ترامپ و اطرافیانش اساسا توانایی ارائه یک تحلیل عمیق برای این جنگ را ندارند. علاوه بر این، جنگ از همان ابتدا دچار مشکل شد.

خبرآنلاین- یادداشت نسرینه مالک در گاردین- مترجم مهسا مژدهی: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، با وجود اینکه در حال گسترش است و خاورمیانه و اقتصاد جهانی را بی‌ثبات می‌کند، گویی که واقعی نیست یا حداقل توسط دولت ترامپ اینگونه نمایش داده می‌شود. این جنگ مثل یک بازی ویدیویی، یک ورزش تماشایی، یا یک جشنواره شبکه‌های اجتماعی برای تحقیر طرف مقابل تصویر می‌شود. طراحان این جنگ از حماقت یک فضیلت ساخته‌اند و در این مسیر، از یک اکوسیستم اطلاعاتی گیج‌کننده و سطحی مورد پشتیبانی قرار گرفته‌اند. جنگی که آمریکا پیش می‌برد، شبیه اولین جنگ در عصر مدرن است که هم‌زمان هم بسیار از راه دور انجام می‌شود و هم عمیقا ریشه در ناآگاهی دارد.

یک هفته پس از آغاز جنگ، کاخ سفید ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد که صحنه‌هایی از فیلم‌های شجاع دل، تاپ گان و سریال برکینگ بد را کنار هم مونتاژ کرده بود و عنوان عدالت به سبک آمریکایی را داشت. عنوانی که خود بازآفرینی شعار سوپرمن بود. در ویدئوی دیگری با عنوان «Touchdown»، بازیکنان فوتبال آمریکایی به هم برخورد می‌کنند و ناگهان تصویر انفجار حمله نظامی نمایش داده می‌شود. حتی باب اسفنجی هم در این کلیپ‌ها ظاهر می‌شود و می‌پرسد: می‌خوای دوباره انجامش بدم؟ و سپس انفجار. در ویدیوی دیگری، عملیات خشم حماسی به شکل یک بازی نمایش داده شده است.

یکی از مقامات ارشد کاخ سفید به رسانه‌ها گفته: ما داریم با میم‌های خفن سرگرم‌کننده کار می‌کنیم، رفیق. به گفته او، کاری که ما می‌کنیم یک جنبه سرگرمی دارد. این دقیقا بازتاب شخصیت ترامپ و پایگاه هواداران اوست؛ جایی که همه چیز نه‌تنها یک بازی، بلکه یک رقابت است. سیاست، چه در داخل و چه در خارج به معنی امتیاز گرفتن، بردن و تحقیر طرف مقابل است. برای اینکه این رقابت سرگرم‌کننده باشد، باید آن را تا حد ممکن کم‌اهمیت جلوه داد. بنابراین، جنگ دیگر درباره مرگ، ویرانی و پیامدهای فاجعه‌بار اقتصادی و سیاسی نیست، بلکه درباره انفجار، امتیاز و ژست پیروزی است.

اما فراتر از این نمایش، این روایت‌سازی یک هدف سیاسی هم دارد: حذف هرگونه نیاز به توضیح پیچیده. ترامپ و اطرافیانش اساسا توانایی ارائه یک تحلیل عمیق برای این جنگ را ندارند. علاوه بر این، جنگ از همان ابتدا دچار مشکل شد. هدف اصلی(ایجاد شرایط برای تغییر رژیم)محقق نشد. ایران با موشک‌ها و پهپادهایش کشورهای خلیج فارس و اسرائیل را هدف قرار داد و با بستن تنگه هرمز، مسیر نفت و گاز را مختل کرد و قیمت انرژی را بالا برد. آنچه قرار بود پیروزی سریع باشد، به یک بن‌بست تبدیل شدو حالا باید به شکلی ساده و قابل وایرال شدن، به‌عنوان یک «پیروزی» نمایش داده شود.

این حس غیرواقعی بودن، با ماهیت از راه دور این جنگ تشدید شده است. هرگز جنگی با چنین پیامدهای گسترده، تا این حد با فاصله فیزیکی انجام نشده بود. هوش مصنوعی در مقیاسی بی‌سابقه به کار گرفته شده است. در ویدیویی که فرمانده عملیات منتشر کرد، اعلام شد که در بیش از ۵۵۰۰ حمله، هوش مصنوعی نقش مهمی داشته است. او گفت که انسان‌ها هنوز تصمیم نهایی را می‌گیرند، اما ابزارهای پیشرفته می‌توانند فرآیندهایی که قبلا ساعت‌ها یا حتی روزها طول می‌کشید، در چند ثانیه انجام دهند.

این فرآیند به‌طور تلخی ساده‌سازی زنجیره کشتار  نامیده می‌شود. یعنی کاهش زمان شناسایی، جمع‌آوری اطلاعات و انتخاب هدف. در این معنا، جنگ واقعا به یک بازی ویدیویی تبدیل شده است، جایی که فاصله انسانی از واقعیت میدان نبرد بیشتر شده و تصمیم‌ها به کدها سپرده می‌شود. نه سربازی در میدان است، نه تماس چشمی با قربانیان، نه درکی از تاثیر عمیق این حملات بر زندگی مردم. تلفات طرف آمریکایی و اسرائیلی نسبت به مقیاس حملات بسیار کم است، و همین باعث شده حس ریسک تقریبا از بین برود.

در عین حال، این جنگ در یک فضای رسانه‌ای رخ می‌دهد که از قبل برای چنین بی‌تفاوتی‌ای آماده شده است. دیگر خبری از دوران پوشش‌های متمرکز شبکه‌هایی مثل سی‌ان‌ان یا بی‌بیی‌سیی نیست. حالا همه چیز از دستور غذا گرفته تا جنگ در یک فید شبکه‌های اجتماعی کنار هم قرار می‌گیرد. در تیک تاک و اینستاگرام و ایکس، می‌توان بین ویدیوهای سرگرمی و تصاویر دود و انفجار در تهران، دوحه یا دبی جابه‌جا شد، بدون اینکه درک عمیقی از آنچه واقعا رخ می‌دهد داشت.

در این جریان بی‌پایان محتوا، حقیقت و دروغ دائما با هم مخلوط می‌شوند. حتی پلتفرم‌هایی مثل پلی مارکت به محلی برای شرط‌بندی روی نتایج جنگ تبدیل شده‌اند، تا جایی که برخی کاربران پس از ضرر مالی، خبرنگاران را تهدید کرده‌اند.

در چنین فضایی، حفظ همدلی بسیار دشوار می‌شود. درک این واقعیت که هزاران انسان بی‌گناه کشته می‌شوند، خانه‌هایشان نابود می‌شود و آینده کشورشان برای یک نسل به خطر می‌افتد، به‌تدریج کمرنگ می‌شود. در حالی که ما مسئولیتی داریم، مسئولیتی برای فشار آوردن به کسانی که این رنج را ایجاد می‌کنند.

چالش این جنگ و شاید کل زمانه ما همین است: حفظ انسانیت، در برابر رهبران سیاسی‌ای که از نابودی آن سود می‌برند، و پلتفرم‌هایی که از این وضعیت کسب درآمد می‌کنند.

۳۱۲/۴۲

منبع: گاردین