به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، دکتر «سیدرضا سجادینژاد» دبیر نشست در ابتدا به جنگ اخیر رمضان و ورود مستقیم آمریکا به درگیریها اشاره و ضرورت بررسی جریان مسیحیت صهیونیستی را مطرح کرد.
بنابر روایت ایرنا، وی گفت: در جنگ ۱۲ روزه، درگیری جمهوری اسلامی با صهیونیسم به عنوان اسرائیل یهودی بود اما در جنگ رمضان، آمریکا به عنوان صهیونیسم ورود و خسارات زیادی وارد کرد.
سجادینژاد با بیان اینکه حاکمان کنونی و سابق آمریکا مانند «جو بایدن» بهصراحت خود را صهیونیست معرفی میکنند، افزود: چنین به نظر میرسد که تعلق به این ایدئولوژی در سران آمریکا بیشتر از شعار و شوآف و تبلیغات سیاسی باشد. از اینرو ضرورت دارد بیشتر به ریشههای جریان صهیونیسم مسیحی پرداخته شود.
بخش اول: ریشهها و تحولات مسیحیت صهیونیستی
شاخههای اصلی مسیحیت
دانشگاه ادیان و مذاهب: دکتر مسجدجامعی در ابتدای سخنان خود به سه شاخه اصلی مسیحیت اشاره کرد: کاتولیک به رهبری پاپ، ارتدوکس در شرق اروپا و خاورمیانه، و پروتستان در شمال اروپا، آمریکا و کشورهای آنگلوساکسون.
کلیسای اونجلیکال؛ جریانی آمریکایی با دو قرن قدمت
وی در پاسخ به پرسش اول دبیر نشست درباره تمایز مسیحیت صهیونیستی با جریانهای سنتی، گفت: «کلیسای اونجلیکال حدود دو قرن پیش در آمریکا متولد شده و اگرچه از شاخههای پروتستان محسوب میشود، اما تولد، رشد و تحولات آن کاملاً در آمریکا اتفاق افتاده است.»
سفیر اسبق ایران در واتیکان افزود: «این کلیسا امروزه در بخشهای مهمی از آسیای دور (کره و تایوان)، آفریقا و به ویژه آمریکای لاتین نفوذ گستردهای دارد. ویژگی اصلی این جریان، یهودیدوستی و حمایت از تشکیل اسرائیل و بازگشت یهودیان به سرزمین مقدس است و به همین دلیل به آن “کلیسای صهیونیستی” نیز میگویند.»
تفسیر ویژه از کتاب مقدس؛ گذر از سنت کلیسایی
دکتر مسجدجامعی با بیان تفاوت اساسی رویکرد اونجلیکالها با مسیحیت سنتی، توضیح داد: «در مسیحیت کاتولیکی و ارتدوکسی، فهم کتاب مقدس بر اساس متن به اضافه نظرات پدران کلیسا (آباء کلیسا) صورت میگرفت. اما در جریان پروتستانی و به ویژه در نوع افراطی آن یعنی اونجلیکالها، این سنت کنار گذاشته شد و گفتند ما خودمان مستقیماً به متن مقدس مراجعه میکنیم.»
وی تأکید کرد: «اونجلیکالها حتی چارچوبهای پروتستانی را نیز نپذیرفتند. این موضوع به فرهنگ و جامعه خاص آمریکا بازمیگردد. آمریکا پس از جنگهای استقلال، جامعهای کاملاً متفاوت با اروپا بود و این بستر باعث شکلگیری تفسیری جدید از مسیحیت شد.»
تأکید بر قوم یهود، نه آیین یهود
این استاد دانشگاه با اشاره به ویژگی مهم تفسیر اونجلیکالی گفت: «در این تفسیر دینی، اهمیت زیادی نه برای آیین یهود، بلکه برای قوم یهود قائل میشوند. یعنی هر کس که یهودی است، در این نگاه جایگاه ویژهای دارد و این باور نتایج خاص خود را به دنبال داشته است.»
