خبرآنلاین - رسول سلیمی: در طول بیش از دو دهه، ونزوئلا تحت رهبری هوگو چاوز و نیکولاس مادورو به عمیقترین و راهبردیترین متحد ایران در نیمکره غربی تبدیل شد. این رابطه فراتر از همکاریهای نفتی معمول، به یک اتحاد تمامعیار تبدیل شده بود که محور مقاومت را از یک شبکه منطقهای به یک پروژه جهانی ارتقا میداد. پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، همکاریهای تهران-کاراکاس وارد فاز جدیدی شد: به ادعای رسانههای غربی ایران نه تنها سوخت و تجهیزات پالایشگاهی به ونزوئلا ارسال کرد، بلکه سامانههای دفاعی و فناوریهای موشکی را نیز در اختیار این متحد قرار داد. در مقابل، ونزوئلا پایگاه لجستیکی، مالی و ایدئولوژیک محور مقاومت در آمریکای لاتین شد.
البته حمله آمریکا به ونزوئلا و بازداشت نیکولاس مادورو به معنای پایان مقاومت آمریکای لاتین در برابر سلطهطلبی واشنگتن نیست. جریانهای چپ و استقلالطلب همچنان در بسیاری از کشورهای منطقه آمریکای جنوبی و حوزه دریای کارائیب قدرت و نفوذ به سزایی دارند.
بازگشت این جریانها به قدرت در هر یک از این کشورها با دخالت و مقاومت آمریکا مواجه خواهد شد، اما نهایتا تهران به عنوان یک شریک طبیعی آماده همکاری با جریانهای چپ و مخالف سلطه در آمریکای جنوبی است.
عملیات آمریکا در ۳ ژانویه ۲۰۲۶ و بازداشت مادورو و همسرش، نقطهای بود که شبکه راهبردی محور مقاومت جهانی را هدف مستقیم قرار داد. بر اساس اظهارات مقامهای آمریکایی، از جمله مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا، این عملیات نه یک اقدام تاکتیکی، بلکه ضربهای به محور مقاومت بود. روبیو بارها ونزوئلا را به تبدیل شدن به مرکزی برای تربیت نیروهای حامی ایران در منطقه توصیف کرد و کاراکاس را پایگاه ایران و حزبالله لبنان در آمریکای جنوبی خواند.
با استناد به اظهارات مقامهای آمریکایی بیراه نیست اگر حمله به ونزوئلا را بخشی از راهبرد مقابله با ایران و پیشٰزمینه حمله به ایران و حزبالله لبنان در اسفندماه تعبیر کرد.
پرسش کلیدی این است: فقدان مادورو چه خلأ راهبردی در شبکه محور مقاومت ایجاد کرده و ایران چگونه میتواند این خلأ را مدیریت کند؟
تحلیل یکساله رویدادها نشان میدهد که ونزوئلا پیش از بازداشت مادورو، به یکی از حلقههای غیرقابل جایگزین در زنجیره بقای محور مقاومت تبدیل شده بود. از منظر اقتصادی، مبادلات پایاپای نفت در برابر کالاهای استراتژیک، شریان حیاتی بقای اقتصادی هر دو طرف را تأمین میکرد. در مقابل، ونزوئلا صدای ایران در سازمان ملل، اوپک و جنبش غیرمتعهدها بود.
در چنین شرایطی، فقدان مادورو، شبکه اقتصادی محور مقاومت را با خلأیی راهبردی مواجه کرده که جبران آن در کوتاهمدت ناممکن به نظر میرسد. پیش از بازداشت، ونزوئلا تحت رهبری مادورو به بزرگترین شریک نفتی راهبردی ایران تبدیل شده بود. همچنین در یک سال منتهی به مارس ۲۰۲۶، ایران بیش از ۱۰ میلیون بشکه سوخت و صدها میلیون دلار تجهیزات پالایشگاهی و دفاعی به ونزوئلا ارسال کرد و در مقابل، نفت خام این کشور با تخفیف ویژه در اختیار تهران قرار میگرفت. گزارش وال استریت ژورنال از ناوگان سایه مشترک ایران-ونزوئلا خبر داده بود که با ۵۰ فروند نفتکش، شبکهای گسترده برای دور زدن تحریمهای آمریکا ایجاد کرده بود.
