خبرآنلاین-گزارش جان هافمن در نشنال اینترست- مترجم مهسا مژدهی: دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا ایالات متحده را وارد جنگی با ایران کرده است که پایانی مشخص ندارد و فاقد اهداف روشن و قابل دستیابی، پایانبندی قابل تشخیص یا برنامهای عملی برای خروج است. او این جنگ را انتخاب کرده است. ایران تهدید فوری برای ایالات متحده ایجاد نکرده بود و اکنون کاخ سفید با شتاب در تلاش است تا برای جنگی که از قبل آغاز شده و دشوارتر از آنچه انتظار میرفت پیش میرود، استراتژی طراحی کند.
به احتمال زیاد این جنگ تشدید خواهد شد؛ چراکه ایران مواضع خود را مستحکم میکند و صداهای تندرو ترامپ را به سوی اهداف حداکثریو تا حد زیادی دستنیافتنی سوق میدهند. با به حرکت درآوردن این بحران، دولت ترامپ همان شکستهایی را تکرار میکند که مدتها سیاست آمریکا در خاورمیانه را تعریف کردهاند. اگر مسیر اصلاح نشود، ایالات متحده در مسیر یک جنگ بیپایان دیگر قرار گرفته است.
توجیهات ظاهری ترامپ برای این جنگ بارها تغییر کردهاند، همانطور که اهداف اعلامشده هم تغییر کردهاند.
پیش از آغاز عملیات علیه ایران، دلیل اعلامشده برای اقدام نظامی از سوی دولت ترامپ مبهم و متناقض بود. آنها بین چند هدف در نوسان بودند:
هدف قرار دادن برنامه هستهای ایران (که ترامپ اصرار داشت که در جنگ ۱۲ روزه آن را نابود کرده است، نابود کردن برنامه موشکهای بالستیک ایران، و آزاد کردن مردم ایران.
با وجود نظرسنجیهایی که نشان میداد اکثریت قاطع آمریکاییها با چنین جنگی مخالف بوده و همچنان مخالفاند، ترامپ بدون تردید به مسیر خود ادامه داد.
پس از آغاز جنگ هم دلایل اعلامشده به همان اندازه پیش از جنگ متغیر و متناقض بودهاند. هنگام اعلام جنگ، ترامپ ادعا کرد ایران یک تهدید فوری برای ایالات متحده است و آشکارا تغییر رژیم در تهران را هدف خود اعلام کرد و از مردم ایران خواست کشورشان را پس بگیرند. پس از آن، دولت ترامپ ابتدا از این موضع عقبنشینی کرد و بهطور لفظی از این ایده تغییر رژیم فاصله گرفت. اما ترامپ اخیرا ادعا کرده است که رئیس جمهور آمریکا باید شخصا در انتخاب رهبر بعدی ایران نقش داشته باشد.
توجیهاتی که دولت ترامپ مطرح کردهاند در برابر بررسی دقیق قابل دفاع نیستند و نبود اهداف روشن و قابل دستیابی باعث آشفتگی راهبردی در واشنگتن شده است. پیشبرد منافع آمریکا وابسته به این جنگ نبود، تهدیدی که ایران برای ایالات متحده ایجاد میکرد دهههاست در واشنگتن بزرگنمایی شده است. نه برنامه هستهای ایران و نه برنامه موشکهای بالستیک آن تهدید فوری برای آمریکا محسوب نمیشدند. ایران در پی ساخت سلاح هستهای نبود و موشکهایش به هیچ وجه توانایی هدف قرار دادن خاک اصلی آمریکا را نداشتند.
پس از آغاز جنگ، پنتاگون اعتراف کرد که ایران قصدد حمله به نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه را نداشت؛ مگر آنکه ابتدا اسرائیل به آنها حمله کند. اگر هدف ترامپ جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای بود، ایران امتیازاتی به آمریکا پیشنهاد داده بود که از نظر عینی بهتر از توافق هستهای ۲۰۱۵ که ترامپ در سال ۲۰۱۸ آن را کنار گذاشت، بود. اکنون جنگ دستیابی به آن هدف را بسیار دشوارتر کرده است.
عامل اصلی این جنگ نه منافع راهبردی آمریکا بلکه اولویتهای اسرائیل بود. اسرائیل نقش مهمی در جلوگیری از رسیدن ترامپ و تهران به توافق هستهای داشت و با وارد کردن مجموعهای از «بندهای سمی» باعث فروپاشی مذاکرات شد و همزمان واشنگتن را به سوی جنگ سوق داد. هدف آنها تغییر رژیم بود. بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، بیش از سه دهه است که شخصا در واشنگتن برای اقدام نظامی آمریکا علیه ایران لابی کرده است.