تقدم تاریخی مسیحیت صهیونیستی بر صهیونیسم یهودی
دکتر مسجدجامعی با طرح یک نکته تاریخی مهم خاطرنشان کرد: «مسیحیت اونجلیکال یا مسیحیت صهیونیستی، پیش از یهودیت صهیونیستی متولد شده است. یعنی پیش از آنکه در اوایل قرن بیستم، صهیونیسم یهودی به عنوان خاستگاه کشور اسرائیل شکل بگیرد، این جریان مسیحی با تفسیر خاص خود از کتاب مقدس، به لزوم گردهمایی یهودیان در سرزمین مقدس باور داشت.»
ارتباط با راستگرایی یهودی
دکتر حمامی لالهزار با ذکر نمونههایی از مخالفت یهودیان متدین، گفت: «در خود اسرائیل دو نوع دادگاه وجود دارد؛ دادگاه خاخامی برای یهودیان متدین و دادگاه دولتی برای دیگران. حدود بیست سال پیش درگیری شدیدی بین دولت و یهودیان مذهبی بر سر خواندن شعار توحید (شما) در مدارس رخ داد و دولت آن را نپذیرفت. امروز نیز گروههایی مانند ناتوری کارتا در جهان، آشکارا با صهیونیسم مخالفت میکنند.»
وی افزود: «در دو سال اخیر و پس از جنگ غزه، یهودیان بسیار بیشتری در سراسر جهان، از جمله آمریکا، انگلستان و کانادا، با راهپیماییها و اعتصابات، جدایی خود را از سیاستهای رژیم صهیونیستی ابراز کردند.»
شعار «از نیل تا فرات» بدون چارچوب دینی
رئیس کلیمیان ایران با اشاره به سوءاستفاده صهیونیستها از وعده الهی به حضرت ابراهیم، گفت: «اینکه در تورات از نیل تا فرات به عنوان سرزمین موعود یاد شده، یک شعار صهیونیستی شده، بدون رعایت چارچوب دینی. در کنار این، دستورات دیگری مانند “ظلم نکن”، “دزدی نکن” و “غصب نکن” نیز در تورات وجود دارد که صهیونیستها خود را متعهد به آن نمیدانند.»
دو نوع صهیونیسم؛ دینی و سیاسی
دکتر حمامی لالهزار با تفکیک دو مفهوم از صهیونیسم، گفت: «برخی “صهیونیسم دینی” را مطرح میکنند که فقط بر اساس باور دینی و انتظار ظهور منجی، به وعدههای الهی معتقد است. اما “صهیونیسم سیاسی” همان جنبش ملیگرایانه است که از آرمانها بهره برده، اما چارچوبهای دینی را نادیده میگیرد.»
توجیه خاخامهای صهیونیست برای جنایات
دکتر حمامی لالهزار در پاسخ به این سؤال که چگونه برخی خاخامها جنایات علیه فلسطینیان و مسلمانان را توجیه میکنند، به دو توجیه اصلی اشاره کرد:
۱. توجیه مبتنی بر عمالقه: «در تورات به هفت قوم خاص (از جمله عمالقه) اشاره شده که در زمان حضرت موسی در سرزمین مقدس ساکن بودند. سه راهکار برای مواجهه با آنها وجود داشت: ترک سرزمین، پذیرش اصول هفتگانه (مانند توحید، قتل نکردن، زنا نکردن) و زندگی به عنوان اقلیت، یا جنگ.
تأکید تورات فقط بر همین هفت قوم خاص است و در هیچ جای تورات دستور کلی برای جنگ با همه بتپرستان وجود ندارد. برخی خاخامهای صهیونیست، فلسطینیان را به عمالقه تشبیه میکنند و کشتن آنان را واجب دینی میدانند، در حالی که اثباتی برای این امر وجود ندارد و این اقوام هزاران سال پیش با دیگران مخلوط شده و قابل تشخیص نیستند.»
۲. توجیه دفاع شخصی: «توجیه دوم، بحث مظلومنمایی و دفاع شخصی است. آنها با استناد به هولوکاست و تهدیدهایی مانند “اسرائیل باید از بین برود”، اقدامات خود را دفاع پیشگیرانه و مشروع جلوه میدهند.»
