علی‌ رکاب، کتابفروش، در پی شهادت رهبر معظم انقلاب در صفحه اینستاگرام خود متنی منتشر کرد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، علی‌ رکاب، کتابفروش، در پی شهادت رهبر معظم انقلاب در صفحه اینستاگرام خود متنی منتشر کرد:

من تو را می‌شناختم. از میان تمام سانسورها برایم مشهود بودی. خب آخر من کتابفروشم. سال‌ها دیدن کتاب‌ها و کتابخوان‌ها چیزهای زیادی به من آموخته است و تو کتابخوان‌ترین آدمی بودی که می‌شناختم. دلم به بودنت گرم بود. در دنیایی که خیلی وقت است متوجه شده‌ام جای من نیست. هیچ‌وقت هم جای من نبوده. من همچون مهمانی با میزبانانی که هیچ آدابی سرشان نمی‌شود، غربتی عمیق را در دنیا و در میان اهالی‌اش چشیده‌ام. گاهی سعی کردم با بازی‌هایشان همراه و سرگرم شوم، گاها هم قاطی شده‌ام. خب من مثل تو نبودم. نیستم. خوب می‌فهمیدم در شنیده‌ها و دیده‌ها چه‌ می‌یافتی، در مواجهه‌ با آدم‌ها و دغدغه‌هایشان.

همیشه دوست داشتم از این دنیا بروم. از هفت سالگی‌ام آرزوی رفتن از دنیا برایم شکل گرفت. با عزت و یا ذلت برایم فرقی نمی‌کند. این‌قدر رفتن از میان این آدم‌ها برایم جذاب است که جهنم، بهشت و ذلت، عزت است. بار غربت دنیا برایم سهمگین است. دلخوشی‌هایم سکوت انقلابی طبیعت، بچه‌ها و معدود انسان‌هایی مثل تو بودند. لیکن تو، آن پیرمرد روشنفکر و دلسوز که هیچ‌کس نفهمید با رفتن و حتی در بودن و با عینک جهان‌داران دیدنش، چه گران‌قدری را از دست داده، باید این‌چنین مقاومت را بازتعریف می‌کردی و تسلیم دنیا نمی‌شدی. از تو غیر از این توقعی نمی‌رفت. غیر از این مرا می‌شکستی.

من که مدت‌هاست از دنیا و اهالی‌اش ناامید و به هرآن‌چه غیر دنیاست امید بسته‌ام. بعد از تو دلم به حال همه مردم دنیا بیشتر از پیش می‌سوزد. حتی آن‌ها که از نبودت خوشحال شده‌اند. که با نبودت هم آن‌ها بیشتر از دیگران آسیب خواهند دید. ما خیلی با هم فرق داشتیم. فقط خودت می‌فهمی چه می‌گویم. و وقتی به حال خودم نگاه می‌کنم، دلم بیشتر برایت تنگ می‌شود. چون حتی در عوالم دیگر هم کنار هم قرار نخواهیم گرفت. بدرود؛ خوشحالم در زمان و سرزمینی زیستم که تو در آن نفس می‌کشیدی. بدرود.

منبع:فارس