اسرائیل میخواست از مجموعه ضربههایی که به موقعیت راهبردی تهران وارد کرده بود بهرهبرداری کند؛ ضربههایی که پس از حمله تروریستی حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، جنگهای بعدی اسرائیل در غزه و لبنان، و رویارویی مستقیم نظامی با ایران رخ داد. نتانیاهو که از تغییر احتمالی افکار عمومی آمریکا درباره رابطه آمریکا و اسرائیل نگران بود، واشنگتن را به پیگیری این جنگ تشویق کرد، در زمانی که اسرائیل هنوز سرمایه سیاسی لازم برای چنین اقدامی را داشت. ترامپ نیز در عمل در زمین او بازی کرد.
با نبود استراتژی منسجم و با نفوذ منافع خاص در سیاستگذاری، واشنگتن خود را متعهد به یک جنگ باز و نامحدود دیگر در خاورمیانه کرده است؛ جنگی که نشانهای از پایان نزدیک آن دیده نمیشود.
به نظر میرسد ایران مصمم به جنگیدن است و خود را برای یک جنگ فرسایشی طولانی آماده میکند. قدرت هوایی به تنهایی نمیتواند رژیم را فروبپاشد و ترور آیتالله خامنهای رهبر ایران برای سقوط جمهوری اسلامی کافی نیست. این نظام کماکان عمیقا ریشهدار است و پیش از جنگ هم برنامههای اضطراری برای ادامه مبارزه در صورت شهادت رهبر آن را آماده کرده بود. هسته اصلی دستگاه قدرت در ایران یعنی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان قدرتمندترین بازیگر سیاسی، اقتصادی و نظامی در داخل کشور است. سپاه اکنون کنترل خود بر تصمیمگیری در تهران را بیشتر میکند و از اختلاف شدید در میان اپوزیسیون ایرانی سود میبرد.
در عین حال، به نظر میرسد ایالات متحده هم مصمم است تا این جنگ را تشدید کند. واشنگتن قصد دارد شدت بمبارانها را افزایش دهد و ترامپ احتمال اعزام نیروهای زمینی آمریکا به داخل ایران را رد نکرده است. پس از آنکه آمریکا و اسرائیل نتوانستند پس از مرگ رهبر ایران باعث فروپاشی حکومت شوند، اکنون به نظر میرسد در نبود توانایی برای نصب یک دولت دستنشانده در تهران، هدف آنها فروپاشی خود دولت در ایران شده است.
ترامپ در حال بررسی حمایت از گروه های شبه نظامی قومی مختلف در داخل ایران است. گفته میشود سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در حال کار برای مسلح کردن گروههای مختلف است و نیروهای کردِ مسلحشده توسط آمریکا از عراق هم ظاهرا آماده ورود به ایران هستند. شعلهور کردن یک جنگ نیابتی در داخل ایران خطر ایجاد یک شورش طولانیمدت، تقویت گروههای افراطی و ایجاد بیثباتی بیشتر در منطقه را به همراه دارد.
این جنگ تاکنون پیامدهای منفی هم برای آمریکا داشته است. دستکم شش نظامی آمریکایی در جریان این جنگ کشته شدهاند. عبور کشتیها از تنگه هرمز به شدت کاهش یافته و قیمت نفت و گاز نیز به دلیل جنگ افزایش داشته است و احتمالا با ادامه درگیری باز هم افزایش خواهد داشت.
برای جلوگیری از این وضعیت، ترامپ اکنون در حال بررسی ارائه اسکورت سیاسی و بیمه ریسک سیاسی برای نفتکشها و کشتیهای حامل گاز است که از تنگه عبور میکنند. با این حال، ایالات متحده با کاهش قابل توجه ذخایر موشکهای رهگیر مواجه است و این موضوع نگرانیهایی درباره اینکه تا چه مدت میتواند این سطح از عملیات را ادامه دهد ایجاد کرده است. دولت هیچ جدول زمانی روشنی درباره مدت این جنگ به مردم آمریکا ارائه نکرده است. این زمانبندی مدام تغییر کرده و اکنون به طور بالقوه حدود هشت هفته تخمین زده میشود.
ترامپ ایالات متحده را وارد جنگ کرد با این باور که این اقدام هزینههای سیاسی، اقتصادی و انسانی قابل توجهی نخواهد داشت. این تصمیم نماد همان غروری است که دههها سیاست آمریکا در خاورمیانه را هدایت کرده است. سیاستی که نه ثبات بیشتری برای منطقه به همراه داشته و نه منافع ملموسی برای ایالات متحده ایجاد کرده است. اکنون ترامپ باید تصمیم بگیرد که آیا در جهت منافع مردم آمریکا مسیر خود را تغییر دهد یا کشور را به سمت یک جنگ بی پایان دیگر سوق دهد.
۳۱۲/۴۲