ابزار تبلیغاتی رژیم صهیونیستی
دکتر حمامی لالهزار در پاسخ به این سؤال که وزن مخالفان یهودی اسرائیل چقدر است، گفت: «رژیم صهیونیستی از ابزار تبلیغاتی و ارتباطاتی بسیار قدرتمندی برخوردار است و خود را سخنگو و نماینده کل یهودیان جهان معرفی میکند. در مقابل، یهودیان متدین و معتقد چنین ابزاری را در اختیار ندارند. شاید ۹۰ درصد بوق تبلیغاتی در اختیار رژیم صهیونیستی است. اما جنگ غزه باعث شد صدای مخالفان یهودی بیشتر به گوش برسد.»
پیام به یهودیان ایران و جهان
دکتر حمامی لالهزار در پاسخ به پرسشی درباره کنش مطلوب یهودیان معتقد در برابر رژیم صهیونیستی، گفت: «از منظر دین، بر اساس دستورات تورات، آنچه اهمیت دارد اخلاق و رفتار درست است. تاکید تورات بر عدل و انصاف است و منجی موعود نیز قدم اولش برقراری عدل و انصاف در کل جهان بین همه اقوام و ادیان است. حضرت موسی پرچمدار پیامبران علیه ظلم و فرعونیان است. روش ظلم هرگز مورد تایید خداوند و تورات نیست.»
وی با اشاره به سوءاستفاده از باورهای دینی برای مقاصد سیاسی، گفت: «متأسفانه در بسیاری از موارد، از باورهای دینی برای مقاصد سیاسی استفاده ابزاری میشود. تشخیص راه راست از این ابزارها کار سختی است و باید دقت کرد.»
ایران؛ نماد همزیستی ادیان
در ادامه نشست، دکتر حمامی لالهزار با تقدیر از ملت ایران، گفت: «سابقه طولانی حضور یهودیان در ایران، وجود اماکن مقدس یهودی در شوش، همدان و تویسرکان، و نقش کوروش کبیر، ایران را پس از اسرائیل به مهمترین سرزمین برای یهودیان تبدیل کرده است.
در دوران جنگ غزه، در بسیاری از کشورها اقداماتی علیه یهودیان صورت گرفت اما خوشبختانه در ایران حتی یک مورد نداشتیم. ما امروز آزادانه مراسم خود را برگزار میکنیم. این همزیستی و همدلی بین ادیان در ایران، سرمایه بزرگی است. همانطور که امام فرمودند “ما ملت واحده هستیم”، این شعار نیست و در باور و رفتار مردم دیده میشود. «مانند مبلغین اونجلیکال در کره که هواپیمای خصوصی دارند، نمیتوان گفت گرایش دینی صرف دارند.»
راستگرایی؛ پدیدهای جهانی
دکتر مسجدجامعی در ادامه نشست به پدیده راستگرایی در جهان اشاره کرد و گفت: «راستگرایی در حال حاضر یک جریان جهانی است. در هند، راستگرایان هندو با وجود سابقه ملایمت آیین هندو، اکنون مسلط شدهاند. در اروپا راست سیاسی قوت گرفته و احزاب راستگرا در انتخابات پیروز میشوند. در آمریکا نیز آمدن ترامپ حاصل قدرتگیری راست است. این راستگرایی دو بخش دارد: سیاسی-اجتماعی و دینی-اعتقادی. در بخش دینی، معمولاً تعهد دینی واقعی کمتر شده و از دین برای ابراز افراطیگری استفاده ابزاری میشود.»
مسیحیت صهیونیستی؛ از جریانی سکولار به دینی
دکتر مسجدجامعی در پایان بخش نخست نشست، پاسخ به این سؤال که آیا مسیحیت صهیونیست خود را جریانی سکولار میداند یا دینی، گفت: «در حال حاضر خود را جریانی با پشتوانه دینی و تفسیر دینی میداند. در طول تاریخ اسرائیل، هیچ نخستوزیری به اندازه نتانیاهو، به ویژه پس از جنگ غزه، از آیات عهد عتیق استفاده نکرده است. اندیشه صهیونیستی که زمانی غیردینی، ناسیونالیستی و قومی بود، اکنون عمدتاً دینی شده و این روند در آینده بیشتر هم خواهد شد.»