اما بازداشت مادورو و روی کار آمدن دولت موقت دلسی رودریگز که همکاری با واشنگتن را در دستور کار قرار داد، این شبکه را فروپاشاند. قراردادهای ۲۰ ساله ایران و ونزوئلا تعلیق شد و صادرات نفت به ایران عملاً متوقف گردید. دادههای تجاری نشان میدهد مبادلات دوجانبه بیش از ۴۰ درصد کاهش یافته و کانال مالی محور مقاومت در کاراکاس که سالانه صدها میلیون دلار گردش مالی داشت، مسدود شده است.
اما اهمیت این محور اقتصادی فراتر از آمار است. ونزوئلا تنها کشور اوپکی بود که آمادگی داشت بدون توجه به فشارهای آمریکا، زیرساختهای نفتی و مالی خود را در خدمت محور مقاومت قرار دهد. فقدان مادورو، ایران را از یک شریک راهبردی محروم کرده که نه تنها نیازهای انرژی ایران را تأمین میکرد، بلکه پلتفرمی برای دور زدن تحریمهای بینالمللی فراهم میآورد. این خلأ، بقای اقتصادی محور مقاومت را با چالش جدی مواجه ساخته است.
در چنین فضایی، مادورو نه یک رهبر معمولی، بلکه نماد مقاومت ضدآمریکایی در آمریکای لاتین بود. ونزوئلا تحت رهبری او، به همراه کوبا و نیکاراگوئه، جبههای منسجم را تشکیل داده بود که از ایران در تمام مجامع بینالمللی پشتیبانی میکرد. در یک سال گذشته، کاراکاس نقش کلیدی در حمایت از عضویت ایران در بریکس و دفاع از برنامه هستهای تهران در اوپک و سازمان ملل ایفا کرد.
اما بازداشت مادورو، این شبکه سیاسی را تضعیف کرد. دولت جدید ونزوئلا که با حمایت آمریکا روی کار آمده، سیاست همکاری با واشنگتن را در پیش گرفته و فاصله خود را از تهران اعلام کرده است. گزارش الجزیره نشان میدهد که حتی متحدان سنتی ونزوئلا مانند کوبا و نیکاراگوئه نیز با احتیاط بیشتری با ایران همکاری میکنند و بیم آن دارند که همان سرنوشت مادورو دامنگیرشان شود.
چه آنکه استراتژیکترین بعد همکاری ایران و ونزوئلا، حضور نیروهای مقاومت در خاک این کشور بود. گزارشهای متعدد نشان میدهد که ونزوئلا تحت رهبری مادورو، به پایگاه لجستیکی و آموزشی حزبالله در آمریکای لاتین تبدیل شده بود. عناصر مقاومت از طریق کاراکاس، شبکههای مالی، لجستیکی و حتی عملیاتی خود را در منطقه مدیریت میکردند.
گزارش آتلانتیک کانسیل با صراحت تأکید میکند که ونزوئلا «نقطه اتکای حزبالله در نیمکره غربی» بود و بازداشت مادورو، این جایگاه راهبردی را از محور مقاومت گرفته است. با سقوط مادورو، نه تنها پایگاههای لجستیکی حزبالله در کاراکاس از دست رفته، بلکه کل شبکه نفوذ ایران در آمریکای لاتین با خطر فروپاشی مواجه شده است.
اهمیت این محور استراتژیک از دو جهت قابل ارزیابی است: نخست، ونزوئلا تنها کشور خارج از خاورمیانه بود که نیروهای مقاومت میتوانستند با پشتیبانی دولتی در آن فعالیت کنند. دوم، موقعیت جغرافیایی ونزوئلا در نزدیکی آمریکا، آن را به یک «پایگاه پیشرفته» تبدیل کرده بود که قدرت بازدارندگی محور مقاومت را به طور قابل توجهی افزایش میداد. فقدان مادورو، این پایگاه را از میان برده و محور مقاومت را به جبهههای سنتی خاورمیانه محدود کرده است. این محدودیت، ریسکهای نظامی و امنیتی را برای ایران افزایش داده و دامنه مانور استراتژیک آن را کاهش داده است.
