جنگ را اغلب مادر بحرانها میخوانند؛ بحرانی چنان بزرگ که ناآرامیهای دیگر را تحت الشعاع قرار میدهد یا خود به عامل اصلی ایجاد آنها تبدیل میشود. کشورها برای اینکه بتوانند با کمترین هزینه و تنش این دوره را طی کنند، در دوره جنگ اقدام به نوع خاصی از سیاستگذاری میکنند که معطوف به این دوران است. دورهای که در آن تامین نیازهای نظامی و کالاهای اساسی به اولویت اصلی تبدیل میشود و توسعه به اولویتی با کمترین اهمیت.
در این رابطه محمد تقی فیاضی، تحلیلگر اقتصاد سیاسی به خبرآنلاین گفت: در دوره جنگها هدف کشورها پیروز شدن بردیگری است، نه توسعه یا رشد. درنتیجه در این وضعیت مدیریت هزینهها و منابع ستون فقرات تصمیمگیری در دستگاه تصمیمگیری اقتصادی است. در یک وضعیت جنگی به سرعت بودجه عمرانی و عملیاتهای زیرساختی متوقف میشوند و در مقابل بودجه نظامی در کانون تصمیمات قرار میگیرد.
او ادامه داد: هزینه نظامی و کالاهای اساسی دو هزینه با بالاترین اولویت هستند که دولت باید به هر نحو منابع کافی برای آنها را تامین کند وگرنه چالش جنگ بیشتر میشود و مشکلات داخلی تشدید میشوند. در این شرایط دولتها برای تامین این نیازهای با اولویت بالا، بیش از شرایط نرمال ممکن است دست به چاپ پول بزند. در مورد وضعیت فعلی ایران من فکر میکنم دولت چهاردهم باید از این کار حتیالمقدور اجتناب کند.
وی در این باره توضیح داد: دولت ما پیش از این، با اقداماتش زمینه افزایش تورم را به وجود آورده است. پیش از جنگ شوک ارزی داده شد و زمینه تورم بالاتر فراهم شد. به همین دلیل تیم اقتصادی باید توجه داشته باشد که اگر بی محابا دست به انتشار پول و اقدامات انبساطی دیگر بزند، ممکن است کنترل تورم از دست برود. بهتر است با وجود شرایط دشوار فعلی، دولت در پی کاهش هزینههای اضافی باشد و از سیاستهای تورمزا پرهیز کند.
فیاضی با تاکید بر کنترل هزینهها و اجتناب از چاپ پول، درباره نیازهای اساسی افزود: در دوران جنگ، اولویت اصلی دولت عبارت است از تامین کالاهای اساسی مردم و نیازهای جنگی و دیگر مسائل در حاشیه این دو قرار میگیرند. پس دولت میتواند با در پیش گرفتن صرفهجویی حداکثری و وسواس در پرداخت منابع به فعالیتهای دیگر، میتواند تا اندازهای بر مضیقه مالی مقابله کند، بدون آنکه تورم افزایش یابد.
از نظر این تحلیلگر اقتصاد کلان در زمان جنگ دولتها برای هزینهکرد وسواس بیشتری نشان میدهند.
وی ادامه داد: ایران پیش از این تجربه یک جنگ ۸ ساله را داشت. دولت وقت، در آن دوره نسبتا موفق عمل کرد زیرا توانست با استفاده از ابزارهای آن زمان، مانند کوپن یا سختگیری در هزینهها، تورم را تا جای ممکن کنترل کند. در آن زمان تورم آن طور که در این سالها دیدیم به بیش از ۴۰ یا ۵۰ درصد نرسید و ارقام ثبت شده به مراتب کمتر بود. آن تجربه میتواند امروز برای مدیریت جنگی که احتمالا کوتاهتر اما با ابعاد وسیعتری باشد، به کار دولتمردان و مسئولین بیاید.
او درباره اینکه دولت برای افزایش منابع خود چه اقداماتی میتواند انجام دهد، گفت: کار زیادی در این بخش نمیتواند انجام شود و موانعی جدی برای درآمدزایی وجود دارد و خواهد داشت. دولت تا اندازهای روی مالیات میتواند حساب کند اما اگر خیلی هم بر مالیاتگیری اصرار ورزد ممکن است که تولید دچار مشکل شود. افزایش درآمدها به طور نسبی امکانپذیر است ولی باز هم کنترل هزینهها میتواند سریعتر اثر بخش باشد.
۲۲۳۲۲۹