بخش دوم: یهودیت اصیل در برابر صهیونیسم سیاسی
تفاوت بنیادین یهودیت و صهیونیسم
رئیس کلیمیان ایران در بخش دوم نشست در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت یهودیت به عنوان یک دین و صهیونیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی مدرن، گفت: «یهودیت یک دین توحیدی است، بر اساس باورها و اعتقاد به حضرت موسی کلیم (ع)، با قدمتی بیش از سه هزار و ۳۰۰ سال.»
ریشههای شکلگیری صهیونیسم
دکتر حمامی لالهزار با اشاره به نحلهها و گرایشهای مختلف در تاریخ یهودیت، گفت: «در اواخر قرن نوزدهم و شروع قرن بیستم، همزمان با رشد جنبشهای ملیگرایانه در اروپا و فشار بر یهودیان، یک جنبش سیاسی در میان یهودیان شکل گرفت که رهبران آن یهودیان متدین و معتقد نبودند، بلکه یهودیانی بودند که رویکرد ملیگرایانه داشتند. این جنبش با این استدلال که اگر کشور مستقلی داشته باشیم، میتوانیم از خود دفاع کنیم، شکل گرفت و از آرمانها و اعتقادات یهودی برای مشروعیتبخشی به خود استفاده کرد.»
باور دینی یهودیت به سرزمین موعود
رئیس کلیمیان ایران در تبیین باور دینی یهودیان به سرزمین موعود، توضیح داد: «بر اساس اعتقاد یهودیت، خداوند سرزمین مقدس را به حضرت ابراهیم، سپس به اسحاق و یعقوب (اسرائیل) وعده داد. حضرت موسی بنیاسرائیل را از ظلم فرعون نجات داد و به سوی این سرزمین هدایت کرد. پس از چهل سال، یوشع نبی وارد سرزمین مقدس شد و به تدریج حکومتی تشکیل شد که مبدأ آن حضرت داود و سلیمان نبی است. معبد بیتالمقدس ساخته شد و بخشی از دستورات دینی یهود به معبد وابسته است.»
وی افزود: «یهودیان در طول تاریخ دو بار پراکنده شدند؛ یک بار با تخریب معبد اول توسط بابلیها و بار دیگر با تخریب معبد دوم توسط رومیها در سال ۷۰ میلادی. از آن زمان تاکنون، اعتقاد دینی یهودیان این است که زمانی با ظهور منجی (ماشیح)، همه یهودیان در سرزمین موعود جمع خواهند شد. اما یهودیان متدین هرگز اقدام عملی یا نظامی برای تصاحب زورگویانه سرزمین نکردند و این را وابسته به تقدیر و خواست الهی میدانستند.»
صهیونیسم؛ بهرهبردار ابزاری از باورهای دینی
دکتر حمامی لالهزار با تأکید بر تفاوت اساسی صهیونیسم با یهودیت اصیل، گفت: «جنبش صهیونیست با بهرهگیری از این آرمان و اعتقاد دینی، اما با دیدگاه “خودمان اقدام میکنیم و تشکیل میدهیم” شکل گرفت. به همین دلیل، اولین مخالفتها با جنبش صهیونیست توسط یهودیان متدین صورت گرفت.»
رئیس کلیمیان ایران با اشاره به تحولات پس از تشکیل اسرائیل، خاطرنشان کرد: «یهودیان متدین به تدریج که رفتار عملی صهیونیستها را دیدند، بیشتر از آن فاصله گرفتند. بسیاری از یهودیان متدین حتی تابعیت اسرائیل را نپذیرفتند. در خود اسرائیل نیز بر سر قانون اساسی اختلاف شدیدی وجود داشت. یهودیان متدین تأکید داشتند قوانین باید بر اساس تورات باشد، اما صهیونیستها این باور را نداشتند و نهایتاً فقط در پنج مورد (ازدواج، طلاق و …) بر اساس اصول دینی توافق کردند. عملاً ساختار حقوقی اسرائیل شبیه قوانین فرانسه یا ترکیه و در برخی جنبهها لائیک و ضد دینی است.»
مخالفت یهودیان معتقد با صهیونیسم
وی در پاسخ به پرسش دبیر نشست درباره ارتباط مسیحیت صهیونیستی با راستگرایی یهودی، توضیح داد: «راستگرایی یهودی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به عنوان یک جنبش سیاسی و قومی (نه دینی) شکل گرفت. آنها به دنبال پایان دادن به سرگردانی یهودیان بودند و سه گزینه اوگاندا، آرژانتین و فلسطین را مطرح کردند. پایهگذاران این جنبش، یهودیان متدین به معنای ارتدوکس نبودند، بلکه متعلق به قوم یهود بودند.»