از منظر سیستمی، محور مقاومت یک سیستم پیچیده و به هم پیوسته است که در آن هر حلقه نقشی غیرقابل جایگزین ایفا میکند. در این سیستم، ایران به عنوان هسته مرکزی، با سایر گروه های محور مقاومت مانند حزبالله، حماس، حوثیها و متحدان دولتی مانند سوریه، ونزوئلا و کوبا، شبکهای جهانی از قدرت و نفوذ را تشکیل داده بود. ونزوئلا تحت رهبری مادورو، نقشی کلیدی در این سیستم داشت: تأمینکننده انرژی، کانال مالی، پایگاه لجستیکی حزبالله و نماد مقاومت ضدآمریکایی در نیمکره غربی.
گزارش CFR (۸ ژانویه ۲۰۲۶) این سیستم را «شبکه همافزایی ضدغربی» توصیف میکند که در آن، هر حلقه قدرت حلقه دیگر را تقویت میکند. در این چارچوب، ونزوئلا به عنوان «حلقه غربی» این سیستم عمل میکرد. اما بازداشت مادورو، این حلقه را از سیستم جدا کرد. بازخوردهای این اختلال سیستمیک، فراتر از مرزهای ونزوئلا گسترش یافته است:
بازخوردهای منفی شامل تضعیف انسجام کل شبکه است. متحدان لاتین ایران (کوبا، نیکاراگوئه، بولیوی) اکنون با محاسبات جدیدی روبرو هستند و هزینه همکاری با تهران برای آنها به شدت افزایش یافته است. جبهههای خاورمیانه نیز تحت تأثیر این فروپاشی قرار گرفتهاند؛ چرا که شبکه مالی و لجستیکی حزبالله که بخشی از آن از طریق ونزوئلا تأمین میشد، با اختلال مواجه شده است.
اما بازخورد مثبت تسریع روند جایگزینی است. ایران ناگزیر شده سرمایهگذاری بیشتری در روابط با روسیه، چین و کشورهای آفریقایی انجام دهد تا خلأ ناشی از فقدان ونزوئلا را جبران کند. اما این جایگزینی، با هزینههای سنگین و زمانبر همراه است و نمیتواند جایگاه راهبردی ونزوئلا در حیاط خلوت آمریکا را پر کند.
در مجموع، بازداشت نیکولاس مادورو، شاید یکی از سنگینترین ضربات راهبردی به محور مقاومت در تاریخ این شبکه محسوب میشود. ونزوئلا تحت رهبری او، فراتر از یک متحد عادی، به ستون فقرات اقتصادی، سیاسی و استراتژیک این شبکه در نیمکره غربی تبدیل شده بود.از این رو قطع مبادلات نفتی و مسدود شدن کانالهای مالی حزبالله در کاراکاس، شریانهای حیاتی محور مقاومت را با اختلال جدی مواجه کرده است.
با این حال جایگاه مبارزات ضداستعماری و مقاومت در مقابل امپریالیسم آمریکا در آمریکا جنوبی و مرکزی هنوز کاملا متوقف نشدهاست و این دورنمای وجود دارد که به رغم ضربهای که بازداشت مادورو به این جریان وارد کرد، در آینده بار دیگر شاهد ظهور مقاومت در شکلهای جدید در منطقه آمریکای جنوبی و مرکزی باشیم.
اهمیت موضوع در این است که محور مقاومت بدون متحدانی مانند مادورو، از یک شبکه جهانی به مجموعهای پراکنده و آسیبپذیر تبدیل میشود و عدم بازسازی سریع این شبکه میتواند به پیامدهای بلندمدت مانند کاهش نفوذ ایدئولوژیک و تضعیف اقتصاد مقاومتی منجر شود. تجربه نشان داده که محور مقاومت در بحرانهای گذشته نیز توانسته خود را بازسازی کند.
۲۱۳/۴۲