیوستن جریانهای مبارزه مسلحانه به کانونهای تفکر اسلامی بهشدت بیمناک است و نمیتواند بپذیرد که فعالیتهای فکری و تبلیغاتی من در مشهد و تهران از آن جریانها بیگانه و بهکنار است. پس از آزادی، دایره درسهای عمومی تفسیر و کلاسهای مخفی ایدئولوژی و... گسترش بیشتری پیدا کرد».
ششمین بازداشت
در بین سالهای 1350 و 1353 درسهای تفسیر و ایدئولوژی آیتالله خامنهای در سه مسجد «کرامت»، «امام حسن(ع)» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشکیل میشد و هزاران نفر از مردم مشتاق، بهویژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلاب انقلابی و معتقد را به این سه مرکز میکشاند و با تفکرات اصیل اسلامی آشنا میساخت.
درس نهج البلاغه ایشان از شور و حال دیگری برخوردار بود و در جزوههای پلیکپیشده تحت عنوان «پرتوی از نهج البلاغه» تکثیر و دستبهدست میگشت. طلاب جوان و انقلابی که درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان میآموختند، با عزیمت به شهرهای دور و نزدیکِ ایران، افکار مردم را با آن حقایق نورانی آشنا و زمینه را برای انقلاب بزرگ اسلامی آماده میساختند. این فعالیتها موجب شد که در دیماه 1353 ساواک بیرحمانه به خانه آیتالله خامنهای در مشهد هجوم برده، ایشان را دستگیر و بسیاری از یادداشتها و نوشتههایشان را ضبط کنند. این ششمین و سختترین بازداشت ایشان بود و وی تا پاییز 1354 در زندان کمیته مشترک شهربانی زندان بودند. در این مدت، در سلولی با سختترین شرایط نگه داشته شدند. سختیهایی که ایشان در این بازداشت تحمل کردند، به تعبیر خودشان: «فقط برای آنان که آن شرایط را دیدهاند، قابل فهم است».
پس از آزادی از زندان، به مشهد مقدس برگشتند و باز هم همان برنامه و تلاشهای علمی و تحقیقی و انقلابی ادامه داشت. البته دیگر امکان تشکیل کلاسهای سابق را به ایشان ندادند.
در تبعید
رژیم جنایتکار پهلوی در اواخر سال 1356، آیتالله خامنهای را دستگیر و برای مدت سه سال به ایرانشهر تبعید کرد. در اواسط سال 1357 با اوجگیری مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابی ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شده، به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمی، علیه رژیم سفاک پهلوی قرار گرفتند و پس از پانزده سال مبارزه مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آن همه سختی و تلخی، ثمره شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنی پیروزی انقلاب کبیر اسلامی ایران و سقوط خفتبار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه پهلوی و برقراری حاکمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.
در آستانه پیروزی انقلاب
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، پیش از بازگشت امام خمینی (قدس سره) از پاریس به تهران، از سوی ایشان، «شورای انقلاب اسلامی» با شرکت افراد و شخصیتهای مبارزی همچون شهید مطهری، شهید بهشتی، هاشمی رفسنجانی و... در ایران تشکیل گردید؛ آیتالله خامنهای نیز به فرمان امام بزرگوار، به عضویت این شورا درآمد.
پیام امام توسط شهید مطهری«ره» به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر کبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.
پس از پیروزی
آیتالله خامنهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیتهای ارزشمند خویش در جهت تحکیم اهداف انقلاب اسلامی ادامه دادند و در این راستا مسئولیتهای بزرگی را عهدهدار شدند از قبیل:
- پایهگذاری «حزب جمهوری اسلامی» با همکاری و همفکری تعدادی از علمای مبارز همچون شهید بهشتی، شهید باهنر، هاشمی رفسنجانی و... دراسفند 1357.
- معاونت وزارت دفاع در سال 1358.
- سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1358.
- امام جمعه تهران، 1358.
- نماینده امام خمینی«قدس سره» در شورای عالی دفاع، 1359.
- نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، 1358.
- حضور فعال و مخلصانه با لباس رزم در جبهههای دفاع مقدس، در سال 1359 با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران.
- ریاست جمهوری (به دنبال شهادت محمدعلی رجایی، دومین رئیس جمهور ایران، آیتالله خامنهای در مهرماه 1360 با کسب بیش از شانزده میلیون رأی مردمی و حکم تنفیذ امام خمینی (قدس سره) به مقام ریاست جمهوری ایران اسلامی برگزیده شدند. همچنین از سال 1364 تا 1368 برای دومین بار به این مقام و مسئولیت انتخاب گردیدند).
- ریاست شورای انقلاب فرهنگی، 1360.
- ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، 1366.
- ریاست شورای بازنگری قانون اساسی، 1368.
- رهبری و ولایت امت، که از سال 1368، روز چهاردهم خرداد پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب، امام خمینی (قدس سره)، توسط مجلس خبرگان رهبری به این مقام والا و مسئولیت عظیم انتخاب شدند و چه انتخاب مبارک و درستی بود که پس از رحلت امام راحل، با شایستگی تمام توانستند امت مسلمان ایران، بلکه مسلمانان جهان را رهبری نمایند.
۲۹۲۹