وی افزود: «اما اونجلیکالها پیش از تولد این تفکر، بر اساس تفسیر خود از مسیحیت و مسائل آخرالزمانی، به این باور رسیده بودند که یهودیان باید در سرزمین مقدس جمع شوند. پس از تشکیل اسرائیل در ۱۹۴۸، این پدیده برای آنها بسیار شگفتانگیز بود و آن را تحقق پیشگویی کتاب مقدس و وعده خدا به ابراهیم دانستند. از آن پس، به ویژه از جنگ جهانی دوم به بعد، این دو جریان در هم تنیده شدند و شکلی شدیداً سیاسی و حتی نظامی پیدا کردند.»
مسجد جامعی: بایدن؛ کاتولیکی با گرایش اونجلیکالی
دبیر نشست با اشاره به اظهارات جو بایدن، رئیسجمهور پیشین آمریکا، که گفته بود «من صهیونیست هستم»، پرسید آیا این نوع اظهارات ریشه در باورهای دینی دارد یا تحت تأثیر فضای سیاسی است؟
دکتر مسجدجامعی در پاسخ تأکید کرد: «بایدن شخصاً کاتولیک است، اما “گرایش اونجلیکالی” دارد.»
وی برای روشن شدن موضوع مثالی زد: «همانطور که ممکن است یک عالم سنیمذهب مالکی باشد اما گرایش سلفی یا اهل حدیثی داشته باشد، یا یک عالم شیعه اثنیعشری گرایش اخباری داشته باشد، یک فرد کاتولیک یا پروتستان نیز میتواند گرایش اونجلیکالی داشته باشد.»
وی افزود: «این گرایش مختص بایدن نیست. از روزولت به بعد، بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا مانند ریگان و کارتر صریحاً خود را اونجلیکال معرفی میکردند، برخی مانند بوش پسر به کلیسای اونجلیکال تعلق داشتند، و برخی دیگر مانند بایدن علیرغم کاتولیک یا پروتستان بودن، گرایش اونجلیکالی دارند. بایدن خود در مصاحبهای گفته این باور را از مادربزرگش به ارث برده است؛ یعنی پیش از تأسیس اسرائیل.»
ترامپ عضو هیچ کلیسایی نیست
دکتر مسجدجامعی در پاسخ به پرسشی درباره دونالد ترامپ گفت: «ترامپ اصلاً عضو هیچ کلیسایی نیست و نام او در هیچ فهرست عضویت کلیسایی ثبت نشده است.» وی افزود: «اما اونجلیکالهای آمریکا او را شخصیتی برجسته میدانند که خداوند او را فرستاده تا این اندیشه را زنده کند، همانگونه که درباره ریگان چنین تصوری وجود داشت.»
شبکهسازی؛ رمز نفوذ صهیونیسم و اونجلیکالها
دکتر مسجدجامعی در تبیین چرایی نفوذ گسترده صهیونیسم و جریان اونجلیکال در آمریکا، به مفهوم شبکهسازی اشاره کرد و گفت: «آن گروههایی که توان ایجاد شبکه داشته باشند، در دوران جدید بسیار موفق میشوند. یهودیها به ویژه در آمریکا که بزرگترین اقلیت یهودی پس از اسرائیل را تشکیل میدهند، با بهرهگیری از فضای باز اقتصادی و اجتماعی، شبکهای قدرتمند ایجاد کردند. این شبکه در زمینههای مالی، صنعتی، رسانهای و حتی تولید فیلم، نفوذ فوقالعادهای پیدا کرد. یکی از بزرگترین نمونههای آن “آیپک” (AIPAC) است.»
وی افزود: «این پدیده فقط مختص یهودیان نیست. اونجلیکالها نیز در کشورهایی مانند کره جنوبی، به دلیل ساختارهای شبکهای، نفوذی فراتر از کلیسای کاتولیک با سابقه طولانی پیدا کردهاند.»
فضای مسلط بر آمریکا؛ همانند دوران مک کارتیزم
دکتر مسجدجامعی با تشبیه فضای حاکم بر آمریکا در قبال اسرائیل به دوران مک کارتیزم، گفت: «در حال حاضر فضایی که در دو سه دهه اخیر نسبت به اسرائیل و صهیونیسم وجود دارد، کموبیش مانند فضای ضد کمونیستی آمریکا در دهه پنجاه است. این فکر مسلط، حتی کسانی را که گرایش دینی قوی ندارند نیز در بر میگیرد.»
پاسخ به تناقض؛ حب شیء یعمی و یصم
دکتر مسجدجامعی در پاسخ به این سؤال دبیر نشست که چگونه مسیحیان اونجلیکال با تعالیم اخلاقی حضرت عیسی (ع) و جنایات اسرائیل کنار میآیند، با استناد به مثل معروف عربی «حب شیء یعمی و یصم» (دوستیِ چیزی، انسان را کور و کر میکند) گفت: «برای آنها مهم نیست که یهودی خوب باشد یا بد، درستکار باشد یا ظالم. وقتی مبنای دینیشان این است که باید در خدمت قوم یهود باشند، حتی اگر ظالم و متجاوز باشد، باز هم در خدمت او خواهند بود. ترامپ در دوره اول خود گفت وقتی پایتخت را به بیتالمقدس منتقل کرد، با کمال تعجب دید که خوشحالی مسیحیان اونجلیکال از یهودیان بیشتر بود!»
دو دستگی در میان اونجلیکالها
وی در پاسخ به این سؤال که آیا میان اونجلیکالها افراد منصفی یافت میشود که با سیاستهای بیچونوچرای اسرائیل مخالف باشند، گفت: «در میان اونجلیکالها نیز دو دسته وجود دارد؛ عدهای واقعاً معتقد و متدین هستند و وظیفه دینی خود میدانند، اما رهبران و کسانی که در آیپک هستند یا رهبران سیاسی این جریان، قطعاً هدفشان سوءاستفاده است.
دکتر مسجدجامعی نیز در تکمیل این بحث، تأکید کرد: «اقلیتهای دینی در ایران، از جمله یهودیان، یکی از سرمایههای بزرگ ملی ما هستند. این که پس از اسرائیل، بزرگترین جمعیت یهودی در ایران زندگی میکنند، نشاندهنده بزرگواری ایرانیان و وفاداری یهودیان به سرزمین اجدادیشان است. در ایران گمان نمیکنم تعرضی به هموطنان یهودی شده باشد.»
پیشنهادی برای سیاست خارجی
دکتر مسجدجامعی در بخش پایانی سخنان خود، پیشنهادی برای سیاست خارجی و بینالادیانی کشور مطرح کرد: «ما یک سیاست دینی منسجم در قبال ادیان دیگر نداریم. در شرایط بحرانی، باید از این ظرفیت استفاده کنیم. نامهنگاری برای شخصیتهای دینی زمانی مؤثر است که به طور همزمان برای رقبای آنها نیز انجام شود. اگر برای پاپ نامه نوشته میشود، باید برای رهبران ارتدوکس و پروتستان نیز نوشته شود. همچنین باید از ظرفیت شخصیتهای یهودی ایران برای روشنسازی اذهان در خارج از کشور استفاده شود تا ثابت شود ایرانیان نه آنتیسمیت دارند و نه ضد یهود.»
جمعبندی
این نشست علمی که با حضور دو تن از برجستهترین کارشناسان حوزه ادیان برگزار شد، تصویر روشنی از تفاوت بنیادین میان یهودیت به عنوان یک دین توحیدی و صهیونیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی مدرن ارائه داد.
دکتر مسجدجامعی با تشریح خاستگاه و باورهای مسیحیت صهیونیستی، از تقدم تاریخی آن بر صهیونیسم یهودی و نفوذ گسترده این جریان در آمریکا و جهان سخن گفت. دکتر حمامی لالهزار نیز با تأکید بر مخالفت یهودیان متدین با صهیونیسم، استفاده ابزاری این ایدئولوژی از دین یهود را تشریح کرد و بر ظرفیت بیبدیل ایران در همزیستی مسالمتآمیز ادیان صحه گذاشت.